پاسخ به:اخبار مجازی
جمعه 26 فروردین 1390 12:08 PM
خبرگزاري فارس: پس از انتظار بالاخره آقا تشريف آوردند و زماني كه نوبت عمامه گذاشتن بر سر من شد، جلو رفتم و خواستم جملهاي كه آماده كرده بودم را بگوييم كه زبانم بند آمد و من محو تماشاي چهره ايشان شدم.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از مركز خبر حوزه، افرادي كه براي فراگيري علوم اهلبيت(ع) و نشر آموزههاي آنان وارد حوزه علميه ميشوند، ميدانند كه پس از چند سال به لباس مقدس سربازي امام زمان(عج) ملبس خواهند شد. هر طلبهاي دوست دارد به دست كسي معمم شود كه داراي جايگاه علمي، اخلاقي و معنوي بالايي باشد، از اين رو هر ساله طلاب زيادي به دست مراجع عظام تقليد و اساتيد برجسته اخلاق معمم ميشوند. اما ملبس به دست نائب امام زمان(عج) آرزويي كه در ميان تمامي طلاب مشترك است.
حجتالاسلام محمدحسن ترابي، طلبه پايه شش مدرسه علميه خاتمالانبياء، از جمله طلابي است كه به اين آرزو رسيده است و به دست مبارك مقام معظم رهبري ملبس به لباس مقدس سربازي امام زمان(عج) شد.
* براي معمم شدن دو دل بود كه... !
وي درباره معمم شدن خود گفت: در ميلاد امام رضا (ع) قرار بود تعدادي از طلاب مدرسه ملبس شوند؛ من هم كه هنوز پايه شش را تمام نكرده بودم، براي معمم شدن دو دل بودم، از اين رو استخارهاي گرفتم و پاسخ استخاره اين گونه آمد كه اگر اين كار را انجام دهي، تا پايان عمر براي تو پشيماني دارد! از اين رو منصرف شدم.
* دليل پشيماني در استخاره را فهميدم!
حجتالاسلام ترابي ادامه داد: در ايامي كه مقام معظم رهبري در قم حضور داشتند، همراه يكي از دوستان به تيپ امام صادق(ع) رفته بوديم، متوجه شديم كه در اين مركز از طلابي كه مايل به ملبس شدن به دست مقام معظم رهبري هستند، نامنويسي ميكنند. اين جا بود كه دليل پشيماني در استخاره گرفته شده را فهميدم، از اين رو به هر زحمتي كه بود نام نويسي كرديم.
وي به پايان سفر مقام معظم رهبري به قم و لغو شدن برنامه عمامه گذاري اشاره كرده و تصريح كرد: با توجه به اينكه اين برنامه لغو شده بود، ما بسيار ناراحت بوديم و لباسي نيز براي اين كار تهيه نكرديم، اما با تمديد شدن يك روزه حضور مقام معظم رهبري در قم، يك ساعت مانده به اذان ظهر، تماس گرفتند كه مراسم عمامهگذاري برگزار ميشود و بايد فوري خود را به دفتر مقام معظم رهبري برساني.
* يك عباي بزرگ را با سوزن و سنجاق اندازه نموديم!
اين طلبه با بيان اين كه در اين فرصت كم تنها ميتوانستم خود را به دفتر آقا برسانم، گفت: در ابتدا فكر ميكردم كه پس از گرفتن كارت فرصتي براي تهيه لباس در اختيار داريم، ولي متوجه شدم پس از گرفتن كارت بايد به داخل دفتر بروم؛ از اين رو لباسي از ديگر طلاب امانت گرفتم و با كمك يكي از طلاب عباي بزرگي هم كه به دست آورده بودم را با سنجاق و سوزن تهگرد اندازه نموديم!
* به هيچ قيمتي نميخواستم فرصت را از دست بدهم
وي با تأكيد بر اين كه به هيچ قيمتي حاضر نبودم اين فرصت را از دست دهم، به اشتياق ديگر طلاب براي حضور در محضر مقام معظم رهبري اشاره كرده و گفت: زماني كه در ميان طلاب به دنبال لباس ميگشتيم، آنها به من پيشنهاد ميكردند كه حاضر هستند چند ماه شهريه يا فلان مبلغ را به من بدهند و در عوض كارت ورود را از من بگيرند، ولي تنها مسئلهاي كه در آن لحظه تمام ذهن من را مشغول كرده بود، فقط رفتن به محضر آقا بود.
* ميخواستم به نائب امام زمان(عج) بگويم، اما...!
حجتالاسلام ترابي گفت: از زماني كه براي حضور در محضر مقام معظم رهبري و ملبس شدن به دست ايشان نامنويسي كردم، همواره فكر ميكردم كه در لحظه ديدن ايشان چه سخني بگويم كه كامل و جامع باشد. پس از انتظار بالاخره آقا تشريف آوردند و زماني كه نوبت عمامه گذاشتن بر سر من شد، جلو رفتم و خواستم جملهاي كه آماده كرده بودم را بگوييم كه زبانم بند آمد و من محو تماشاي چهره ايشان شدم!
وي با اشاره به اين كه همواره آرزو داشتم پشت سر معظمله نماز بخوانم، اظهار داشت: از آنجايي كه مراسم عمامه گذاري تا اذان ظهر به طول انجاميد، نماز را نيز به جماعت پشت سر آقا خوانديم؛ من دراين لحظه خدا را شكر كردم كه هم به دست نائب امام عصر(ع) ملبس شدم و هم نماز را پشت سر ايشان خواندم.
* انشاءالله لباس هميشگي شما باشد
اين طلبه خاطرنشان ساخت: سخني كه ايشان به همه ميفرمودند، اين بود كه خدا شما را از علماي عامل قرار دهد ولي با توجه به اين كه من كم سن و سالترين شخص در آن جمع بودم، با لبخندي علاوه بر آن جمله گفتند كه انشاءالله لباس هميشگي شما باشد.
انتهاي پيام/ك
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم