پاسخ به:مشاهیر اصفهان
شنبه 27 فروردین 1390 9:01 AM
شعرای نامدار اصفهان
ابوالفرج اصفهاني:
علي بن حسين بن هيثم: (284 – 356 ق) مورخ، محدث، اديب، شاعر و موسيقيدان، در اصفهان متولد شد و در بغداد نشو و نما يافت ابوالفرج در ادبيات، لغت، تاريخ، سير، انساب، طب، نجوم و حديث متبحر بود و شعر را نيكو ميگفت.
وي در بغداد درگذشت و همان جا دفن شد. مهمترين اثرش كه او را جاودانه ساخته كتاب «الاغاني» است
راغب اصفهاني:
ابوالقاسم حسين بن محمد بن مفضل بن محمد، معروف به راغب اصفهاني، از استادان لغت، حديث و شعر و نويسندگي و اخلاق و حكمت و كلام و از دانشمندان بزرگ قرن پنجم و ششم اسلام و ايران است .در اوايل قرن ششم هجري وفات نموده است. راغب داراي تأليفات مهمي بوده كه از جمله آنها: تفسير قرآن كريم، تفصيل النشأتين و تحصيل السعادتين، الذريعه الي مكارم الشريعه، المفردات في هزيب القرآن، محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء را مي توان نام برد.
جمال الدين محمدبن عبدالرزاق اصفهاني:
شاعر نام آور قرن ششم و از قصيده سرايان معروف ايران است. وي بيشتر عمر خود را در اصفهان گذرانده .جمالالدين از معاصران خاقاني و نظامي است و مراسلات نظم و نثر او با خاقاني زينتافزاي اوراق است. جمالالدين غير از سخنوري و بصيرت در حكمت و رياضي در صنعت زرگري و نقاشي هم ماهر بوده است
كمال الدين اسمعيل بن جمال الدين عبدالرزاق:
خلاق المعاني از شاعران و قصيده سرايان بزرگ سبك عراقي. در قرن هفتم هجري قمري بشمار ميرود. وي روزگار را در مدح اكابر اصفهان و شاهان معاصر خود گذرانيد. كمالالدين دورة وحشتناك حملة مغول را به تمامي درك كرد .وي به استادي و مهارت درآوردن معاني دقيق و التزامات دشوار، شهرت وافر دارد و در قصايدش، توجه خاصي نسبت به زادگاهش اصفهان ديده ميشود. به سال 653 هـ .ق بدست مغولي به قتل رسيد.
ابن مسكويه:
ابوعلي / ابوعبدالله احمد بن محمدبن يعقوب (وف 421ق) فيلسوف، اديب، نويسنده و منشي آل بويه. ملقب به خازن. در خانوادهاي زرتشتي در ري متولد شد. ليكن بعد اسلام آورد.
ابن مسكويه چهرة برجستهاي در حيات عقلي و فرهنگي زمان خود بود. در رشتههاي گوناگون، تاريخ، علم كلام، فلسفه و پزشكي تبحر داشت. به كيمياگري و علوم غريبه سخت علاقهمند بود. برداشت وي از دين بيشتر فلسفي و تا حدي عقلاني بود. از آثار مهم او «تجارب الالم و عواقب الهمم» در تاريخ است از ديگر آثار بزرگ وي: «تذهيب الاخلاق وتطهيرالاعراق». در فلسفة اخلاق است.
حمزه اصفهاني:
ابوعبدالله حمزه بن حسن اصفهاني از مورخين و اديبان بزرگ و برجسته، در حدود سال 270 هجري قمري در اصفهان متولد گرديده است،
از جمله آثار وي، كتاب مشهور تاريخ سني الملوك الارض و الانبياء ميباشد كه به لحاظ اشتمال آن بر اطلاعات كثير راجع به ايران، داراي اهميت فراوان است. از ديگر كتابهاي منسوب به وي، از كتاب التصحيف و كتاب كبارالبشر ميتوان ياد كرد.
حمزه، قبل از سنة سيصد و شصت هجري قمري وفات نموده است.
سيد احمد هاتف اصفهاني:
از مشاهير شعرا و عرفاي دورة افشاريان و زنديان است.تحصيلات وي در رياضي حكمت و طب بوده و غالباً بين سه شهر اصفهان، كاشان و قم سفر ميكرده است. آخر عمر در قم سكني ميگزيند.او به هر دو زبان فارسي و عربي شعر ميسروده و ديوانش مركب از قصايد، غزليات، مقطعات و رباعيات ميباشد.عمدة شهرت هاتف به واسطة ترجيع بند عرفاني اوست
صائب تبريزي
ميرزا محمدعلي، پسر ميرزا عبدالرحيم است كه به امر شاه عباس اول از تبريز كوچيده و در محلة عباس آباد اصفهان متوطن شد. صائب در اصفهان متولد شده در اين شهر نشو و نما كرده و شهرت يافت.ي از گويندگان معتبر شعر دوره صفوي به شمار ميرفته است. در سخن سرائي سبكي خاص داشته است. از طرف شاه عباس ثاني به لقب ملك الشعرايي مفتخر شدصائب دواوين متعدده دارد، مجموعه آثارش قريب به يكصد و بيست هزار بيت است كه بيشتر غزل است ولي قصيده و مثنوي هم دارد.
حكيم شفايي: (ت. 966 هـ .ق / م. 1037 هـ . ق)
حكيم شرف الدين حسن بن حكيم ملا اصفهاني مشهور به شفايي، از عالمان و پزشكان مشهور زمان شاه عباس صفوي است. وي از عالمان و پزشكان مشهور زمان شاه عباس صفوي و طبيب خاص و نديم وي بوده است. او علاوه بر مقام شامخ طبابت در حكمت و شعر و ادب نيز مقامي عالي داشته است. در انواع نظم از قصيده و غزل و مثنوي طبعآزمايي كرده است. كليات آثار وي در حدود پانزده هزار بيت است. از مهمترين تأليفات وي: بيست باب در طب، مثنوي ديدة بيدار، مثنوي مهر و محبت و نمكدان را ميتوان نام برد.
عاشق اصفهاني : ( ت قرن دوازدهم ه . ق /م ـ 1181 ه .ق )
آقا محمد خياط اصفهاني در يكي از مدارس اصفهان هجره داشته و در آنجا به شغل خياطي مي پرداخته است . از علوم رستميه بهره اي داشته ، در فن شعر به استادي مسلم بوده است داراي قناعت طبع عالي بوده و قبول صله و انعام از كسي نمي نموده است . بياض و قلمداني نزد خود داشته و هر گاه شعري وارد خاطرش مي شده ، چيزي را كه در دست داشته كنار نهاده و به نوشتن آن مي پرداخته است. ديوان غزليات او به ده هزار بيت رسيده و در آنها از مضامين عاشقانه مدد جسته است .
وحيد دستگردي : ( ت ـ 1258 ه . ش قريه دستگرد / م 1321 ه . ش ، امامزاده عبدالله تهران )
حسن فرزند قاسم ، از محققان بزرگ و ادباء و شعراي معروف اصفهان ، تحصيلاتش را در رشته ادبيات فارسي ، عربي ، فقه و حكمت ، در نزد اساتيد بزرگ اصفهان به پايان رسانيد . در آغاز مشروطيت به جرگه آزاديخواهان پيوست . در سال 1298 ه . ش مجله ادبي ارمغان را در تهران تاسيس كرد كه مدت 22 سال منتشر گرديد . كتابهاي بسياري را تصحيح ، خشيه و چاپ كرد . از مهمترين تاليفات وي : انقلاب ادبي ، ره آورد وحيد ، سرگذشت اردشير ، سفينه بهترين اشعار و … است .
شيخ اوحدالدين بن حسين اوحدي مراغي اصفهاني : ( ت ـ 673 ه . ق ، مراغه / م 738 ه . ق مراغه )
از عارفان مشهور عصر خويش بوده است . زندگاني اوحدي در روزگاران نخست از حيات وي در مراغه سپري شد . آن گاه چندي به سياحت پرداخت و چند سالي در اصفهان زادگاه پدرش سكونت گزيد ، سپس به آذربايجان بازگشته و در آن جا سرگرم ارشاد و نيز نظم اشعار عارفانه خود شد . وي در آغاز « صاني » تخلص مي كرد ولي بعدها بر اثر ارادتش به شيخ اوحدالدين كرماني ، آن را به اوحدي تغيير داد .
آثار وي شامل ديوان قصايد و ترجيعات و غزليات بالغ هشت هزار بيت ، مثنوي ده نامه ي منطق العشاق و مثنوي « جام جم » مي باشد .
ميرزا محمد علي سروش اصفهاني : ( ت ـ 1228 ه .ق سده اصفهان / م . 1285 ه.ق تهران )
شمس الشعراء از جواني كسب كمال و معرفت كرد و استعداد فطري بروز داد . در شهرهاي ايران به مسافرت پرداخته و مدتي در تبريز اقامت گزيد . سروش قسمتي از عهد فتحعليشاه تمام دوره محمدشاه ، و حدود بيست سال از پادشاهي ناصرالدين شاه قاجار درك كرد .وي در موقع جلوس ناصرالدين شاه به سلطنت از مخوصصين او بود و در اعياد و مجالس سلطنتي ، اشعار تهنيت به عهده بود .سروش گذشته از ديوان قصايد و غزليات و قطعات … آثار ديگري از جمله : روضه الانوار ، شمس المناقب ، شصت بند و … دارد . يكي از علل معروفيت او از دست ندادن جاذبه طبيعي شاعرانه و آلوده نكردن سادگي ذاتي جذاب خود به تلقينات ساختگي كتا بها بود .
ميرزا عبدالوهاب نشاط اصفهاني : ( ت ـ قرن سيزدهم ه.ق اصفهان / م ـ 1219 ه.ق : نجف )
مرحوم معتمدالدوله تحصيلات خود مانند طب و غيره را در اصفهان تكميل نمود . زبان تركي ، عربي و فارسي را خوب مي دانسته و به هر سه زبان نظم و نثر و مسائل منستيانه با اسلوب آن زمان مي نوشته است . زماني كه مهارت او در فن انشاء و خوش خطي به گوش فتحعليشاه رسيد به تهران احضارش نموده و منصب رسائل خود را به او واگذار نمود . نشاط در تربيت فضلا و معرفي آنها به پادشاه وقت اهتمام تام به جا مي آورد و كتابي دارد به نام « گنجينه نشاط » كه لهالي منشات و اشعار خود را در آن جمع نموده است .