هدف جامعه الگو
چهارشنبه 31 فروردین 1390 8:49 AM

به عبارت ديگر، قابل تصور نيست كه اجتماعي از انسانهاي داراي هدف مشترك وجود داشته باشد اما آن اجتماع نسبت به ساماندهي هدف مشترك آنان داراي رسالت اساسي و عمده نباشد.
بر اين اساس در جامعهاي كه ما آن را اسوه و الگوي خواستني و قابل دفاع براي انسان ميدانيم، برنامهريزي و تخصيص منابع و مديريت اجرايي و سياسي و فرهنگي و آموزشي و ... همه و همه به عنوان عناصر و اجزاي يك سيستم عمل ميكنند كه برآيند اقدامات و تلاشهايشان نزديك كردن آن سيستم به هدف در نظر گرفته شده براي آن است و اين مقصود در خصوص «انسان»هاي موحد همانا «عبادت» پروردگار است يعني همان كه موضوع آيه 56 از سوره ذاريات است كه «و من جن و انس را نيافريدم مگر براي اين كه عبادتم كنند». اين هدف اصلي متوجه همه انسانهاست كه مخلوق خداوند هستند و اختصاص به جامعه مسلمانان يا مسيحيان و ... ندارد.
دقت در آيه مطروحه بيانگر آن است كه اصولا خلقت كه فعل خداوند است، هم داراي «غرض» است و هم اين كه غرض آن، منحصرا «عبادت» است و همان طور كه مرحوم علامه طباطبايي در تفسير اين آيه در الميزان آورده، غرض آن است كه خلق عابد خدا باشد نه اين كه خداوند معبود خلق باشد و اين بيان در بردارنده اين نكته است كه چون خداوند بينياز است و از هيچ بابتي نقص و كاستي ندارد كه با انجام كاري همچون عبادت توسط بندگان، نقصان و كاستي خود را جبران نمايد لذا غرض از عبادت خود توسط انسان را به كمال رساندن بندگان عبادتكننده و پاداش دادن به آنان قرار داده است.
يعني اين انسان است كه از عبادت خداوند منتفع ميشود و انسان با عبادت كردن، مشمول استكمال واقع ميگردد و از آن طريق منتفع و بهرهمند ميشود. اين كه عبادت چيست و چگونگيهاي آن بر چه قرار و وضعيتي است وصورتهاي عام و خاص آن از چه ساز و كارهايي برخوردار ميباشد و دهها پرسش ديگر از جمله مقولاتي است كه توسط دانشمندان علوم اسلامي در خصوص آنها بررسي به عمل آمده و در اختيار است و مباحث در حال گسترش و تكامل هم است.
اما به هر قالب و محتوايي كه آن را درآوريم و معرفي كنيم، آنچه از عبادت استنباط ميشود؛ آن است كه «انسان» به عنوان يكي از مخلوقات الهي، چنانچه رسالتهاي خويش را در قلمرو موازين دين توحيدي و اكمل اين دين كه اسلام است، به سامان برساند؛ در واقع به وظايف بندگي خود، دائر بر عبادت حضرت حق عامل بوده و نسبت به هدف از خلقت خويش اعتناي لازم را روا داشته است.
اما چنين انساني، زماني موفق ميشود با بهرهوري بالاتر و بيشتر و با سرعت افزونتر در راستاي تحقق وظايف و تكامل خويش (و البته در پرتو استفاده از حقوقي كه براي او در نظر گرفته شده است) اقدام نمايد كه در محيط و جامعهاي كه به عنوان فردي از آن در آن زندگي ميكند، از پشتيبانيها و ضوابط و مقررات جمعي تسهيلكننده حركت فرد و همچنين ترتيبات و سازوكارهاي مانع اعمال هرج و مرج و به هم ريختگي زندگي جمعي، بهرهمند باشد.
يعني مدل زندگي فردي و جمعي در يك نظام هدفمند توحيدي بايد به گونهاي طراحي، اجرا و نظارت و مشمول تجديد نظر دائم باشد كه هر آينه از زندگي افراد در بستر ملاحظات اعمال شده اجتماعي، سمت و سويي داشته باشد كه از آن احساس «بندگي» خالق از طريق «عبادت» انسان متجلي باشد؛ عبادتي كه منفعت آن متوجه «عابد» و نه «معبود» است، لذا كمال عابد و از آن ناحيه پاداش او را در تعالي و كسب معرفت و نزديك شدن به صفات الهي، سببسازي نمايد.
آنروز .. تازه فهمیدم ..
در چه بلندایی آشیانه داشتم... وقتی از چشمهایت افتادم...