پاسخ به:اخبار کلی 27فروردین 90
شنبه 27 فروردین 1390 11:06 AM
خبرگزاري فارس: نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «اخراجيها3» با حضور «مسعود دهنمكي» تهيهكننده و كارگردان، «محمدرضا شريفينيا» بازيگر و مجري طرح، «بهنوش بختياري» بازيگر و «جبار آذين» منتقد سينما در خبرگزاري فارس برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «اخراجيها3» با حضور «مسعود دهنمكي» تهيهكننده و كارگردان، «محمدرضا شريفينيا» بازيگر و مجري طرح، «بهنوش بختياري» بازيگر و «جبار آذين» منتقد سينما در خبرگزاري فارس برگزار شد.
گزارش كامل اين نشست را در زير بخوانيد:
* دهنمكي: وجه سياسي «اخراجيها» به لحاظ شرايط ملتهب جامعه نمود بيشتري دارد
«مسعود دهنمكي» در اين نشست گفت: مضمون «اخراجيها3» به حواشي دفاع مقدس و مسائل پس از جنگ ميپردازد و داستان فيلم مربوط به مسائل اجتماعي - سياسي آدمهاي پس از جنگ است و در ادامه «اخراجيها1» و «اخراجيها2» است و داستان مستقلي از خود ندارد. سرنوشت آدمها در «اخراجيها» بهانه و پلي ارتباطي است براي مسائل روز اجتماعي و سياسي روزگار ما.
وي افزود: غلبه اجتماعي اين اثر بر وجه سياسي آن به اين دليل است كه بيشتر در «اخراجيها3» به مسائل پس از جنگ پرداخته ميشود و زياد به مسائل سياسي نميپردازد و داستان فيلم درباره انديشه و ارتباطات آدمها پس از جنگ با خانواده و اجتماع پيرامون شكل ميگيرد و هر چه لايههاي فيلم بررسي را ميكنيم به تم اجتماعي آن بيشتر پي ميبريم؛ اما در حال حاضر به لحاظ فضاي ملتهب سياسي، وجه سياسي آن بيشتر نمود يافته است.
* رفتارهاي حاجيگرينف و دباغ نماد طيف گستردهاي از سياستمداران امروز است
اين كارگردان سينما در ادامه افزود: درباره شخصيتها بايد بگويم تلفيق مصداقي شخصيتها براي من بسيار مهم بود؛ به عنوان مثال دباغ و همسرش ميتوانستند مصداقي خاص باشند ولي فيلم چيزي فراتر از آدمها و مصداقهاست و با مفايم سر و كار دارد.
وي در ادامه گفت: بعضي اصطلاحات چون «از بسيجيها بسيجيتر شدند» يا «خدايا تو شاهد باش من براي گرم نگه داشتن تنور انتخابات و براي مردم همه چيز را ميسوزانم» سعي شده به زبان طنز به آنها پرداخته شود و رفتارهاي حاجيگرينف و دباغ نماد طيف گستردهاي از سياستمداران امروز جامعه ماست.
دهنمكي در ادامه به حواشي اكران فيلم اشاره كرد و گفت: واكنشهاي زيادي در اين باره وجود داشت؛ برخي به روي خود نميآورند كه اين فيلم وجود دارد، برخي نيز مردم را دعوت به نديدن ميكنند چراكه ميدانند مخاطب با ديدن فيلم تحت تأثير قرار ميگيرد و ممكن است به هوشمندي برسد كه ديگر در انتخابات بعدي فريب اين گونه رفتارها را نخورد. آنها احساس كردند اگر دفعه بخواهند اين گونه مردم را فريب دهند، مردم برايشان كاريكاتوري از اخراجيها طراحي خواهند كرد.
وي افزود: به نظرم اگر مصداقگرايي روشني در فيلم انجام ميشد، مخاطب نميتوانست به اين مرحله برسد.
* مهندسي فرهنگي كشور ما براي روزهايي اينچنين چند فيلم سفارش دهد
به گزارش فارس، مسعود دهنمكي در ادامه نشست در پاسخ به سوالي مبني بر سفارشي بودن فيلم، گفت: اگر اين هوشمندي در سياستگذاريها وجود داشته باشد كه اين طور فيلمها سفارش داده شوند، خيلي هم خوب است. در شرايطي كه فضا پر تلاطم و همراه با سوء تفاهم است، احتياج به چيزهايي داريم كه سوء تفاهمها را كم كند و مردم را به عقلانيت سياسي دعوت كند. اگر يك جايي اين كارها را انجام دهد، به نظرم كار خوبي است. مهندسي فرهنگي كشور ما براي روزهايي اينچنين بايد چند فيلم سفارش دهد. اما چيزي كه همه ميدانند اين است كه اخراجيها به دليل اينكه در زمين چپ و راست بازي نميكند، انقدر مورد هجمه و مظلوم واقع ميشود.
* مخاطب «اخراجيها3» بلاتكليف نيست
اين كارگردان در ادامه گفت: زماني كه فيلمي دنبالهدار ساخته ميشود و حتي عنوان فيلم نيز تغيير نميكند و تنها شماره به آنها اطلاق ميشود، چه مخاطب داخلي چه مخاطب و چه مخاطب خارجي، با ديدن شماره بر دنباله عنوان فيلم متوجه ميشود كه براي درك بهتر فيلم حتماً بايد در ابتدا قسمتهاي قبلي را ببيند. اين در مورد معروفترين سريالهاي دنيا نيز مرسوم است؛ چراكه با نديدن تنها يك قسمت سير داستان را از دست ميدهي و سردرگم ميشوي. در صورت كلي و منطقي اين است كه هر كس تمايل دارد قسمت سوم يك فيلم سينمايي را ببيند در ابتدا قسمتهاي قبلي آن را تماشا كند و بعد به تماشاي قسمت سوم بنشيند.
وي افزود: در داستان «اخراجيها3» جز در يك مورد سعي شده كه مخاطب زياد دچار سردرگمي نشود و آن مورد نيز براي گرهگشايي از قسمتهاي قبل است كه جريان «ايران» دختر فرمانده مشخص شود و همانطور كه ميدانيد در سكانس پاياني فيلم مشخص ميشود «ايران» همان دختر داخل كمد بوده كه بيژن او را نجات داده است و به نظرم اين برگ برنده فيلمنامهنويس است كه در آخرين سكانس فيلم براي مخاطب رو ميشود.
اين كارگردان در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبني بر اينكه خط داستان در «اخراجيها3» به پررنگي «اخراجيها1» و «اخراجيها2» نيست و شخصيت «ايران» با كليپها و داستانكهاي فرعي به حاشيه كشيده ميشود، گفت: به نظر من داستانكهايي چون رابطه «ايران» با «حاجيگرينف» و «پسر حاجيگرينف»، رابطه «ايران» با پدرش و داستان رقابت دباغ و گرينف و سيدمرتضي و در آخر شكلگيري برنامه تلويزيوني، به دنبال شخصيتهاي اخراجيها ميگردد.
وي افزود: در جاي جاي فيلم شما شاهد هستيد كه داستان از فضاي انتخابات خارج و به فضاي ديگر وارد ميشود و اين جريان همچنان ادامه دارد اما نكته قابل توجه اين است كه همه اين داستانكها در پايان فيلم به هم ميرسند و در برنامه زنده تلويزيوني ميبينيم كه تمام اخراجيها كه با يكديگر متفاوتاند، به بهانهاي در يك جا جمع ميشوند و تكليف مبارزه انتخاباتي و تكليف رابطه «ايران» با تك تك شخصيتهاي فيلم مشخص ميشود.
دهنمكي با اشاره به فيلمنامه گفت: حال بايد دوستان متخصص در اين باره اظهار نظر كنند كه فيلم از لحاظ اوج و فرود و پاياننبدي جوابگو است يا خير. گرچه نبايد اين را بگويم اما نقاط عطف فيلمنامه به خوبي در داستان مشخص است و مخاطب بلاتكليف از سينما بيرون نميآيد و سرانجام «ايران» براي تماشاگر مشخص شده و حتي اگر نتيجه انتخابات را نداند، متوجه اين نكته ميشود كه در آينده بايد حواسش بيشتر به دباغها و حاجي گرينفها باشد و اين تمام چيزي است كه ما از نمايش فيلم ميخواهيم و بنده تصور ميكنم با توجه به هوشمندي مخاطب به اين مهم دست يافتهايم.
* حيايي، رويگري و بختياري قرارداد سفيد امضا كردند
اين كارگردان در ادامه گفت: زماني كه فيلمي دنبالهدار ساخته ميشود و حتي عنوان فيلم نيز تغيير نميكند و تنها شماره به آنها اطلاق ميشود، چه مخاطب داخلي چه مخاطب و چه مخاطب خارجي، با ديدن شماره بر دنباله عنوان فيلم متوجه ميشود كه براي درك بهتر فيلم حتماً بايد در ابتدا قسمتهاي قبلي را ببيند. اين در مورد معروفترين سريالهاي دنيا نيز مرسوم است؛ چراكه با نديدن تنها يك قسمت سير داستان را از دست ميدهي و سردرگم ميشوي. در صورت كلي و منطقي اين است كه هر كس تمايل دارد قسمت سوم يك فيلم سينمايي را ببيند در ابتدا قسمتهاي قبلي آن را تماشا كند و بعد به تماشاي قسمت سوم بنشيند.
وي افزود: در داستان «اخراجيها3» جز در يك مورد سعي شده كه مخاطب زياد دچار سردرگمي نشود و آن مورد نيز براي گرهگشايي از قسمتهاي قبل است كه جريان «ايران» دختر فرمانده مشخص شود و همانطور كه ميدانيد در سكانس پاياني فيلم مشخص ميشود «ايران» همان دختر داخل كمد بوده كه بيژن او را نجات داده است و به نظرم اين برگ برنده فيلمنامهنويس است كه در آخرين سكانس فيلم براي مخاطب رو ميشود.
دهنمكي در ادامه گفت: برخي ميگويند بازيگران فيلم تمايلي براي بازي در قسمت سوم «اخراجيها» نداشتند و تنها به خاطر دستمزد بالا در «اخراجيها3» به ايفاي نقش پرداختند ولي بايد بگويم اين حرفها تماماً حواشي است كه براي «اخراجيها» ايجاد كردند. در حقيقت دستمزد بازيگراني كه در سه قسمت از «اخراجيها» بازي كردند در مجموع كمتر از فيلمهاي ديگري است كه در آن به ايفاي نقش پرداختند و خانم بختياري و آقايان رويگري و حيايي نيز قرارداد سفيد امضا كردند.
* اگر قرار بود فيلم سفارشي ساخته شود در اين 30 سال ساخته ميشد
دهنمكي با بيان اين كه «اخراجيها» محصول اراده جمعي كساني است كه به اين فيلم اعتقاد دارند، اضافه كرد: اين فيلم سفارشيبردار نيست. حرفهايي كه لبه تيغ است، اگر قرار بود سفارشي ساخته شود، در اين 30 سال ساخته ميشد. من بر اساس تكليف و احساس وظيفهام نسبت به شرايط زمان اين كار را انجام دادم.
وي ادامه داد: آقاي شريفينيا كه در «اخراجيها» به عنوان مجري طرح حضور داشتند، ميتوانند شهادت بدهند ما براي كوچكترين وسايلي كه براي فيلمهاي ديگر به راحتي فراهم ميشود، هزينه ميكرديم.
مسعود دهنمكي افزود: اخراجيها بر خلاف بسياري از فيلمهاي طنزي كه در كشور ساخته ميشود، با زبان طنز حرفهاي مهمي را ميزند و مخاطب را هم با خودش دارد. وقتي اين اتفاق نه يك بار و نه دو بار، بلكه 3 بار تكرار ميشود، ديگر نميگويند تصادف بوده است. اين نشان ميدهد كه مردم با پيامهاي فيلم مشكل ندارند.
وي درباره حضور موتوريها و لباس شخصيها در «اخراجيها3» و ارتباط آن با «آژانس شيشهاي»، گفت: اين شخصيتها استعارههاي زيادي دارند. ترجيح ميدهم خود مخاطب اين موضوع را درك كند و من چيزي نگويم. من در زمان «آژانس شيشهاي» هم يادداشتي نوشتم- علي رغم اين كه حاتميكيا نسبت به كارگردانهاي ديگر سينما بيشتر به «اخراجيها» روي خوش نشان داد- و جملهاي كه آن زمان حاتميكيا گفته بود اين بود كه اين صادقانهترين نقدي بود كه درباره فيلمم نوشته شد. اين افراد موتوري كه در فيلم ميگوييم دودشان ما را خفه ميكند، كساني هستند كه براي يك آرماني مبارزه ميكنند. آدم، آدم است و وقتي كه ميسوزد دود ميكند و اين دود موتور، همان سوز دل است؛ چراكه وقتي كه ميخواهي اعتراض كني، تو را به انزوا و سكوت فراميخوانند. در فيلم از قول شهيد رجببيگي گفته ميشود «خدايا تو ميداني چه ميكشيم. از يك سو بايد شهيد شويم تا آينده بماند و از سوي ديگر بايد بمانيم تا آينده شهيد نشود. يعني بايد بيايي وسط و كار كني و توجهي به اينكه متهمت كنند نداشته باشي و يا اينكه تا حرف ميزني ميگويند همين كارها را ميكنيد كه به شما ميگويند «اُمل». اينها همه نشانهشناسي است.
دهنمكي اضافه كرد: اولين باري كه كسي لفظ «اُمل» را بعد از جنگ براي اين بچهها به كار برد، آقايي بود كه بخشي از شخصيت حاجيگرينف در فيلم نشان ميدهد كه وقتي به اموالش گير ميدهند، ميگويد من اينها را از قبل از انقلاب داشتم. كمتر هم شده تازه؛ منتها اين حرفها از روي شكم زده ميشود. اينها يك جايي هم حاضرند اين جوانها را به قربانگاه بفرستند و يك جايي هم حاضرند موتوريها را مقابل يگ گروه ديگر بفرستند. همه اينها مصداقهاي عيني دارد و من ترجيح ميدهم بعدها در موردشان صحبت كنم. اين اتفاقها مثل آتش زدن ستاد خودشان و سقط جنين وجود داشته است.
* اينكه ميگويند حرف رو زده شده يا زير، حرفهاي فراستي است
مسعود دهنمكي در ادامه نشست ادامه داد: اگر كمي جديتر به اخراجيها نگاه كنيم و نشانهها را مرور كنيم، متوجه ميشويم چقدر مناسبات ديروزي و امروزي و اتفاقات گذشته را نشان داده است. يك روز قرمز و آبي و يك روز سرد و زرد.
وي درپاسخ به سوالي مبني بر عدم متوجه ساختن اخراجيها به اشتباهات نسل سوم و پاك و منزه دانستن آنها، اظهار داشت: «ايران» يكي از همين نسل سوميهاست. اساسا قصه بر اين استوار است كه آدمات را اشتباه گرفتي. اگر اين دختر به سمت حاجيگرينف ميرود، دليلهاي درستي هم ميآورد و ميگويد اين مملكت يك آدمي ميخواهد كه جلويشان بايستد و سر زبان اين را داشته باشد نه مثل شما كه مثلا حيا كنيد و در گوشهاي بنشينيد و چيزي نگوييد. بعد ميگويد اين آدم، آدمي نيست كه شما دنبالش هستيد. ميگويد مگر من به يك ليبرال ضد انقلاب راي ميدهم؟ اين هم يكي از شما بوده است. در جواب ميشنود كه نميگويم بد ولي برو دنبال يك خوبتر.
دهنمكي ادامه داد: «ايران» نماد نسل سوم است كه اشتباه ميكند ولي برميگردد. اينكه ميگويند حرف رو و زير زده شده، حرفهاي «فراستي» است. فيلم آمده روايت كند، نه طرح معما. حسين پسر سيد مرتضي هم به عنوان يك نسل سومي بايد خودش را ببيند و متوجه باشد كه ممكن است موتوريها را دباغ تحريك كرده باشد.
* ممكن است در انتخابات بعدي گودزيلا برگردد
اين كارگردان در خصوص متراكم بودن فيلم افزود: تراكم موضوع و نمادها به اين دليل است كه ما در يك جامعه شلوغ و پر تراكم زندگي ميكنيم. در خود اصولگرايان نگاه كنيد كه چند جبهه شدهاند. در جبهه اصلاحات هم چند جبهه وجود دارد كه به آنها بينالعباسين ميگويند. در موضوع جوانها هم نميتوانيد همه كساني را كه در خيابانها بودند، متهم كنيد كه دشمن بودند. خيلي از آنها بر اساس آرماني مثل آزاديخواهي يا اصلاحطلبي كه شعارهاي بدي هم نيستند، وارد ميدان شدند. چيزهايي كه افراد در ظاهر ميگويند، به آن اعتقاد ندارند. براي اين كار بايد افراد به يك مرجع صحيح ارجاع داده شوند كه اين در آخر فيلم اتفاق ميافتد. سيدجواد هاشمي گذشته را براي ايران بازخواني ميكند و در نهايت شما ميبينيد كه دست حاجيگرينف و دباغ ناخواسته با ميكروفنهايشان رو ميشود. در پايان هم تمام كساني كه در خيابان و مناظره همديگر را هو ميكردند، زير پرچم ايران، با هم يك سرود را ميخوانند ولي نشان ميدهيم بازي هم ادامه دارد، چون حاجيگرينف ميگويد اگر كاري با ما نداريد ما به انتخاباتمان برسيم. اين بازيها ادامه دارد و تمام نميشود و ممكن است در انتخابات بعدي حاجيگرينف يا گودزيلا برگردد.
وي در پايان درباره ساخت اخراجيهايي ديگر بيان داشت: به نظرم اخراجيها عليرغم همه مقاومتها كار خودش را كرد و حرفش را زد. اخراجيها رسالت خود را به سرانجام رسانده و براي بعدها بايد تصميمگيري كنيم.
---------------------------------------------------
* آذين: حضور جريانهاي مخالف سينماي ارزشي
«جبار آذين» نيز در نشست نقد و بررسي فيلم «اخراجيها3» بيان داشت: پس از پيروزي انقلاب اسلامي، زماني كه سينماي ايران در حال احيا شدن بود، دوستاني كه تمايل داشتند در اين فضا فعاليت سينمايي انجام دهند، يا از سينماي گذشته، خود را به سينماي بعد از انقلاب رساندند يا از بدو انقلاب و با سينماي دفاع مقدس به سينما وارد شدند و بعدها كساني به شكلهايي مانند موج نو وارد سينما شدند و چرخ سينما چرخيد.
وي در ادامه افزود: بعد از اين مراحل، ما نياز به فيلمسازاني داشتيم كه در آرمانهاي انقلاب و اهداف جامعه در عرصه سينما حركت كنند و كم كم بنابر اين نيازها كساني از بطن جامعه برخاستند. اما با توجه به شرايط آن زمان، تجربه زيادي در عرصه فيلمسازي نداشتند و به مرور وارد هنر هفتم شدند و تجربه كسب كردند و يكي از شاخههاي سينمايي كه آن را دنبال كردند سينماي ارزشي است. با تمام تلاش در طول ساليان، كساني بودند كه با اين سينما مخالفت ميكردند.
اين منتقد سينما در ادامه گفت: عمده تلاش اين مخالفان سينماي ارزشي، بر سوداگري و معامله در سينما خلاصه ميشد و در حال حاضر نيز بسياري از مناسبات سينمايي و ابزارهاي اين عرصه را در اختيار دارند، قدرت كمي ندارند و در برخي جاها تأثيرگذارند. اين مقدمه به اين خاطر بود كه برخي از اين جريانهاي فكري سينمايي و اين آدمها در اين مقطع زماني كه «اخراجيها3» روي پرده سينما است، به نوعي حضورنمايي ميكنند.
* مهمترين حرفهاي «اخراجيها» به خوبي در داستان آمده است
اين منتقد سينما در ادامه گفت: فيلم «اخراجيها3» فيلم پر محتوايي است؛ چراكه نگاه آقاي دهنمكي ، نگاه پرمحتوايي است و در نگاه انساني تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي لحاظ ميشود، مضاميني كه قرار بود در اين فيلم عنوان شود تفكرات و جريانهايي در زمينه انسان و زندگي آن است؛ حال ممكن است اين تفكرات در ديدگاه دين و يا هر قالب ديگري بگنجد و نكته قابل توجه در اين بين است كه در فيلم روي تك تك شخصيتها و داستانكهاي فرعي فيلم كار شده است، بدين معنا كه شما در فيلم احساس ميكنيد كه شخصيتهاي خاصي داراي لايههاي خاصي هستند.
جبار آذين اظهار داشت: براي گفتن حرفها با ابعاد گسترده، در مقطع زماني پس از جنگ و جريانات فكري آن، قالب فيلم در برخي مواقع طنز و گاهي اوقات تراژدي است و طبيعي است كه تمام اين مفاهيم ممكن است در يك فيلم جواب ندهد. من گمان نميكنم كه آقاي دهنمكي اصرار داشته باشند كه فيلم گنجايش اين را داشته و در گفتن تمام حرفهاي مورد نظرشان در «اخراجيها3» موفق باشد اما مهمترين حرفها به خوبي در داستان فيلم عنوان شده است.
اين منقد سينما افزود: اين حرفها از بطن جامعه گفته شده است. به طور مثال موسيقي و آوازهايي چون «همه چي آرومه» - كه تماشاگران با آن احساس همآهنگي ميكنند و جايي كه لازم است با آن همخواني ميكنند - نشاندهنده اين است كه فيلم به وسيله مضاميني كه مردم با آن آشنا هستند ارتباط برقرار ميكند.
* «اخراجيها3» برتر از دو فيلم قبلي مسعود دهنمكي است
آذين در ادامه تأكيد كرد: با وجود اين كه فيلم «اخراجيها3» در ادامه دو فيلم قبلي آقاي دهنمكي است، اما به لحاظ مضمون و ساختار و تكنيك بسيار برتر از دو قسمت قبلي «اخراجيها»ست.
وي با اشاره به شخصيتهاي فيلم بيان داشت: در «اخراجيها1» و «اخراجيها2» به لحاظ زماني، شخصيتهاي فيلم به يكديگر نزديك هستند، اما در «اخراجيها3» شخصيتها به لحاظ زماني در شرايط اجتماعي جديدتري قرار گرفتهاند و طبيعي است كه شخصيتهاي فيلم نميتوانند به همان گونه قبل باشند و انتظار مخاطب نيز از آدمهاي قصه تغيير ميكند و به همين خاطر نميتوان زياد به شخصيتپردازي در اين مطلب تأمل كرد، چراكه اينگونه شخصيت پردازي به زمان بيشتري نياز دارد.
* فيلمنامه اين فيلم را بسيار محكم ميدانم/ شخصيت «ايران» نياز به پرداخت بيشتري داشت
آذين در ادامه با اشاره به شخصيتهاي فيلم «اخراجيهاي 1 و 2 خاطر نشان كرد: در برخي از شخصيتهاي اين دو فيلم، به خاطر در متن داستان قرار داشتن، به خوبي پرداخت انجام شده بود اما اين شخصيتها با همان پيشزمينه قبلي در «اخراجي ها3» حضور پيدا كردند و نكته در اين جاست كه اگر كسي براي اولين بار فيلم «اخراجيها3» را ببيند، بدون ديدن دو قسمت قبلي آن، امكان برقراري ارتباط با شخصيتها بسيار ضعيف است. اگر امكان اين وجود داشت كه شخصيتپردازي دقيقتري انجام شود، بدون شك فيلم از امروز نيز موفقتر ميبود.
وي درباره فليمنامه فيلم گفت: برخلاف برخي اظهار نظرات در مورد «اخراجيها3»، بنده فيلمنامه اين فيلم را بسيار محكم ميدانم و عليرغم پرموضوع و پرمخاطب بودن فيلم، بنا به ظرفيت فيلمنامه به موضوعات مهم پرداخته شده است و سؤالي بيپاسخ نميماند. گرچه ميشد به شخصيت «ايران» بيشتر پرداخته شود و به كنكاش كساني پرداخت كه همانند اين شخصيت در اين مسير فكري قرار گرفتند و حتي به افق ايران اسلامي رسيد.
* بازي بازيگران قابل تحسين است
در بخشي از اين نشست، جبارآذين در خصوص شخصيتپردازي فيلم گفت: فيلم داراي شخصيتپردازي خوبي است و حرفهاي زيادي را ميتوان در مورد شخصيتها زد و با توجه به تغييرات مكاني و زماني و با توجه به محوريت قرار گرفتن مفهومي چون «عدالت»، بازي خوب بازيگران قابل تحسين است و البته اين هدايت خوب آقاي دهنمكي را در بازي گرفتن از بازيگران نشان ميدهد و ما ميبينيم مخاطب با شخصيتها همذاتپنداري ميكند و در مواقعي خوشحال و در مواقعي اندوهگين ميشود.
* براي پي بردن به لايههاي ديگر فيلم شايد نياز به بازبيني چندباره فيلم باشد
اين منتقد سينما با پرمضمون خواندن اين فيلم تأكيد كرد: در «اخراجيها3» قرار است حرفهاي بزرگي گفته شود كه بخش بزرگي از اين حرفها گفته ميشود و شايد براي پي بردن به لايههاي ديگر فيلم نياز به بازبيني چندباره فيلم باشد و حتي ممكن است نياز باشد فيلم چند سال بعد دوباره ديده شود كه به برخي نكتهها در روايت داستان برسيم.
وي در ادامه عنوان كرد: با توجه به جريانهاي مطرح شده در فيلم، «اخراجيها3» حرفهاي زيادي براي گفتن دارد.
* «اخراجيها3» توانسته سينماي ايران را به نوعي احيا كند
«جبار آذين» در ادامه اين نشست خطاب به «مسعود دهنمكي» اظهار داشت: جدا از جريانهاي مخالف فكري و سياسي فيلم كه مقابل شما جبههگيري كردند، مشخصا دو جريان سينمايي مقابل شما قد علم كردند و آمدند به اين عنوان كه خودي نشان بدهند و بگويند در اصل، در سينما ما ماندگار هستيم و اخراجيهاي نوعي ميآيد و ميرود، شروع كردند به مخالفت. يكي از اين دو جريان سينمايي، جرياني است كه به شكل خيلي بدي از سينما ارتزاق ميكند و سينما برايشان دكاني براي كاسبي است.
وي افزود: اين طيف كه هيچ تصوري از انديشه اخلاقي ندارد، فقط دنبال كاسبياند. چيزهايي هم كه تاكنون از آنها ديديم، سينما نيست. اينها از جمله كساني هستند كه مقابل اخراجيها قد علم كردند؛ به اين دليل كه فكر ميكنند اخراجيها جاي آنها را تنگ كرده است. اين گروه سعي ميكنند ارزشهاي فيلم را ناديده بگيرند كه البته اينجا هم قصد نداريم وارد مسائل پشت پرده با سينماگران و سينماداران و ... شويم.
آذين ادامه داد: طيف ديگر، طيفي هستند كه قبله آمالشان سينماهاي آن طرف آبهاست و نگاهشان به فيلمهاي هاليوودي و اين مدلي است و هر فيلمي كه مثل آن باشد را ميپسندند.
وي در ادامه گفت: «اخراجيها3» فيلمي اجتماعي و پرمخاطب است كه توانسته سينماي ايران را به نوعي احيا كند. ما در آينده منتظر فيلمهايي از اين گروه و اين كارگردان هستيم.
* «اخراجيها3» فيلمي اجتماعي و برآمده از سينماي ارزشي
آذين در ادامه اذعان داشت: فيلم «اخراجي ها3» فيلمي است كه از سينماي ارزشي متولد شده است. آقاي دهنمكي نيز براي رسيدن به اين مرحله تلاشهاي زيادي انجام داده است و با مطالعات در اين زمينه تجارب خاصي نيز به دست آورده است.
وي افزود: استقبال گسترده مردم از فيلم «اخراجيها3» باعث شد هم بازار سينماي ايران رونق بگيرد و هم سينما از حالت ابتذالي كه دچارش بود، اندكي فاصله بگيرد.
وي تأكيد كرد: اين فيلم قبل از هر چيز، فيلمي اجتماعي است كه از زاويه انساني به قضايا نگاه ميكند. با اينكه در فيلم به مضامين و مفاهيم مختلف و به مصاديق مختلفي از افراد پرداخته ميشود - اعم از مسائل اجتماعي، خانوادگي، سياسي- اما برجستگي خاصي به مسائل سياسي داده شده است. اين حرف من بدين معنا نيست كه فيلم سياسي است، بلكه يقيناً «اخراجيها3» فيلمي اجتماعي است اما نگاه اين اثر، نگاهي انساني است و همين نگاه در پردازش اثر باعث شده كه فيلم به موفقيت دست يابد.
--------------------------------------------------------------------
* بختياري: شعارم در زندگي «اهدنا صراط المستقيم» بوده است
به گزارش فارس، در ادامه نشست «بهنوش بختياري» در خصوص بازي خود در فيلم «اخراجيها3» اظهار داشت: از زمان همكاري در فيلم «دارا و ندار» آقاي دهنمكي، به همكاري دوباره با ايشان علاقه داشتم؛ چراكه با توجه به فيلمهاي «كدام استقلال، كدام پيروزي» و «فقر و فحشا» ميدانستم آقاي دهنمكي، شخصيتي تكليف روشن و با موضعي مشخص دارند كه نگاهشان، نگاهي انساني است.
وي در ادامه افزود: من هميشه شعارم در زندگي «اهدنا صراط المستقيم» بوده است و در زمان توليد سريال «دارا و ندار» شنيدم كه اگر نخواهم به آن گوش دهم، روي حق پا گذاشتهام و به همين دليل در «اخراجيها3» به شدت مشتاق به همكاري بودم. در ضمن با توجه به اينكه من بازيگري هستم كه بيشتر به فيلمهاي طنز پرداختم و ديدم در اين فيلم قرار است حرفهاي روشنفكرانه جديدي با تمي سياسي گفته شود، بازي در اين فيلم را پذيرفتم؛ البته نبايد در اين انتخاب فيلمنامه خوب، حضور آقاي شريفينيا و البته شخصيت دوست داشتني آقاي دهنمكي را ناديده گرفت.
* «اخراجيها3» به نقد دموكراسي ميپردازد
وي افزود: در سراسر فيلم به نقد دموكراسي پرداخته ميشود و شيوههاي مختلف اين مفهوم به نقد گذاشته ميشود.
بهنوش بختياري در اين نشست گفت: من فكر ميكنم آقاي دهنمكي 10- 15 سالي جلوتر از زمان خودشان حركت ميكنند و شايد 5 سال ديگر مردم راحتتر «اخراجيها3» را درك و هضم كنند. شايد براي برخي افراد هضم اين موضوع سخت باشد. فكر ميكنم زمان هميشه بزرگترين آموزگار و ثابتكننده همه چيز بوده و هست.
* حرف «اخراجيها3» فراتر از حرفهاي انتخاباتي و سياسي است
بهنوش بختياري در ادامه اين نشست بيان داشت: البته ما در زمان پيشتوليد بيشتر آقاي دهنمكي را ميبينيم تا زمان فيلمبرداري. نكته قابل توجه اين است كه ايشان با بازيگران فيلمهايشان به خوبي ارتباط ميگيرند و اين در تشريح نقش بسيار مؤثر است.
اين بازيگر سينما خاطر نشان كرد: من با علم بر اينكه ميدانستم بازيگران زيادي در اين فيلم وجود دارند، به شخصه به ايفاي نقش در «اخراجيها3» علاقه داشتم.
اين بازيگر سينما با اشاره به فروش بالاي فيلم گفت: به نظر ميرسد فروش زياد فيلم نشانه ارتباطگيري بيشتر مخاطب با اينگونه از فيلمهاست و به نظرم حرف فيلم، بسيار فراتر از حرفهاي انتخاباتي و شخصيتهاي سياسي است.
* يك لحظه باورمان شد كه كانديداي رياستجمهوري شدهايم!
بهنوش بختياري در خصوص يكي از سكانسهاي فيلم گفت: زماني كه من و آقاي رويگري سوار ماشين شديم، اشك من سرازير شد؛ چراكه آن گونهاي كه هنرورها شعار ميدادند، من تصور كردم حقيقتاً كانديداي رياست جمهوري هستيم.
* قدرتطلبي بيش از حد شخصيت، برايم بسيار جالب بود
بختياري در خصوص تحليل نقش خود اظهار داشت: من در فيلم، نقش يك همسر كانديداي سياسي را بازي ميكنم كه بسيار قدرتطلب است. حتي دوست دارد از همسرش نيز جلو بزند و اين قدرتطلبي بيش از حد شخصيت، برايم بسيار جالب بود.
وي در پاسخ به اين سؤال كه چه ميزان اين قدرتطلبي در نقش منعكس شده است، بيان داشت: شعاري كه اين شخصيت به آن معتقد است اين است كه «زنها و مردان با هم برابرند» كه به نظرم اين شعار بسيار خوبي است اما به نظر ميرسد آنچنان كه بايد به اين شعار واقف نيست و فقط به طور سطحي در حد يك نمايش، اين برابري را فرياد ميزند. اين در حالي است كه خودش هم هنوز به معناي درست اين شعار پي نبرده است.
--------------------------------------------------------------------
* شريفينيا: حاجيگرينف بين خودي و غيرخودي تفكيك بسياري قائل است
«محمدرضا شريفينيا» در خصوص ميزان بازتاب نقش حاجيگرينف در جامعه گفت: اين شخصيت دنيا را به دو قطب خوبها و بدها تقسيم ميكند؛ آنها كه مثل و با او هستند از ديد حاجيگرينف خوب هستند و آنها كه با او نيستند مسلماً بد هستند، بنابراين حضور آدمها عليه خود را نميپذيرد و معتقد است حضور آدمهاي مخالف در عرصهاي كه او در حال فعاليت در آن است، ممكن نيست.
شريفينيا در ادامه افزود: نگاه حاجيگرينف در مقابل آدمهايي كه با وي مخالف هستند، نگاهي دفعكننده است؛ مگر اينكه آدمها چرخشي 180 درجهاي داشته باشند و اين تغيير را خود او ببيند؛ به عنوان مثال با شهيد شدن مجيد سوزوكي، تازه كمي به خود ميآيد و قبول ميكند شايد دايره تفكري خودش كمي تنگ است. در حقيقت بين خودي و غير خودي تفكيك بسياري قائل است.
اين بازيگر سينما بيان داشت: اين شخصيت يك دايره انحصار گرايانه براي خود باز كرده و حاضر نيست كسي را در آن راه دهد. او به جامعهاي معتقد است كه آدمهايي كه ميتوانند با يك راهنمايي كوچك هدايت شوند را از خود طرد ميكند و به نظر من ذهنيت جذبيگرايي اين شخصيت، معضل جامعه امروز ما است.
وي در ادامه تشريح اين شخصيت گفت: حاجيگرينف نماد آدمهايي در جامعه است كه لباس دين ميپوشند و نان دين را ميخورند و رانتخواري ميكنند. در حقيقت چون به خلوت ميروند، آن كار ديگر ميكنند و به منطق جذب و دفع مطرح شده در اسلام خدشه وارد و قوانين زندگي را بر اساس اميال خود برنامهريزي ميكنند.
شريفينيا تاكيد كرد: فكر ميكنم اين شخصيت نشاندهنده اين است اين گونه آدمها نماينده ديني كه ما را به رستگاري ميرسانند، نيستند.در حقيقت زير ذرهبين بودن اين شخصيت يكي از مسائل اساسي است كه در سهگانه «اخراجيها» بدان پرداخته شده است و بخش اعظمي از جذب مخاطب در اين سه فيلم برملا شدن كاراكتر حاجيگرينف است.
اين بازيگر سينما ادامه داد: هر كسي حق اشتباه دارد اما اگر كسي كه ادعاي دينداري و لباس دين بر تن دارد، اشتباهي انجام دهد به پاي خود فرد نوشته نميشود بلكه به پاي دين نوشته ميشود و ما بايد نشان ميداديم آدمهايي چون روحاني و حاجيگرينف قابل تفكيك هستند و ما در سه قسمت فيلم اين دو شخصيت را به موازات به دفعات ميبينيم.
«محمدرضا شريفينيا» در پاسخ به اين سوال كه آيا گفته برخي كه ميگويند بازيگران فيلم تمايلي براي بازي در قسمت سوم «اخراجيها» نداشتند و تنها به خاطر دستمزد بالا در «اخراجيها3» به ايفاي نقش پرداختند، صحت دارد يا خير؟ بيان داشت: به هيچ وجه اين گونه نيست.
* متفكرها فهمشان را روي هم بريزند و فيلم پرمخاطب بسازند
«محمدرضا شريفينيا» ادامه داد: ما كه ادعا داريم روشنفكريم و كتاب ميخوانيم و فكر ميكنيم و ميفهميم، يك مقدار فهممان را روي هم بريزيم و يك فيلمي بسازيم كه انقدر مخاطب داشته باشد. مگر فيلمهايي كه از همان طيف خوب ميفروشد، سانسور و ممانعت در آنها بوده است.
* مشكل سينماي ما ناراحتي كساني است كه كار نميكنند
وي افزود: ميگويند خودش كاري نميكند و از اينكه ديگران كار ميكنند و بهره ميبرند و موفق ميشوند، نارحت است. دكتر شريعتي در كتاب كوير از دكتر طه حسين اين طور نقل ميكند كه اين كتاب را تقديم ميكنم به كساني كه خودشان كاري نميكنند و از اينكه ديگران كاري ميكنند نارحتاند. مشكل ما در جامعه امروزي سينما كساني است كه خودشان كاري نميكنند و از اينكه ديگران كار ميكنند نارحت ميشوند.
* «اخراجيها3» سه نسل سومي بد، خوب و ميانه دارد
شريفينيا در پاسخ به سوالي مبني بر عدم متوجه ساختن «اخراجيها3» به اشتباهات نسل سوم و پاك و منزه دانستن آنها، بيان داشت: نسل سوم چيزي را از خودش ارائه ميدهد كه به او آموزش داده شده است. منتها ما براي آن، سه شاخصه داريم. يكي پسر مرتضي، يكي دختر رسولي و يكي هم پسر گرينف. پسر گرينف در جامعه فعلي حل شده و يك جوان زيادهطلب و خوشگذران است. پسر سيدمرتضي با اعتقادات خودش وارد ميدان شده و همان كسي است كه اگر دوباره بگويند جنگ است، خالصانه وارد ميدان ميشود و براي همين از پدرش دلگير است و دنبال دو واحد شجاعت ميگردد. تفكر ديگر هم «ايران» است كه درحقيقت هم اعتقادات را دارد و هم ميگويد در ظاهر ميتوان با زبان ديگري صحبت كرد. يعني در حقيقت، فيلم يك نسل سومي خوب، يك نسل سومي بد و يك نسل سومي ميانه دارد. بعد هم يك فيلم نميخواهد تمام كائنات را جواب بدهد. شما اگر در يك فيلم سينمايي بتوانيد يك معضل را جواب بدهيد و يا يك مجهول را در ذهن مردم معلوم كنيد، رسالت خودتان در ارتباط با اين فيلم را انجام دادهايد.
وي در ادامه تصريح كرد: در ارتباط با اين فيلم كه به معضلات و مشكلات جامعه ميپردازد، نويسنده تا يك جايي ميتواند معضلات جامعه را حل كند و ميتواند تا بخشي از مشكلات جامعه امروزي در ارتباط با انتخابات و مشكلات نسل سومي و ... را پاسخ دهد.
* دهنمكي ميخواهد در فيلم تكليف تمام كائنات و جهان و بشريت را روشن كند
«محمدرضا شريفينيا» مجري طرح اين فيلم گفت: متراكم بودن قصه فيلم، بحثي بود كه از ابتدا بين من و آقاي دهنمكي جريان داشت. من ميگفتم يك ليواني هست كه شما ميخواهيد يك پارچ را در آن بريزيد. اين كار نميشود و بخشي از آب به بيرون ميريزد و بخشي از كار به مشكل برميخورد و هدر ميرود. به نظرم بخش زيادي از مسائل در اين فيلم هدر رفته است. شايد از هر بخش فيلم ميشد يك فيلم ساخت.
آقاي دهنمكي هم اينطور به من جواب ميدهند كه من هميشه طوري فيلم ميسازم كه انگار آخرين فيلمم را ميسازم و بعد از آن ديگر نميتوانم فيلم بسازم. بنابراين ميخواهند تمام حرفها را در فيلم بزند و تكليف تمام كائنات و جهان و بشريت را روشن كند.
* مشكل «اخراجيها3» متراكم بودن آن است
وي ادامه داد: به نظرم يكي از زيباترين حرفهايي تا به حال درباره فيلم زده شد و نقد شد به اين فيلم، مشكل متراكم بودن فيلم بود. فيلم متراكم است و شما هم دوست داريد فيلم براي هر موضوعي پاسخي داشته باشد. «اخراجيها3» 180 دقيقه است. اگر شما بخواهيد اصل فيلم را ببينيد بايد 180 دقيقه را تماشا كنيد. اميدوارم در سيدي كه بيرون ميآيد، بتوانيم 180 دقيقه را ببينيم.
* استفاده ابزاري يك كانديدا از فلان خواننده دردناك است
شريفينيا اضافه كرد: پسر حاجيگرينف مي فهمد ولي غرق در خوشگذراني است و به همه كلك ميزند و آن طرف هم از آن سوء استفاده ميكند. اين كار كه گروه رقيب يك پارتي تشكيل ميدهد تا پسر حاجي گرينف را گير بيندازد، خودش يكي از موارد بسيار مهم در ارتباط با مسائل انتخاباتي است. طرف اصلا كاري به هيچ چيزي ندارد و دنبال يك چيزي است كه طرف مقابل را زمين بزند كه همان جا هم دباغ ميگويد اصلا براي من مهم نيست و فقط ميخواهم او نبرد.
وي در ادامه نشست بيان داشت: يك دوستي چند روز پيش ميگفت شما چرا در فيلمتان از آهنگهاي ماهوارهاي و الفاظ نامناسب استفاده كرديد. به نظرم اين حرفها، حرف منتقد نيست. ما حق داريم در فيلم از موارد غير صحيح براي گرفتن نتيجه صحيح استفاده كنيم. اگر در فيلم، دزدي نشان داده ميشود، به منظور تاييد آن نيست. ما ميخواهيم از يك عمل زشت، نتيجه بگيريم. اين كه يك كانديدا رفته و از سوسن خانم استفاده ابزاري كرده، اصلا خندهدار نيست بلكه دردناك است.
* حاجيگرينف نقش خوارج و طلحه و زبير را بازي ميكند
وي ادامه داد: ما موظيم اين رانشان بدهيم. موضوع اين است كه حاجيگرينف كه به اين ترانهها اعتقاد ندارد، در فاصله زماني انتخابات براي راي آوردن به آن معتقد ميشود. ميگويد بايد براي راي آوردن از اين وسيله استفاده كنيم، يعني در آن لحظه هدف، وسيله را توجيه ميكند. اين غلط است و بايد منتقد ما به اين بپردازد. حاجي گرينف به پسرش ميگويد تا همين چند روز ميتواني با اينها بگردي و از پس فردا پدرت را درميآورم. اگر قرار است پدرش را دربياوري، بايد از همان اول دربياوري. اين معضل ما در فيلم است. مصداقهاي ما حتي مصداقهاي امروزي نيست. من نقش خوارج را بازي ميكنم. من نقش طلحه و زبير را بازي ميكنم؛ در عين حال كه استفاده آن براي امروز است.
* اخراجيهاي يك و دو و سه لازم و ملزوم همديگر هستند
وي افزود: اگر پسر سيدمرتضي يا پسر حاجي گرينف يك مقداري هوشياري داشت، با ابزار دشمن به دام نميافتاد. اينها نسل ما را ميتوانند به راحتي سر در گم كنند. شما فكر ميكنيد كساني كه در خيابانها، بانكها و ماشينها را ميسوزانند، مردم بودند؟ به خدا اگر مردم اين كار را بكنند. مردم نميدانند چه دستهاي پنهاني وجود دارد كه اين كارها را ميكنند. براي اين است كه اين اتفاقات ميافتد وگرنه شما خيلي راحت ميتوانيد اعتراضتان را بكنيد. پشت اين اعتراضات دستهاي ديگري است كه من و شما از آن خبر نداريم و اين موضوعاست كه اشكال دارد. اين فيلم بايد ساخته شود تا شما دستهاي پنهان را ببينيد.
به گزارش فارس، در اين حال دهنمكي به طنز ميگويد ببينيد اخراجيها چقدر حرف براي گفتن دارد. شريفينيا هم در جواب او به ظنر ميگويد البته اينها براي فيلمهاي ديگري بود كه كار كرديم. بخشي از آن براي پاياننامه بود و بخشي از آن هم مربوط به كار جديد آقاي ابوالقاسم طالبي است.
وي در پايان گفت: «اخراجيها1» شروع قصه است و در «اخراجيها3» شروع ما اخراجيها1 است. اينكه بخواهيم اين سه را منفك از هم ببينيم، درست نيست. در اخراجيها3 شخصيتها شكل گرفته و دوربين زندگي همان افرادي را كه در يك و دو نشان داده، به تصوير ميكشد. شخصيتهاي اضافه شده هم آنقدر ملموس هستند كه تكليفشان روشن است. اخراجيهاي يك و دو و سه لازم و ملزوم همديگر هستند. قصه از «اخراجيها1» شروع ميشود و در «اخراجيها3» تمام.
* فيلمهاي سفارشي اصلا مخاطب ندارد
«محمدرضا شريفينيا» در بخشي از اين نشست در خصوص ساخت فيلم سفارشي گفت: فيلمهاي سفارشي اصلا مخاطب ندارد. اگر فيلمي قرار باشد، مخاطب داشته باشد كه ديگر احتياجي به سفارش دادن آن نيست. وقتي فيلمي را سفارش ميدهند كه ميدانند مردم فينفسه نميروند فيلم را ببينند؛ بنابراين سفارش ميدهند تا مردم آن را ببينند. گذشته از اين اگر قرار باشد فيلمي اينچنين سفارشي ساخته شود و موضوعات مهمي را مطرح كند، كه در اين 30 سال بايد اين كار را ميكردند و هر سال حداقل يك فيلم را ميديديم.
وي افزود: مردم دنبال فيلمهاي سفارشي نيستند. اين فيلمها ساخته ميشود تا بگويند ساخته شده و ما به آن پرداختيم.
* يكسري افراد علاقهمند هستند ديگران كار نكنند
شريفينيا در خصوص مباحث مربوط به تحريم فيلم و فضاي دو قطبي اكران گفت: كاسبي كار شريفي است. يكسري افراد علاقهمند هستند كه ديگران كاسبي كنند. اينها ميگويند من ناراحتم از اينكه تو فهميدي چه طور نبض جامعه را در دست بگيري و خوب بفروشي و خوب كار كني. اين كه شما بتوانيد با توجه به وجود تلويزيون و ماهواره و فيلمهاي خارجي، مردم را به سينما بياوريد، بزرگترين هنر است. خودشان كه اين هنر را ندارند، بنابراين مجبور ميشوند بقيه را تخريب كنند.
* مگر فيلم «اصغر فرهادي» سانسور شده است كه حالا ...
وي در ادامه بيان داشت: به يك آقايي گفتند از خدا چيزي بخواه. اين شخص گفت: «خدايا يك كاري بكن كه ماشين همسايه ما آتش بگيرد.» بحث ما اين است كه خود آدمها دنبال ايجاد موقعيتي براي جذب مخاطب نميروند و مدام به ديگران گير ميدهند. مگر آقاي «اصغر فرهادي» كه فيلم ساختند، فيلمشان سانسور شد. مگر تصديگري دولت بر سر فيلم آقاي فرهادي نبود.
شريفينيا ادامه داد: آقاي فرهادي فيلمي ساختند و مردم ديدند و خوششان آمد و فروش هم كرد. بقيه آدمها هم به جاي اينكه ما را نفرين كنند، بروند فيلم خوب بسازند. «جدايي نادر از سيمين» يك نوع فيلم است با يك نوع مخاطب كه آقاي فرهادي ساختند؛ «اخراجيها3» هم يك نوع فيلم است با يك مخاطب ديگر و شايد گستردهتر. بعضيها مخاطب خاص را مد نظر دارند و بعضيها مخاطب خاص و عام را با هم.
* براي اخراجيها يك ريال وام دولتي نگرفتيم
«محمدرضا شريفينيا» با بيان اين كه در اين شرايط فروش فيلم يك هنر است، افزود: باور كنيد من به عنوان مجري طرح اين فيلم، در فيلمهاي ديگري كه مجري طرح هستم، شايد بتوانم تا 80 درصد امكانات فيلم را مجاني فراهم كردم ولي در ارتباط با فيلم آقاي دهنمكي اين امكان وجود نداشت؛ به خاطر اينكه برخي از موسسات دولتي كه به ما كمك نكردند هيچ، برخي موسساتي هم كه امكانات ميدادند، ميگفتند به دليل اينكه اخراجيها فيلم پر فروشي است، بايد پول بيشتري هم به ما بدهيد.
اين بازيگر سينما در ادامه گفت: شما وقتي ميخواهيد برويد يك فيلم دفاع مقدسي بسازيد، به راحتي به سپاه يا ارتش ميرويد و امكانات دريافت ميكنيد. من براي شما ميتوانم ليست بياورم در «اخراجيها2» چقدر ما هزينه وسايل جنگي كرديم. از جابجايي تانك و توپ و غيره گرفته تا گرفتن گلوله و اسلحه. اينها چيزهاي است كه به فيلمهاي ديگر مجاني داده ميشود ولي ما با وضع بدي، آنها را تهيه كرديم. اصلا هيچ گونه كمكي به فيلم نشد. حتي ما از كمكهاي اوليهاي كه افراد به عنوان سوبسيد استفاده ميكنند، هنوز استفاده نكرديم. حداقل در اين دو فيلمي كه مجري طرح بودم، خدمت شما عرض ميكنم كه يك ريال وام دولتي به ما تعلق نگرفته است.
وي اضافه كرد: در فيلمهاي ديگري كه حضور دارم، خودم شخصا بسياري از امكانات را ميتوانم به راحتي تهيه كنم. فيلمهايي بوده كه تمام امكانات و حتي لوكيشن آن را مجاني فراهم كردم ولي در اين كار نبوده است. آدمهاي ديگر به جاي اينكه خودشان فيلم بسازند و مخاطب جذب كنند ميخواهند ماشين همسايهشان آتش بگيرد تا حداقل آنها نفروشند!
--------------------------------------
گفتوگو و تنظيم: حميد يادروج
--------------------------------------
انتهاي پيام/و
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم