پاسخ به:شهید کاظمی
چهارشنبه 31 فروردین 1390 10:10 PM
در عملیات محرم، یك تیپ را اسیر كرد بدون هیچ تلفات و تا جایی پیشروی كرد كه در طرح قرار نبوده برود ولی نقطه اتكا عالی داشت.
شما ببنید حتی عملیات بدر همین طور كه میرود،مستقیم حركت میكند تا میرسد به رودخانه دجله، از دجله عبور میكند میرود كنار جاده عماره بصره آنجا میایستد، تمام منطقه روطه را دور میزند تا كانال سوئیب.
استفاده از فرصتش در تاكتیك و استراتژی همین بود. احمد وقتی آمد در نیروی زمینی به وقت خودش شلاق میزد. من همیشه میگفتم احمد تو چقدر كار میكنی؟ وقتی نیروی هوایی بود شما مقطع عمر احمد را نیروی هوایی جمع بزنید،نمیخواهم خدای نكرده دیگران را تضعیف كنم، ولی تمام دورههای دیگر منهای دوره آقای قالیباف را جمع بزنید میبینید یك جهش داده است. در نیروی زمینی در همان مقطع میدوید مثل كسی كه فرصت ندارد و باید آن را به یك نقطه برساند و نتیجه استراتژیك بگیرد. احمد در این موارد واقعا منحصر به فرد بود. این نكته را هم بگویم كه احمد فرصتها را محدود میدانست از نظر زمانی، چه در تاكتیك و چه در استراتژی، همیشه محدود میدانست، مثل كسی كه وقت ندارد، این طوری به موضوع نگاه میكرد.
خصوصیت دیگر، انضباط احمد بود، این انضباط را در كلان كه مقررات بود،شماه نگاه كنید به زمانی كه احمد در نیروی هوایی بود میبینید برای همه چیز انضباط را تعریف كرده است. هر جا كه میروی آرایش دارد. شما در نیروی هوایی یك جای مخروبه پیدا نمیكنید. در پادگانی كه حضور مییافت به آن انضباط میداد ولو اینكه یك ساختمان قدیمی و تخریبی بود اما به آن ساختار و سازمان میداد و این كار را میكرد.
میدان صبحگاهش بهترین میدان صبحگاه است، مقبرهای كه برای شهدا درست كرده، زیباترین مقبره است. هر كاری كه انجام میدهد و به هر پایگاهاش كه میروید همین طور است. پایگاه نیروی هوایی ما چند سال از آن میگذرد؟ 50 سال میگذرد، بروید نگاه كنید، این هم از پایگاه درست كردن احمد، بهترین پایگاه با همین امكاناتی كه داشته است. در زمان جنگ، خط احمد كاظمی تمیزترین خط بود خاكریز آن بیشترین ارتفاع را داشت، غذای آن بهترین غذا بود، انضباط در همه جا به چشم میخورد، در آرایش سنگرها، در چیدن سلاحها، و …شما در خاطرات آقا نگاه میكنید، میگویند وقتی كه از لشكر نجف بازدید كردم، اولین لشكری كه برای تانكها چك لیست نوشته بود احمد كاظمی بود. برای همه كس و همه چیز برنامه داشت و یك انضباط خاصی در تمام كارهایش حاكم بود، نه اینكه انضباط خشك داشت، نه. همه چیز دقیق سرجای خودش بود و هزینهای كه انجام میداد هزینه درستی بود.
خصوصیت بعدی احمد شجاعت و جسارت او بود كه هر چند در جنگ عمومیت داشت، لكن احمد در حد اعلای آن قرار داشت. اما بعد از جنگ دو تا مشخصه احمد كه به نظر من اینها خیلی از مشخصههای معنوی احمد را رشد، دادند، یكی ادب احمد بود و دیگری راز نگهداری او بود. من خیلی كم در جمعها میدیدم كه كسی چنین خصلتهایی داشته باشد. برای فرمانده نظامی چنین خصلتی سخت است و اینكه میگویم احمد خلاصهای از امام بود واقعا این طوری بود. حالا به آقا رشید هم عرض كردم، فرماندهان ما در جنگ به ویژه آنها كه شهید شدند، نفوذشان خیلی زیاد بود، درجه هم نداشتند، هیچ كس هم نیامد بگوید كه من از احمد كاظمی یا از فلانی حمایت میكنم.
شما نگاه بكنید اگر حسین خرازی پیراهنش روی شلوار بود، 99 درصد از لشكر امام حسین(ع) پیراهنشان روی شلوارشان بود.تن صدای حسین، ذكر حسین، راه رفتن حسین را تقلید میكردند، احمد هم همین طور. از اینها تقلید میكردند. واقعا الگو و نمونه بودند و تاثیر زیادی بر دیگران داشتند.
، این ادب احمد به نظر من شاه كلید همه چیز بود و به خیلی چیزها رشد داد. نمونهای از تواضع احمد این بود كه در مراسمهای مختلف مثلا در هفته جنگ كه فرماندهان را دعوت میكنند یا یك روز ستاد كل دعوت میكند. به جلسهای، ترتیب چیدن صندلیها به نسبت درجه و رتبه و جایگاه است و هر كس جای مشخصی دارد. یكی از علتهایی كه من امنتناع داشتم از شركت در مراسمها به خاطر اخلاق و برخورد متواضعانهی احمد بود، یك معركهای داشتیم در جایگاه، احمد همه را به هم میریخت و جابه جا میكرد تا خودش آخر بایستند، امكان نداشت كه این جوری نباشد. یك روز به آقا رحیم گفتمم كه شما فكر میكنید كه ما به احمد خط میدهیم؟ احمد را ما نمیشناسیم؟ احمدی كه در جنگ وقتی تصمیم میگرفت كه بگوید نه، همه میگفتند حریف احمد نمیشویم آن وقت این ادب احمد است؛مسافرت میخواستیم برویم اگر سه تا ماشین بودیم،اینقدر میایستاد تا ماشینها جلو بروند و او آخرین ماشین باشد. حتی در تردد، ادب او فوقالعاده بود، شما بگردید در بین دوستان احمد، كسی را پیدا نمیكنید كه احمد بدگویی او را بگوید و غیبت كسی را بكند.اگر مخالفت داشت كوتاه یك چیزی میگفت و زیاد به این موضوع نمیپرداخت. همه را بر خودش ترجیح میداد.البته ممكن است كسی احمد كاظمی را در جنگ دیده باشد و از نزدیك با او آشنا نباشد و بگوید احمد یك آدم لجبازی است، اما او اینجوری نبود و این قضاوت صحیحی نیست.
و اما درباره راز نگهداری احمد. چند نفر ما میدانیم كه در لشكر نجف كه بینانگذارش احمد كاظمی بود آمدند سخنرانی كردند، گفتند احمد كاظمی این است،احمد كاظمی آن است،چند نفرمان اینها را میدانیم،چند نفرمان میدانیم احمد به خاطر دفاع از ولایت همه سرمایههایش را دچار مشكل كرد.چند نفرمان این را میدانیم؟ چند جا این را گفت؟ و خیلی اتفاقهای دیگر.
ما تا این روزی كه احمد شهید شد، نمیدانستیم كه احمد اینقدر مجروح شده، والله یك بار احمد نگفت كه تركش به سرم خورده، به صورتم خورده، یك بار نیامد بگوید كه مجروح شدم. من كه نزدیكترین فرد به احمد بودم، نمیدانستم احمد اینقدر زخمی شده، هیچ وقت نگفت،خدا شاهد است هیچ وقت بر زبان جاری نكرد. احمد خیلی خصلتها داشت، همیشه از بریدگی از دنیا میگفت واقعا انسان عجیبی بود یعنی هر چه آدم از او فاصله میگیرد، احساس میكند كه احمد یك قلهای بود، واقعا یك قلهای بود، متفاوت بود،خیلی فضیلت داشت، برای همین میگویم احمد واقعا خلاصهای از شخصیت امام خمینی (ره) بود در ابعاد مختلفی.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت