0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  2:11 PM

بحثى درباره یک روایت

در اینجا باز به روایاتى برمیخوریم که با توجه به روایات‏دیگر و معیارهائى که در دست داریم پذیرفتن آنها مشکل وصحت آنها مورد شک و تردید قرار گرفته و مجعول بنظر میرسد مانند این روایت:
«عن انس بن مالک قال:اقبل رسول الله صلى الله علیه و آله الى‏المدینة و هو مردف ابا بکر و ابو بکر شیخ یعرف و رسول الله شاب لا یعرف،قال:فیلقى الرجل ابابکر فیقول:یا ابا بکر من هذا الرجل الذى بین‏یدیک؟فیقول:هذا الرجل الذى یهدینى السبیل،فیحسب الحاسب‏انما یهدیه الطریق،و انما یعنى سبیل الخیر» (1) .
یعنى انس بن مالک گفته:رسول خدا هنگامیکه به مدینه آمد ابو بکر راپشت‏سر خود سوار کرده بود و در آن روز ابو بکر پیرمردى بود آشنا و شناخته‏شده و رسول خدا جوانى بود ناآشنا و شناخته نشده...مردم ابو بکر را(که‏مى‏شناختند)دیدار کرده و از او مى‏پرسیدند:
-اى ابو بکر این مرد کیست که جلوى تو است؟
مى‏گفت:این مردى است که راه را بمن نشان میدهد!
آنها خیال میکردند منظورش از راه یعنى جاده،ولى منظور او راه خیربود...
و حتى در برخى از روایات نقل شده که بجاى لفظ‏«شاب‏»(یعنى جوان)«غلام‏»(یعنى این پسرک)نقل‏شده... (2) که سئوال میشود:
اولا-چگونه ابو بکر پیرمردى بود و رسول خدا جوان و یاپسرکى بوده؟...
در صورتیکه خود این آقایان مورخین نقل کرده‏اند که ابو بکردو سال کوچکتر از رسول خدا(ص)بوده،و در هنگام وفات‏یعنى دو سال پس از رحلت رسول خدا شصت و سه ساله بودیعنى در هنگام مرگ هم سن با رسول خدا(ص)بوده و به اندازه‏آن حضرت در دنیا زندگى کرده،و در این باره اختلافى نداشته‏و قولهاى دیگر را ضعیف و مردود دانسته‏اند (3) ...؟
و ثانیا-چگونه بود که ابو بکر براى مردم مدینه آشنا وشناخته شده بود،ولى رسول خدا(ص) براى آنها ناآشنا وشناخته نشده؟
مگر این مردم همانها نبودند که بسیارى از آنها با رسول خدا(ص)
در عقبه منى بیعت کرده و آنحضرت را از نزدیک دیده بودندو بگفته همه مورخین در آن ماجرا نیز جز عباس و حمزه شخص‏دیگرى حضور نداشته؟و مگر برخى از همین مردم مدینه ماننداسعد بن زراره نبودند که پیش از آن بارها خدمت رسول خدا(ص)شرفیاب شده سالها قبل از داستان عقبه وبدست آنبزرگوار مسلمان شده و ایمان آورده بودند؟
و مگر بسیارى از همین مردم مانند قبیله بنى النجار نبودندکه با رسول خدا(ص)پیوند خویشاوندى داشتند،و به این پیوندنیز افتخار کرده و رسولخدا صلى الله علیه و آله نیز روى همین‏رابطه و پیوند در سنین کودکى بهمراه مادرش آمنه به آن شهرسفر کرده و حدود یک ماه در آنجا زندگى کرد و پس از هجرت‏نیز از خاطرات آن دوران یاد میکرد...
در صورتى که ابو بکر هیچیک از این سابقه‏ها و پیوندها وآشنائى‏ها را با مردم مدینه نداشت...!
و آیا اساسا این مطلب را نیز که رسول خدا ابو بکر را درپشت‏سر خود سوار کرده بود میتوان پذیرفت در صورتیکه خوداین آقایان روایت کرده بودند که ابو بکر مرکبهاى متعددى براى‏این سفر تهیه کرده بود و هر کدام بر مرکب جداگانه‏اى سواربودند!...
----------------------------------------
1-سیرة النبویه ابن کثیر ج 2 ص 275.
2-الصحیح من السیره ج 2 ص 298.
3-به کتاب تاریخ ابن اثیر ج 2 ص 418 و معارف ابن قتیبه ص 75 و کتابهاى دیگرکه در پاورقى الصحیح من السیره ج 2 ص 299 مذکور است مراجعه شود.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها