0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  2:12 PM

راوى حدیث را بهتر بشناسیم  

آیا با چنین وضعى بهتر نیست‏بجاى پذیرفتن این مطالب‏مشکوک و خلاف واقع،اصل روایت را کنار گذارده و آنرامجعول بدانیم،بخصوص که انس بن مالک سابقه خوبى در نقل حدیث ندارد و او همان کسى است که در داستان‏«شق صدر»
رسول خدا(که پیش از این بطور تفصیل روى آن بحث کردیم وبى‏اعتبارى آنرا با دلائل و شواهدى نقل کردیم)گفته است:
من جاى بخیه‏هاى فرشتگان را در سینه رسول خدا(ص) میدیدم...
در صورتى که اگر آن داستان درست هم باشد جنبه‏اعجازى و ارهاصى داشته،و احتمالا صورت تمثیلى داشته-چنانچه مرحوم علامه طباطبائى بصورت جزم آنرا گفته (1) -ومانند شکافتن و دوختن شکم در اطاق جراحى و غیر آن نبوده‏است...تا او بگوید:من جاى بخیه‏ها را در سینه آنحضرت‏مشاهده میکردم.
و انس بن مالک همان کسى است که هنگامى که‏امیر المؤمنین على علیه السلام از او خواست آنچه را از رسول‏خدا(ص)درباره آنحضرت در غدیر خم یا جاهاى دیگر شنیده‏بود براى طلحه و زبیر و یا مردم دیگرى بازگو کرده و شهادت‏بدهد و او که با اداى آن شهادت منافع مادى‏اش را در مخاطره‏میدید،خود را به فراموشى زده و حاضر نشد شهادت بدهد، وچون امیر المؤمنین به او فرمود:
تو که این مطلب را شنیده بودى چرا شهادت ندادى؟
در پاسخ گفت:
«انى انسیت ذلک الامر».
-من آنرا فراموش کردم!
و امیر المؤمنین درباره‏اش نفرین کرده فرمود:
«ان کنت کاذبا فضربک الله بها بیضاء لامعة لا تواریها العمامة‏».
-اگر دروغ میگوئى خداوند تو را به سپیدى درخشانى گرفتار سازد که عمامه‏هم آنرا نپوشاند.. .
و چنانچه اهل تاریخ گفته‏اند:در اثر نفرین آنحضرت‏پیسى و برصى در سر و گردنش پیدا شد که هر چه عمامه‏اش راپائین میآورد نمى‏توانست آنرا بپوشاند...
بشرحى که در نهج البلاغة(باب حکم،حکمت 311)
و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید در شرح آن و جاهاى دیگر ذکرشده...
و اساسا این مطلب قابل بحث است که آیا انس بن مالک درآن تاریخ درک این گونه مطالب و استنباطات را داشته که‏بفهمد ابو بکر پیرمردى بود شناخته شده و رسول خدا جوانى و یاپسرکى بود ناشناخته...زیرا بنا بگفته مورخین در آنروزى که‏رسول خدا(ص)بمدینه وارد شد انس بن مالک هشت‏ساله یا نه‏ساله و یا ده ساله بود،و پس از آنکه آنحضرت در مدینه مستقر شدند مادرش دست او را گرفته و بنزد رسول خدا(ص)برده و ازآنحضرت تقاضا کرد که او را بخدمتکارى خود بپذیرند...و ازآنروز بخدمتکارى آنحضرت مشغول گردید... (2)
و بدین ترتیب اصل این استنباط و اجتهاد آقاى انس بن‏مالک زیر سئوال میرود...زیرا او اینمطلب را بصورت روایتى‏از شخص دیگرى نقل نکرده بلکه یک استنباط و نظر شخصى خوداو است...
و اینرا هم بد نیست‏بدانید که انس بن مالک از زمره معدودافرادى است که از رسول خدا(ص) بسیار حدیث نقل کرده (3)
مانند ابو هریرة و عبد الله بن عمرو عایشه...و چنانچه ذهبى درشذرات الذهب گفته:روایاتى که انس بن مالک از رسول‏خدا(ص)نقل کرده دو هزار و دویست و هفتاد و شش روایت‏است (4) .. .
که با توجه به هشت و نه سالى که در خدمت رسول‏خدا(ص)بوده،و سنین کودکى را میگذارنده...و در سفرهاى‏جنگى و غزوات هم بندرت نام او دیده شده و معمولا هم‏بچه‏هاى کم سن و سال را در آن سفرها بهمراه نمى‏بردند...
معلوم نیست چگونه این رقم حدیث را از رسول خدا(ص)شنیده و ضبط کرده...چنانچه این سؤال و ابهام بنحوى درباره آن‏چند نفر دیگر نیز که هر کدام چند هزار حدیث از رسول خداصلى الله علیه و آله نقل کرده‏اند وجود دارد!...و از باب نمونه‏فقط بد نیست‏بدانید ابو هریره که در سال هفتم هجرت مسلمان‏شده و مصاحبت او با رسول خدا(ص)تا هنگام رحلت‏آنحضرت فقط سه سال بوده آن هم سه سالى که رسول‏خدا(ص)مسافرتهاى طولانى و چند ماهه مانند فتح مکه،ومحاصره طائف،و جنگ تبوک،و سفر حجة الوداع داشته ونامى از ابو هریره در این سفرها نیست،با اینحال بگفته همان‏آقاى ذهبى پنجهزار و سیصد و هفتاد و چهار حدیث از رسول‏خدا روایت کرده (5) .
------------------------------------------
1-در تفسیر سوره انشراح.
2-اسد الغابه ج 1 ص 127.
3-اسد الغابه ج 1 ص 128.
4-شذرات الذهب ج 1 ص 63.
5-به زیر نویس شماره 1 صفحه 104 مراجعه شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها