0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  1:22 PM

فراهم شدن مقدمات هجرت به مدینه

با توجه به بحث گذشته اینک بدنباله آن که موجب اسلام‏مردم مدینه و هجرت رسولخدا(ص) و مسلمانان به آن شهر گردیدتوجه کنید،و این قسمت را ما قبلا در شرح حال رسولخدا(ص)
بطور مشروح نگاشته‏ایم که ذیلا از نظر شما میگذرد:
در شهر یثرب-که بعدها به مدینه موسوم گردید-دو قبیله بنام‏اوس و خزرج زندگى مى‏کردند و در مجاورت ایشان نیزتیره‏هائى از یهود سکونت داشتند که بکار تجارت و سوداگرى‏مشغول بودند و تدریجا سرزمینها و مزارعى در اطراف شهرخریدارى کرده و محله‏هائى مخصوص بخود داشتند،و تاریخ‏مهاجرت این یهودیان به یثرب به سالهاى زیادى قبل برمى‏گشت‏و طبق برخى از روایات،نخستین گروهى که بمنظور مجاورت به‏یثرب آمدند چند تن از بزرگان و دانشمندان یهود بوده که چون درکتابهاى خود دیده بودند که آخرین پیامبر الهى بدان شهر هجرت‏مى‏کند ولى زمان آنرا نمى‏دانستند براى دیدار آنحضرت و ایمان بوى به یثرب مهاجرت کرده و در آنجا ماندند،و تدریجا فرزندان‏ایشان رو بتزاید گذارده و بکار تجارت و زراعت مشغول شدند.
میان قبیله اوس و خزرج سالها آتش جنگ و اختلاف زبانه‏مى‏کشید و هر چند وقت‏یکبار بجان هم مى‏افتادند و گروهى رابخاک و خون افکنده و گاهى بدنبال جنگ آنکه پیروز مى‏شدخانه و نخلستان قبیله شکست‏خورده را ویران کرده و به آتش‏مى‏کشیدند،و بحث در اینکه آیا ریشه این اختلاف چه بوده و ازکجا سرچشمه گرفته بود ما را از وضع تدوین این مختصر خارج‏مى‏کند،و بعید نیست-چنانچه برخى از مورخین نوشته‏اند-این‏جنگ و خونریزى به تحریک و دسیسه یهودیان ساکن یثرب‏صورت گرفته و آنها براى آنکه به آسودگى بتوانند بکار تجارت واندوختن پول و ثروت و تشکیل دادن بانک زمین و قبضه کردن‏اقتصاد و بازار کشاورزى و محصول مردم مشغول باشند صاحبان‏اصلى سرزمین یثرب را بجان هم انداختند و این سرگرمى‏خانمان برانداز را براى آنها فراهم ساختند و خودشان باآسایش خاطر به تعقیب هدفشان پرداختند.
و با اینحال گاهى هم متعرض یهود میشدند و با آنها نیزبجنگ و ستیز مى‏پرداختند.
یهودیان که اهل کتاب بودند و مژده ظهور پیغمبرى را درسرزمین حجاز و هجرت او را بشهر یثرب از علماء و دانشمندان خود شنیده و در کتابها خوانده بودند،گاهگاهى در بحثها ونزاعهائى که میان آنها و اعراب یثرب پیش مى‏آمد بآنهامى‏گفتند پیغمبرى ظهور خواهد کرد و چون او بیاید ما بدو ایمان‏آورده و بدستیارى او شما را نابود خواهیم کرد.
اوس و خزرج روى اختلافات قبلى،خود را براى جنگ‏تازه‏اى آماده مى‏کردند و هر دو دسته مى‏کوشیدند قبائل دیگرعرب را نیز با خود هم پیمان کرده نیروى بیشترى براى سرکوبى وشکست‏حریف پیدا کنند تا در هنگام برخورد و جنگ از قدرت‏بیشترى برخوردار باشند.
این جنگ که دو سال پیش از هجرت رسولخدا(ص)به‏مدینه اتفاق افتاد همان جنگ‏«بعاث‏»بود که افراد بسیارى ازدو طرف در آن کشته شده و خانه‏ها و نخلستانهائى ویران و به‏آتش کشیده شد.
دو قبیله اوس و خزرج بسوى قبائل مکه متوجه شده و هرکدام در صدد برآمدند تا آنها را با خود هم پیمان و همراه کرده واز نیروى آنها علیه دشمن خود کمک گیرند.
و طبق نقل ابن اسحاق در سیره،اوسیان زودتر از قبیله خزرج‏به این فکر افتاده و چند تن از افراد آن قبیله که در راس آنهاشخصى بنام‏«انس بن رافع‏»بود بمکه آمدند تا با قریش علیه‏خزرج پیمان ببندند. رسولخدا(ص)چنانچه پیش از این گفتیم پیوسته مترصد بودتا افراد تازه‏اى را بدین خود دعوت کند،و بخصوص هنگامى که‏مى‏شنید از قبائل اطراف و مردم شهرهاى دیگر جزیرة العرب افرادى‏بمکه آمده‏اند خود را بنزد آنها رسانده و اسلام را برایشان عرضه‏مى‏کرد،و بگفته ابن هشام:براى حرکت آنحضرت کافى بود که‏بشنود مرد محترمى-یا افراد تازه‏اى-از رؤساى قبائل یا گروهى‏از افراد معمولى آن قبیله بمنظور زیارت یا منظورهاى دیگرى بمکه‏آمده که رسولخدا(ص)بمحض آنکه مطلع مى‏شد از جاى‏برمیخاست و بدنبال آنها میرفت و ایشانرا بدین خود دعوت کرده‏و از آنها یارى مى‏طلبید.
وقتى پیغمبر خدا از ورود قبیله اوس به مکه با خبر شد بنزدآنها آمده و پیش از آنکه آنها را به اسلام و ایمان بخداى تعالى‏دعوت کند فرمود:من کارى را بشما پیشنهاد مى‏کنم که از آنچه‏بخاطر آن به این شهر آمده‏اید بهتر است.
پرسیدند:آن چیست؟
فرمود:بخداى یگانه ایمان آورید و اسلام را بپذیرید،سپس‏جریان نبوت خویش را به آنها اظهار کرده و چند آیه از قرآن نیزبر آنها تلاوت کرد.
در میان افراد مزبور جوانى بود بنام ایاس بن معاذ که چون‏سخنان رسولخدا(ص)را شنید رو بهمراهان کرده گفت:بخدا سوگند!این مرد راست مى‏گوید و اینکار بهتر از آنى است که‏شما براى انجام آن به این شهر آمده‏اید،ولى انس بن رافع مشت‏خاکى برداشته به دهان او زد و او را ساکت کرده گفت:مابراى اینکار به مکه نیامده‏ایم،و بدین ترتیب آن مجلس بهم‏خورد،ولى ایاس در باطن برسولخدا صلى الله علیه و آله‏ایمان آورد و با اینکه پس از ورود بمدینه چندان‏زنده نبود و بدنبال همان جنگ‏«بعاث‏»از دنیا رفت،ولى هنگام مرگ،نزدیکانش دیدند زبانش به ذکر«الله‏»گویااست و«لا اله الا الله‏»و«الحمد لله‏»مى‏گوید و همه دانستند که‏او در همان دیدار مکه به رسولخدا ایمان آورده و مسلمان شده‏است.
ولى بر طبق نقل دیگران نخستین کسى که از مردم یثرب‏براى پیمان بستن با قریش به مکه آمد دو تن از قبیله خزرج بودندبنامهاى اسعد بن زراره و ذکوان ابن عبد القیس.و این در سال دهم‏بعثت و قبل از شکسته شدن محاصره اقتصادى بنى هاشم بود

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها