پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 2:22 PM
خانههائى که اطراف مسجد ساخته شد
چنانچه از رویهمرفته روایات استفاده مىشود،پس ازاینکه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از کار ساختمان مسجد(بشرحى که ذکر شد)فراغتیافت در صدد برآمد تا براى خود وخاندان خود و مسلمانانى که از مکه بدانجا هجرت کرده بودندو جا و مکانى نداشتند و عموما بصورت میهمان در خانههاىمردم مدینه زندگى مىکردند خانههائى بسازد و از این رودستور داد در کنار همان مسجد و پشت دیوارهاى آن اطاقهایىبسازند،و در آن سکونت گزینند...
و از آنجا که این کار هم نتوانست مشکل بىخانمانى یاران رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را برطرف سازد (1) و گروهىبودند که از مکه به مدینه آمده بودند و هیچگونه جا و مکان وحتى وسائل خوراک و پوشاکى هم نداشتند آنحضرت ناچار شدآنها را بصورت دسته جمعى در داخل مسجد جاى دهد و آنها رادر تاریخ به«اصحاب صفه»نامیدهاند.
بدین ترتیب که جایى را در آخر مسجد اختصاص بهسکونت و خوابیدن آنها داد،و مجموع این افراد که بناماصحاب صفه معروف شدهاند،و چنانچه ابو نعیم نام آنها را ذکرکرده حدود یکصد نفر بودند که به تناسب فصول و سفرها ومرگ و میر و ازدواج گاهى این عدد کم و زیاد مىشد...
و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز متکفل مخارج و آذوقهو لباس آنها بود و گاهى مىشد که چند روز آنها در گرسنگىبه سر مىبردند و یا به اندک خرما و شیرى اکتفامىکردند... (2)
نزدیکان رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مانند امیر المؤمنین علیه السلام و حمزه و ابو بکر و عثمان و دیگرانى که در پشتمسجد براى خود اطاقى ساخته بودند هر کدام درى یا دریچهاىاز خانه خود به داخل مسجد باز کرده بودند تا از وضع داخلمسجد آگاه شده و یا در هنگام نماز نیز به راحتى بتوانند از آندریچه داخل مسجد شده و ناچار نباشند از درب بیرونى خود بهسوى مسجد بیایند،که پس از گذشت مدتى رسول خدا دستورداد بجز در خانه على علیه السلام بقیه آن دربها را ببندند،و اینمطلب بر بعضى گران آمد تا آنجا که زبان به اعتراض گشوده وگفتند چرا جوان نورسى را بر ما ترجیح داده،و آن حضرت را بهافراط درباره دوستى على علیه السلام متهم سازند،و رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم ناچار شد،در یک سخنرانى عمومى پاسخآنها را داده و فرمود:
«من این کار را از پیش خود نکردم،بلکه دستورى بود از طرفخداى تعالى که من مامور به ابلاغ آن گردیدم...».
و جالب این است که دشمنان امیر المؤمنین علیه السلام کههمه جا و پیوسته در صدد محو فضائل و افتخارات آن بزرگواربودند،چنانچه در مقالات گذشته نمونههایى از آن را ذکرکردیم، وقتى دیدند این فضیلتبزرگى براى آن حضرت بشمارمىآید در صدد تضعیف این روایات-که از حد تواتر مىگذردو یا تاویل آنها برآمده،و برخى هم نظائر آن را براى دیگران نقل کرده و از اینراه خواستهاند آنرا تحت الشعاع قرار داده و یا بهگفته امروزیها کمرنگ کنند-که انشاء الله تعالى در حوادثسال دوم هجرت بتفصیل روى آن بحثخواهیم کرد...
و اگر اجمال آن را بخواهید مىتوانید بگفتار ابنابى الحدید-که خود از بزرگان علماى اهل سنت است مراجعهکنید که میگوید:بکریه و طرفداران ابو بکر هر کجا فضیلتىبراى على علیه السلام دیدند مانند حدیث«مواخاة»و پیوند برادرىکه تفصیل آن بعدا خواهد آمد-و حدیث«سد ابواب»آمدند ومثل آنرا براى ابو بکر جعل کردند... (3)
-----------------------------------------------
1-در برخى از روایات مساحت مسجد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را درآنروز صد متر در صد متر ذکر کردهاند که در چنین صورتى اطاقهاى اطراف مسجدهم نمىتوانست پاسخگوى همه مهاجران باشد.
2-وفاء الوفاء-ج 1 ص 453.
3-شرح ابن ابى الحدید-ج 11 ص 49.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.