پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 2:17 PM
داستانى جالب از سهل بن حنیف
ابن اسحاق گفته:على بن ابیطالب علیه السلام پس ازرسول خدا سه شبانه روز در مکه ماند تا ودائعى را که رسول خدابه آنحضرت سپرده بود به صاحبانش بازگرداند،همه را به آنهاداد آنگاه در قباء به آنحضرت ملحق شد و در همان خانهکلثوم بن هدم که رسول خدا صلى الله علیه و آله وارد شده بود اونیز در همانجا وارد شده و منزل کرد.
و سپس داستان جالبى از على علیه السلام نقل کردهگوید:
على علیه السلام فرمود:در محله قباء زن مسلمانى بود کهشوهر نداشت،و من مردى را دیدم که نیمههاى شب مىآمد درخانه آن زن را مىکوبید و آن زن بیرون مىآمد و آن مرد چیزى بهاو مىداد.من که آن جریان را دیدم در کار آن زن به شبههافتادم و بدو گفتم:
اى زن!این شخص کیست که هر شب بر در خانه تو مىآیدو در را مىکوبد و تو میروى و در را به روى او باز مىکنى وچیزى بتو مىدهد که من نمىدانم چیست؟در صورتیکه تو زنىمسلمان هستى و شوهر ندارى؟
پاسخداد:این مرد سهل بن حنیف است،که چون مىداندمن زنى بىسرپرست و بى کس هستم شبها که مىشود به سراغبتهاى قوم و قبیله خود مىرود و آنها را شکسته چوبش را نزد منمىآورد و مىگوید:از چوب اینها استفاده کن...و على بنابیطالب علیه السلام هنگامى که در عراق بود و سهل بن حنیفاز دنیا رفت از این خاطره نیک او یاد مىکرد (1) .
---------------------------------------
1-سیرة النبویة ابن کثیر-ج 2 ص 270،و سهل بن حنیف از یاران امیر المؤمنینعلیه السلام بود که سال 38 در کوفه از دنیا رفت و آنحضرت بر جنازه او نمازخوانده و دفن کردند.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.