0

اخبار ایران و جهان

 
Sem_440
Sem_440
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 3093
محل سکونت : آذربایجانغرب

پاسخ به:اخبار ایران و جهان
چهارشنبه 31 فروردین 1390  11:02 AM

 
لکنت زبان؛ یک سیاهچاله بزرگ و بی‌پایان


«کالین فرث» بازیگر 50 ساله سینمای انگلستان که امروز جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم سینمایی «سخنرانی پادشاه» از آن خود کرد، اولین بار برای بازی در سریال تلوزیونی «غرور و تعصب» شناخته شد.

ايلنا: «کالین فرث» بازیگر 50 ساله سینمای انگلستان که امروز جایزه بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم سینمایی «سخنرانی پادشاه» از آن خود کرد، اولین بار برای بازی در سریال تلوزیونی «غرور و تعصب» (1995) و در نقش «آقای دارسی» توجه گسترده عموم را به استعداد بازیگری خود جلب کرد. فرث که دوران کودکی خود را در کشور آفریقایی نیجریه گذارند، دستی هم در نویسندگی دارد و یک داستان کوتاه در مجموعه «گفت‌و‌گو با فرشته» (با ویراستاری «نیک هورنبی») دارد، علاوه بر این که در نوشتن چند کتاب دیگر نیز همکاری داشته است. فرث همچنین خوانندگی هم می کند و ترانه بسیاری از فیلم هایی را که در آنها بازی کرده، خودش خوانده است.

* تام هادلستون: آیا پیش از آن که در فیلم «سخنرانی پادشاه» بازی کنید به دهه‌های 1930 و 1940 علاقه داشتید؟

ــ کالین فرث: من تا قبل از بازی در این فیلم هیچ گونه بیوگرافی از افراد سلطنتی انگلستان را نخوانده بودم. یعنی چنین موضوعی برایم هیچ جذابیتی نداشت. ولی در این فیلم، تاریخ پیرنگ فرعی را تشکیل می دهد که من آن را می پسندم. وقتی پیرنگ اصلی تاریخ ادوارد و والیس سیمپسون است، ما به حاشیه می رویم و این باعث می شود که جورج به قهرمان داستان تبدیل شود؛ مردی که حاضر نبود خودش را نشان بدهد؛ مردی که بیش از اندازه متواضع بود و تمایلی نداشت که در کانون توجه قرار بگیرد. روایت داستان زندگی این مرد و ماجرای دوستی اش با شخصی که به او کمک کرد بر مشکل خود فائق شود، خیلی برایم جالب بود.

* آیا به نظر شما جورج ششم یک شخصیت سمپاتیک و همدلی برانگیز است؟
ــ به گمانم بله. او انتظار نداشت که پادشاه انگلستان بشود؛ نهایت قضاوتی که در مورد او می کردند این بود که او برادر کوچک کسل کننده و فاقد جذابیت یک وارث بسیار جذاب و پر شور تاج و تخت پادشاهی است. قانون هیچ قدرتی به او نداده بود، و شغلش سخنرانی کردن بود که البته بزرگ ترین مشکل او نیز بود چون لکنت داشت. این که شخص بخواهد به طور زنده و مستقیم از پشت میکروفون نه تنها با مردم بریتانیا بلکه با کل امپراتوری صحبت کند، دارای دورنمای جذابی است. فرا تر از همه اینها یک جنگ قریب الوقوع در حال رخ دادن بود، و رقبایش در آن جنگ؛ یعنی، هیتلر و موسولینی در زمینه بلاغت و سخنوری احتمالا بهترین بودند. بنابراین سخنرانی برای او در چنین شرایطی به سختی کوه کندن بود. او مجبور بود این کار را انجام بدهد، حال چه دوست داشته باشد و چه دوست نداشته باشد و چه مشکل داشته باشد و چه نداشته باشد. آدم فیلمی از سخنرانی او را می بیند و دلش به حال او می سوزد. به نظرم او حاضر بود هر کاری دیگری را انجام بدهد ولی سخنرانی نکند. او داشت له له می زد که عملیات جنگی جنگ جهانی اول را از نزدیک ببیند ولی به دلیل مشکلات سلامتش به او اجازه این کار داده نمی شد. یقینا او آدم بی دل و جرأتی نبود.

