پاسخ به:علامه عسگری
شنبه 27 فروردین 1390 7:10 PM
آيا پايه گذار شيعه يهودي است؟

علامه عسکري با فعاليتهاي تقريبي موجب شد تا ابهامات و شبهاتي که در ميان اهل سنت نسبت به فکر و عقيده شيعه وجود داشت، برطرف شود. بهعنوان نمونه، کتاب «عبدالله بن سبا» يک شبهه بسيار مهمي که در اذهان اهل سنت بود را برطرف کرد. آنها معتقد بودند که پايهگذار مذهب شيعه، يک شخص يهودي به نام عبدالله بن سبا است که در زمان عثمان ظهور کرده و با هدف تشقيق و برهم زدن صفوف اسلامي، فرقهاي به نام تشيع راهاندازي کرده است و علامه عسکري با نگارش آن کتاب، اين شبهه را رفع کرد.
در پي نگارش اين کتاب توسط علامه عسکري افراد زيادي براي ايشان نامه نوشته و از ايشان تشکر کردند. اصلا نگارش کتاب «عبدالله بن سبا» سبب شيعهشدن افراد زيادي شد و علامه نيز با همين هدف اين کتاب را نوشت. کتاب ديگري که علامه عسکري با همين رويکرد تقريبي نوشت تا شبهات را برطرف کند، کتاب شريف «صد و پنجاه صحابي ساختگي» در چهار جلد بود.
علامه عسکري همچنين کتاب «معالم المدرستين» که با عنوان «ويژگيها و ديدگاههاي دو مذهب در اسلام» نيز ترجمه شده است، با همين رويکرد تقريبي نوشت. مشاهده ميشود که علامه عسکري در اين کتاب، معارف اسلامي را به تفصيل توضيح دادهاند و اصطلاحات شرعي را شرح ميدهند، سپس معارف مکتب تشيع را توضيح ميدهند و ضمنا ديدگاههاي اهل تسنن درباره مسائل اسلامي را نيز بيان ميکنند.
تلاشهاي تقريبي علامه عسکري در کتاب «نقش عايشه در اسلام» نيز قابل مشاهده است. در رويکرد تقريب بين مذاهب اسلامي گاهي علماي ما با حسنظن برخورد ميکردند و مطالب خلافي از کتابهاي اهل سنت به کتابهاي شيعه راه پيدا ميکرد، اما علامه عسکري بهدليل تتبع گستردهاي که در منابع شيعه و سني داشته، اين اشتباهات را متذکر و يادآور ميشود.
علامه عسکري کتابي با عنوان «نقش ائمه عليهم السلام در احياء دين» دارد که در چهارده جلد نگاشته شده و در مجموعه دو جلدي نيز چاپ شده است. در جلد هشتم اين کتاب از صفحه 68 به بعد، علامه عسکري نمونههايي از اين اشتباهات را بيان کرده است که به يکي از آنها اشاره ميکنم.
علامه عسکري از کتاب کامل ابن اثير نقل ميکند که در يکي از جنگها راهبي از اهل حجر که منطقهاي در بحرين است، اسلام ميآورد. از او ميپرسند که شما چرا مسلمان شدي؟ او گفت: من مطالبي را ديدم و ترسيدم مسلمان نشوم و خدا مرا بهصورت حيوان مسخ کند. آن مطالب عبارتند از: يکي، اينکه در فتح بحرين براي مسلمانان در کوير، آب پديد آمد. دوم، امواج دريا براي مسلمانان آرام شد و (بنا به نقلي) مسلمانان روي موج دريا راه رفتند.
ابن اثير متوفي 630 هجري است. اين قضيه را نيز از تاريخ طبري نقل کرده که خود طبري متوفي 310 هجري است، نقل کرده است. ضمن اينکه ريشه اين افسانه نيز به همان سيف بن عمر بازميگردد. عجيب اين است که ميبينيد سيد بن طاووس در کتاب «المجتني» که يک کتاب دعايي است و بهعنوان تتمه کتاب «مهج الدعوات» ايشان چاپ شده، در صفحه 699 همين مسئله را نقل ميکند.
علامه عسکري در اين باره ميفرمايد که اساساً اصل اين جريان را ابن اثير از تاريخ طبري نقل کرده و تاريخ طبري نيز آن را از سيف بن عمر نقل کرده و تمام اين جريانات و نقلها از اساس باطل است. اين يکي از نمونههاي پژوهشهاي گسترده علامه عسکري است که مشاهده ميکنيد حتي علماي بزرگي همچون سيد بن طاووس نيز دچار اشتباه شدهاند، ولي علامه عسکري با تحقيق علمي آن مسئله را روشن کرده است.
کار تقريب بين مذاهب در ميان علماي ما سابقه دارد. از زمان علي بن عيسي اربلي که صاحب کشفالقمه است، ميبينيم که اساسا اين کتاب با رويکرد تقريب بين مذاهب نگاشته شده است؛ لذا ميبينيد که علي بن عيسي اربلي که از بزرگان علماي شيعه است، در کتاب کشف القمه بسياري از روايات اهل سنت را نقل ميکند.
حتي مشاهده ميکنيم که علي بن عيسي اربلي، رواياتي درباره خلفا نقل ميکند. يا بهعنوان نمونه، تا قرن نهم هجري علمايي را ميبينيم که در همين راستا تلاش کردهاند. ابن ابي جمهور احصائي، صاحب کتاب عوالي اللئالي چهار جلد کتاب نوشته و در اين کتاب، بسياري از روايات را از منابع اهل سنت استخراج کرده است.
در بين علماي شيعه در سدههاي مختلف، نگاه تقريبي وجود داشته است که در کتب اهل سنت جستجو کنند و مضاميني که با فکر و فقه شيعه متناسب بوده، استخراج کنند و اين بهترين زمينه بين تقريب مذاهب را فراهم ميکند. ابن ابي جمهور احصائي در کتاب خود، مطالب و روايات را از منابع اهل سنت نقل کرده است.
بهعنوان در فقه، قاعدهاي به نام «ضمان يد» داريم که ميگويد: علي اليد ما أخذت حتي تؤدي. اين قاعده را هنگامي که در منابع فقهي جستجو ميکنيد، مشاهده ميکنيد که اين روايت در منابع شيعي وجود ندارد و تنها در مستدرک ميرزاي نوري(ره) مطرح شده که آن هم بهصورت مرسل و بدون سند آمده است.
يا بهعنوان نمونه در کتبي که با عنوان قواعد فقه شيعه نگاشته ميشود، اگر بررسي کنيد، مشاهده ميکنيد که اساسا مدرک و مستند قاعده ضمان يد، همين حديث است. شنيدهام که در زمان خود ما نيز بعضي از آيات عظام و مراجع تقليد نيز چنين تلاشهايي کردهاند و با جستجو در کتابهاي اهل سنت، مضاميني که با فکر و فقه شيعه متناسب است، استخراج کردهاند و در کتابي جمعآوري کردهاند.
اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت