پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 1:30 PM
پیمان اخوت میان مهاجرین و یکى از کارهاى مقدماتى
از کارهاى بسیار مهمى که رسول خدا صلى الله علیه و آلهپس از تصمیم هجرت بمدینه انجام داد،پیمان برادرى و عقداخوتى بود که میان مهاجران بست،و هر دو نفر از آنها را روىمناسبتها و ارتباط و سنخیتى که از نظر ظاهرى یا اخلاقىداشتند طى مراسمى که انجام شد با یکدیگر برادر ساخت...واین عقد اخوت در آن هنگامى که تصمیم بمهاجرتدسته جمعى بمدینه داشتند،و خواه ناخواه با سختیها و خطراتىمواجه بودند که نیاز به تعاون و همکارى در بالاترین سطح و باعالىترین انگیزه-یعنى انگیزه الهى و ایمانى و روى وظیفهدینى-در میان آنها احساس میشد مهمترین عامل براىهمبستگى و اتحاد آنها بود...و بهترین وسیله براى ایجاد صفاو صمیمیتبشمار میرفت... چنانچه پس از ورود بمدینه نیز پیمان برادرى و اخوتدیگرى میان مهاجر و انصار بست،که آن نیز در جاى خود درراستاى همین هدف و ایجاد ارتباط و پیوستگى محکم،میانمهاجرین از یک سو(که نیاز شدیدى براى سکونت و زندگىبمردم مدینه داشتند)و مسلمانان مدینه از سوى دیگر،نقشمهمى را ایفاء کرد بشرحى که انشاء الله تعالى در جاى خودذکر خواهیم کرد.
و مطلب جالب و مهمى که در هر دو جا-یعنى هم درعقد اخوت میان مهاجران در مکه،و هم در مراسم عقد اخوتمیان مهاجر و انصار در مدینه-به چشم میخورد،و همه اهلتاریخ نقل کردهاند،آنکه رسول خدا صلى الله علیه و آله نیز خودرا در این پیمانها و عقد اخوتها شریک ساخت،و براى خود نیزبرادرى تعیین کرد،که آن برادر على بن ابیطالب علیه السلامبود...که در مورد دوم بر خلاف مرسوم بود و تنها موردى بود کهمیان دو مهاجر عقد اخوت بسته میشد...
بارى در پیمان برادرى اول که میان مهاجرین برقرار شدرسول خدا صلى الله علیه و آله افرادى را که با هم برادر ساخت ازآنجمله بود:عمر را با ابو بکر،حمزه را با زید بن حارثه،عثمان (1) را با عبد الرحمن بن عوف،زبیر را با ابن مسعود،عبادة بن حارثرا با بلال،مصعب بن عمیر را با سعد بن ابى وقاص،ابو عبیده جراح را با سالم مولى ابى حذیفة،سعید بن زید را باطلحة... (2)
----------------------------------------------
1-البته عثمان آن روز در حبشه بود و رسول خدا غیابا او را با عبد الرحمن بن عوفبرادر ساخت.
2-کتاب محبر ابو خطیب بغدادى.ص 70-71 و سیره حلبیه ج 2 ص 20 و سیرهدحلان ج 1 ص 155 و الصحیح من السیره ج 2 ص 229.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.