* آیا شما از این که در زمینه سخن گفتن به عنوان یک فرد دچار لکنت زبان آموزش ببینید، نگران بودید؟
ــ حقیقتش من آموزشی در زمینه سخن گفتن ندیدم. کار ها را خودم انجام دادم و روند کاری خاص خودم را پشت سر گذاشتم. در مورد این که با یک فرد لکنت زبانی چگونه کنار بیاییم حرف های زیادی زده شده، ولی در مورد این که شخص چگونه مثل لکنت زبانی ها حرف بزند، ایده چندان زیادی وجود ندارد. بهترین منبع ما در این زمینه «دیوید سیدلر»، فیلمنامه نویس ما بود که در بچگی لکنت زبان داشت. او به من گفت لکنت زبان مثل این است که زیر آب باشی؛ مثل حس غرق شدن. وقتی در چنین سکوتی هستی، مثل این است که در یک سیاهچاله بزرگ قرار داری و احساس نمی کنی که این سیاهچاله پایانی هم دارد. من فیلم کوتاهی از حرف زدن جورج ششم را تماشا کردم و می توانستم ببینم که این وضعیت پایانی ندارد. لحظات حرف زدن با لکنت زبان که برای ما لحظات بسیار کوتاهی است احتمالا برای او مثل یک ابدیت بی پایان بوده. ولی ما برای آن که با لهجه مناسب حرف بزنیم خیلی تلاش کردیم. عجیب به نظر می رسد که آدمی مثل من برای بازی کردن در نقش یک بریتانیایی ثروتمند به مربی لهجه نیاز داشته باشد، ولی به نظر من ما فراموش می کنیم که در سال های دور با چه لهجه ای صحبت می کرده ایم. مثلا یک بار داشتم به گزارش های خبری قدیمی گوش می کردم متوجه شدم حرف R را با لهجه خاصی تلفظ می کنند که پدربزرگ هایم با آن تلفظ حرف می زدند. تا وقتی که «گای پی یرس» را ندیده بودم نمی دانستم در زمینه تلفظ تا کجا ها باید پیش برویم، چون او حسابی بر آن مسلط شده بود.با توجه به این که او بریتانیایی نیست، تمرین در زمینه لهجه را مثل مطالعه و بررسی لهجه انجام می داد. ما بریتانیایی فکر می کردیم چون بریتانیایی هستیم نیازی نداریم که تا این حد پیش برویم، در حالی که اشتباه می کردیم.

* فضا و حال و هوای پشت صحنه چگونه بود؟

ــ وقتی از پشت صحنه فیلم دیدن کردم هوا سرد و برفی و نسبتا گرفته بود.البته لحظات شاد هم داشتیم، ولی به نظر من به طور کلی وضعیت سخت و دشواری بود. ساعت ها کند می گذشت، هفته ها کند می گذشت. این پروژه از جهت فرصت و زمانی که برای به پایان رساندن آن داشتیم پروژه بدقلق و دست و پاگیری بود. ولی خوشبختانه آدم هایی دور و بر ما بودند که اجازه نمی دادند چنین حال و هوایی بر گروه حاکم باشد. «هلنا بونام کارتر» آدم خیلی شوخی است؛ او همیشه چیزی دارد که آدم را با آن غافلگیر کند؛ «جفری راش» هم این گونه است. به نظر من طنز خیلی تأثر گذار است چون رابطه های خود اعضای گروه تحت تأثیر آن بود. ما خیلی می خندیدیم. با این حال حس سرمای شدیدی که در پشت صحنه بود، از یادم نمی رود.

* صحنه هایی که شما و جفری راش در آنها بازی کرده اید، در واقع نقش آفرینی ناب هستند. آیا شما اجازه بداهه گویی داشتید؟

ــ ما جای مانور داشتیم. تام هوپر فضایی ایجاد کرده بود که در آن هر گونه پیشنهادی با استقبال رو به رو می شد. ما از طرفی دفتر خاطرات «لایونل لوگ» (شخصیتی که جفری راش نقش او را بازی کرده) را کشف کردیم که واقعا مثل یک کشف باستان شناختی بود. محتوای این دفتر خاطرات می توانست تغییر بزرگی در روند کار ما ایجاد کند، ولی خوشبختانه به اعتبار کار دیوید سیدلر، تفاوتی بین آنچه سیدلر در فیلمنامه اش نوشته بود و آنچه روگ در دفتر خاطراتش نوشته بود، وجود نداشت.

* با توجه با این که بازی در این فیلم جوایز زیادی برای تان به ارمغان آورده، آیا تأثیری هم در فیلمنامه هایی که به شما پیشنهاد می شود، داشته؟
ــ البته امسال فیلمنامه های بیشتری به من پیشنهاد شد ولی این وضعیت لزوما وضعیت بهتری نیست. این که به جای پنج تا فیلمنامه، 50 تا فیلمنامه به شما پیشنهاد شود لزوما به این معنا نیست که 50 فیلمنامه خوب به شما پیشنهاد شده. ولی قبول دارم که آدم در مورد حرفه ای که ریسک پذیری آن بالا است، با تنوع بیشتری رو به رو می شود.

مجله تایم اؤت سیدنی/ تام هادلستون/ مترجم: فرشید عطایی
پايان پيام
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها