پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 12:53 PM
از جمله روایات جالبى که در اینباب آمده و میتواند اساسىبراى بحث امامت و خلافت طبق عقیده شیعیان امامیه باشد ایندو روایت است:
1-از زهرى و دیگران روایتشده که گفتهاند:در همانروزها رسول خدا نزد قبیله بنى عامر بن صعصعة رفت و آنها را بهپرستش خداى یکتا دعوت نمود،پس مردى از ایشان که نامش«بیحرة»بود گفت:بخدا سوگند اگر من این مرد را از قریشبگیرم عرب را بوسیله او خواهم خورد،سپس رو به آنحضرتکرده گفت:
آیا تو این تعهد را میکنى که اگر ما با تو در این دعوتى کهمیکنى بیعت کنیم و یاریت دهیم تا وقتى که خداوند تو را بردشمنانت پیروز گرداند کار حکومت پس از خود را به ماواگذارى؟
حضرت فرمود:«الامر لله یضعه حیثیشاء».
یعنى-کار بدستخدا است که در هر کجا بخواهد مىنهد.
«بیحرة»-با تعجب-گفت:آیا ما سینههاى خود را سپر توقرار دهیم تا وقتى خداوند تو را پیروز کرد،آنگاه حکومت پس ازخود را بدیگرى واگذار کنى؟ما را نیازى به کار تو نیست...وبدین ترتیب از پذیرش دعوت آنحضرت سرباز زدند...
و چون به محل خود بازگشتند نزد پیر و بزرگى که داشتند وبخاطر عمر زیاد مىتوانستبهمراه افراد قبیله در مراسم حجحاضر شود رفتند،و آنچه را دیده بودند باز گفتند.. .
آنمرد دستبر سر گذارده گفت:اى بنى عامر!این را دیگرنمىشود جبران کرد،و از این چیزى مهمتر نبوده!سوگند بدانکهجانم بدست او است،این سخن را هیچ یک از فرزندان اسماعیل بنا حق بر زبان نیاورده!پس چرا نپذیرفتید!... (1)
2-و ابو نعیم بسند خود از ابن عباس داستانى از رفتن رسولخدا(ص)نزد قبیله کنده نقل مىکند که آنحضرت بنزد آنها آمدهفرمود:
شما از کدام محل هستید؟
گفتند-از یمن!
فرمود:از کدام قبیله؟
-از بنى کندة.
فرمود:از کدام تیره؟
-از بنى عمرو بن معاویة!
فرمود:پیشنهاد خیرى براى شما دارم!
گفتند:چیست؟
فرمود:«تشهدون ان لا اله الا الله و تقیمون الصلاة،و تؤمنون بما جاء منعند الله».
-گواهى دهید که معبودى جز خداى یکتا نیست و نماز بر پا دارید،وبدانچه از نزد خداى تعالى آمده ایمان آورید!
قبیله کنده در پاسخ گفتند:
«ان ظفرت تجعل لنا الملک من بعدک»؟
-اگر پیروز شدى سلطنت پس از خود را براى ما قرار میدهى؟
رسول خدا(ص)در پاسخشان فرمود:
«ان الملک لله یجعله حیثیشاء».
سلطنت از آن خداى تعالى است که در هر جا که بخواهد آنرا قرار میدهد!
قبیله مزبور که این سخن را شنیدند پاسخ دادند:
«لا حاجة لنا فیما جئتنا به».
-ما را در آنچه برایمان آوردهاى نیازى نیست! (2) .
نگارنده گوید:از این روایت چند مطلب استفاده میشود:
1-نخستین مطلبى که از اینگونه روایات استفاده میشودوجود فرق کلى و امتیاز اساسى میان دعوت انبیاء الهى وسیاستمداران مادى روز و زور مداران متکى به زر و زور است،زیرا دنیا طلبان روز هنگامیکه ظهور میکنند براى جلب افکار وآراء مردم و جذب نیرو از هرگونه وعده و وعید باکى ندارند وبخصوص اگر بتوانند آراء تودههائى پرجمعیت و پرقدرت را کسبکنند که در مبارزه،حریف را از میدان خارج کنند،و چون برخر مراد سوار گشته و به هدف مادى خود رسیدند،عمدا یا سهواهمه وعدههاى خود را فراموش کرده و آنچه را نفع خود و ریاستشان باشد انجام میدهند...
اما رسول گرامى اسلام بخاطر اینکه دو قبیله سنگین وپرجمعیت مثل بنى عامر بن صعصعة و قبیله کنده دعوتش رابپذیرند حاضر نیستیک وعده دروغین بدهد،و حقیقت رابراى آنها بیان میدارد،خواه بپذیرند و خواه نپذیرند...!
2-از این دو روایتیک حقیقت دیگر نیز که قرنها استبراى بسیارى از نویسندگان متعصب و بدور از انصاف پوشیدهمانده و پرده تعصب مانع از دیدن آن گشته روشن میشود،و آناین مطلبى است که دانشمندان بزرگوار شیعه با بیانهاى شافى واستدلالهاى کافى در کتابهاى خود در باب امامت و رهبرى وخلافت پس از رسول خدا(ص)ذکر کردهاند که رهبرى و امامتپس از رسول خدا بدستخدا است و خدا باید او را از طریق وحىو از زبان رسول خدا(ص)براى مردم تعیین کند...«و ان الامرلله یضعه حیثیشاء»...
و بقالها و کفش دوزهاى مدینه و یا پائینتر و بالاتر از آنها نیزنمىتوانند در این باره نظر داده و یا انجمن کرده و باسخن پردازیها و صحنهسازیها کسى را تعیین و یا تحمیل کرده وبر دیگران هم تا قیامت تحمیل کرده و واجب باشد از آنها پیروىکنند،که البته این رشته سر دراز دارد،و باید گفت:این سخنبگذار تا جاى دگر...و بیش از این مقدار عقده گشائى شاید اکنون مصلحت نباشد.
«حتى یاتى الله بامره،و هو على کل شیء قدیر».
3-هدف دیگرى که رسول خدا(ص)از عرضه خود و اسلام برقبائل عرب داشت-گذشته از اینکه میخواست تا بدینوسیله شایدآنها اسلام را بپذیرند-یک هدف سیاسى و تبلیغ عملى وگسترش اصل این خبر یعنى ظهور اسلام در مکه بود،که رسولخدا(ص)در عین اینکه میدانستبسختى ممکن است این قبائلدست از آئین ریشهدار و عمیق خود و تعصبهاى قومى و قبیلهگىآمیخته با بافتهاى اجتماعى خود بردارند،بخصوص با تبلیغاتخنثى کننده امثال ابو لهب و دیگران...
اما این دیدارها و برخوردها طبیعتا این هدف را براىآنحضرت تامین میکرد،که افراد قبائل مزبور این خبر را بعنوانیک خبر تازه و سوغات خبرى مکه براى افراد دیگر قبیله و قبائلدیگر همجوار خود مىبردند،و خود این مطلب زمینهاى براىآمادگى و گسترش و احیانا پذیرش اسلام میگردید،و چنانچهشواهد تاریخى نشان میدهد،این هدف رسول خدا(ص) ازاینطریق بخوبى تامین شد،و زمینهاى براى تبلیغات اسلام وپذیرش آن از سوى قبائل عرب در جریانات بعدى گردید...
نکتههاى دیگرى هم در این گونه روایات هست کهانشاء الله تعالى در جاى خود روى آنها بحثخواهیم کرد.
---------------------------------------
1-سیره ابن هشام-ج 1 ص 424.-
4-سیرة النبویه ابن کثیر-ج 2 ص 159.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.