0

درگه اميد

 
sadali
sadali
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 1442
محل سکونت : خراسان رضوی

درگه اميد
شنبه 27 فروردین 1390  12:50 PM

آورده اند كه در زمان پيشين ، مردى گناهى كرد. به نزديك پيغمبر آن زمان شد و گفت : گناه كرده ام . از حق تعالى در خواه تا عفو كند. آن پيغمبر درخواست نمود. بارى ديگر آمد كه گناهى كرده ام درخواه تا عفو كند. درخواست كرد، عفود نمود. بار سيم آمد كه گناه دگر كرده ام . باز درخواست نمود. بار چهارم آمد. پيغمبر روى از وى بگردانيد و گفت : مرا شرم مى آيد از حضرت عزت كه سه بار درخواستم و حق تعالى عفو كرد. ديگر باره درخواست نكنم . مرد روى به صحرا نهاد و دوگانه اى بگزارد و روى بر خاك نهاد و گفت : خداوندا! مرا نمى يابد كه گناه كنم اما شيطان و هواى نفس مرا بدان مى دارند. خداوندا! اگر مرا نيامرزى ، من نيز گناه كنم و گناه از من در وجود آيد. حق تعالى فرشته اى را بفرستاد و تا در مقابل وى ايستاد و مى گفت : ما نيز بيامرزيديم . (892) (حق تعالى توبه كنندگان را دوست مى دارد. ان الله يحب التوابين .(893)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها