پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 2:12 PM
راوى حدیث را بهتر بشناسیم
آیا با چنین وضعى بهتر نیستبجاى پذیرفتن این مطالبمشکوک و خلاف واقع،اصل روایت را کنار گذارده و آنرامجعول بدانیم،بخصوص که انس بن مالک سابقه خوبى در نقل حدیث ندارد و او همان کسى است که در داستان«شق صدر»
رسول خدا(که پیش از این بطور تفصیل روى آن بحث کردیم وبىاعتبارى آنرا با دلائل و شواهدى نقل کردیم)گفته است:
من جاى بخیههاى فرشتگان را در سینه رسول خدا(ص) میدیدم...
در صورتى که اگر آن داستان درست هم باشد جنبهاعجازى و ارهاصى داشته،و احتمالا صورت تمثیلى داشته-چنانچه مرحوم علامه طباطبائى بصورت جزم آنرا گفته (1) -ومانند شکافتن و دوختن شکم در اطاق جراحى و غیر آن نبودهاست...تا او بگوید:من جاى بخیهها را در سینه آنحضرتمشاهده میکردم.
و انس بن مالک همان کسى است که هنگامى کهامیر المؤمنین على علیه السلام از او خواست آنچه را از رسولخدا(ص)درباره آنحضرت در غدیر خم یا جاهاى دیگر شنیدهبود براى طلحه و زبیر و یا مردم دیگرى بازگو کرده و شهادتبدهد و او که با اداى آن شهادت منافع مادىاش را در مخاطرهمیدید،خود را به فراموشى زده و حاضر نشد شهادت بدهد، وچون امیر المؤمنین به او فرمود:
تو که این مطلب را شنیده بودى چرا شهادت ندادى؟
در پاسخ گفت:
«انى انسیت ذلک الامر».
-من آنرا فراموش کردم!
و امیر المؤمنین دربارهاش نفرین کرده فرمود:
«ان کنت کاذبا فضربک الله بها بیضاء لامعة لا تواریها العمامة».
-اگر دروغ میگوئى خداوند تو را به سپیدى درخشانى گرفتار سازد که عمامههم آنرا نپوشاند.. .
و چنانچه اهل تاریخ گفتهاند:در اثر نفرین آنحضرتپیسى و برصى در سر و گردنش پیدا شد که هر چه عمامهاش راپائین میآورد نمىتوانست آنرا بپوشاند...
بشرحى که در نهج البلاغة(باب حکم،حکمت 311)
و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید در شرح آن و جاهاى دیگر ذکرشده...
و اساسا این مطلب قابل بحث است که آیا انس بن مالک درآن تاریخ درک این گونه مطالب و استنباطات را داشته کهبفهمد ابو بکر پیرمردى بود شناخته شده و رسول خدا جوانى و یاپسرکى بود ناشناخته...زیرا بنا بگفته مورخین در آنروزى کهرسول خدا(ص)بمدینه وارد شد انس بن مالک هشتساله یا نهساله و یا ده ساله بود،و پس از آنکه آنحضرت در مدینه مستقر شدند مادرش دست او را گرفته و بنزد رسول خدا(ص)برده و ازآنحضرت تقاضا کرد که او را بخدمتکارى خود بپذیرند...و ازآنروز بخدمتکارى آنحضرت مشغول گردید... (2)
و بدین ترتیب اصل این استنباط و اجتهاد آقاى انس بنمالک زیر سئوال میرود...زیرا او اینمطلب را بصورت روایتىاز شخص دیگرى نقل نکرده بلکه یک استنباط و نظر شخصى خوداو است...
و اینرا هم بد نیستبدانید که انس بن مالک از زمره معدودافرادى است که از رسول خدا(ص) بسیار حدیث نقل کرده (3)
مانند ابو هریرة و عبد الله بن عمرو عایشه...و چنانچه ذهبى درشذرات الذهب گفته:روایاتى که انس بن مالک از رسولخدا(ص)نقل کرده دو هزار و دویست و هفتاد و شش روایتاست (4) .. .
که با توجه به هشت و نه سالى که در خدمت رسولخدا(ص)بوده،و سنین کودکى را میگذارنده...و در سفرهاىجنگى و غزوات هم بندرت نام او دیده شده و معمولا همبچههاى کم سن و سال را در آن سفرها بهمراه نمىبردند...
معلوم نیست چگونه این رقم حدیث را از رسول خدا(ص)شنیده و ضبط کرده...چنانچه این سؤال و ابهام بنحوى درباره آنچند نفر دیگر نیز که هر کدام چند هزار حدیث از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل کردهاند وجود دارد!...و از باب نمونهفقط بد نیستبدانید ابو هریره که در سال هفتم هجرت مسلمانشده و مصاحبت او با رسول خدا(ص)تا هنگام رحلتآنحضرت فقط سه سال بوده آن هم سه سالى که رسولخدا(ص)مسافرتهاى طولانى و چند ماهه مانند فتح مکه،ومحاصره طائف،و جنگ تبوک،و سفر حجة الوداع داشته ونامى از ابو هریره در این سفرها نیست،با اینحال بگفته همانآقاى ذهبى پنجهزار و سیصد و هفتاد و چهار حدیث از رسولخدا روایت کرده (5) .
------------------------------------------
1-در تفسیر سوره انشراح.
2-اسد الغابه ج 1 ص 127.
3-اسد الغابه ج 1 ص 128.
4-شذرات الذهب ج 1 ص 63.
5-به زیر نویس شماره 1 صفحه 104 مراجعه شود.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.