0

شعر کوچولوها

 
ali_81
ali_81
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 10633
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:شعر کوچولوها
شنبه 29 آبان 1389  2:44 PM

مادربزرگ

مادربزرگ

وقتی اومد

خسته بود


چار قدش و

دور سرش

بسته بود


صدای كفشش كه اومد

دویدم


دور گُلای دامنش

پریدم


بوسه زدم روی لُپاش

تموم شدن خستگی هاش
تشکرات از این پست
mohammad_43 majid68 zahra_53
دسترسی سریع به انجمن ها