0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  12:53 PM

از جمله روایات جالبى که در اینباب آمده و میتواند اساسى‏براى بحث امامت و خلافت طبق عقیده شیعیان امامیه باشد این‏دو روایت است:
1-از زهرى و دیگران روایت‏شده که گفته‏اند:در همان‏روزها رسول خدا نزد قبیله بنى عامر بن صعصعة رفت و آنها را به‏پرستش خداى یکتا دعوت نمود،پس مردى از ایشان که نامش‏«بیحرة‏»بود گفت:بخدا سوگند اگر من این مرد را از قریش‏بگیرم عرب را بوسیله او خواهم خورد،سپس رو به آنحضرت‏کرده گفت:
آیا تو این تعهد را میکنى که اگر ما با تو در این دعوتى که‏میکنى بیعت کنیم و یاریت دهیم تا وقتى که خداوند تو را بردشمنانت پیروز گرداند کار حکومت پس از خود را به ماواگذارى؟
حضرت فرمود:«الامر لله یضعه حیث‏یشاء».
یعنى-کار بدست‏خدا است که در هر کجا بخواهد مى‏نهد.
«بیحرة‏»-با تعجب-گفت:آیا ما سینه‏هاى خود را سپر توقرار دهیم تا وقتى خداوند تو را پیروز کرد،آنگاه حکومت پس ازخود را بدیگرى واگذار کنى؟ما را نیازى به کار تو نیست...وبدین ترتیب از پذیرش دعوت آنحضرت سرباز زدند...
و چون به محل خود بازگشتند نزد پیر و بزرگى که داشتند وبخاطر عمر زیاد مى‏توانست‏بهمراه افراد قبیله در مراسم حج‏حاضر شود رفتند،و آنچه را دیده بودند باز گفتند.. .
آنمرد دست‏بر سر گذارده گفت:اى بنى عامر!این را دیگرنمى‏شود جبران کرد،و از این چیزى مهمتر نبوده!سوگند بدانکه‏جانم بدست او است،این سخن را هیچ یک از فرزندان اسماعیل بنا حق بر زبان نیاورده!پس چرا نپذیرفتید!... (1)
2-و ابو نعیم بسند خود از ابن عباس داستانى از رفتن رسول‏خدا(ص)نزد قبیله کنده نقل مى‏کند که آنحضرت بنزد آنها آمده‏فرمود:
شما از کدام محل هستید؟
گفتند-از یمن!
فرمود:از کدام قبیله؟
-از بنى کندة.
فرمود:از کدام تیره؟
-از بنى عمرو بن معاویة!
فرمود:پیشنهاد خیرى براى شما دارم!
گفتند:چیست؟
فرمود:«تشهدون ان لا اله الا الله و تقیمون الصلاة،و تؤمنون بما جاء من‏عند الله‏».
-گواهى دهید که معبودى جز خداى یکتا نیست و نماز بر پا دارید،وبدانچه از نزد خداى تعالى آمده ایمان آورید!
قبیله کنده در پاسخ گفتند:
«ان ظفرت تجعل لنا الملک من بعدک‏»؟
-اگر پیروز شدى سلطنت پس از خود را براى ما قرار میدهى؟
رسول خدا(ص)در پاسخشان فرمود:
«ان الملک لله یجعله حیث‏یشاء».
سلطنت از آن خداى تعالى است که در هر جا که بخواهد آنرا قرار میدهد!
قبیله مزبور که این سخن را شنیدند پاسخ دادند:
«لا حاجة لنا فیما جئتنا به‏».
-ما را در آنچه برایمان آورده‏اى نیازى نیست! (2) .
نگارنده گوید:از این روایت چند مطلب استفاده میشود:
1-نخستین مطلبى که از اینگونه روایات استفاده میشودوجود فرق کلى و امتیاز اساسى میان دعوت انبیاء الهى وسیاستمداران مادى روز و زور مداران متکى به زر و زور است،زیرا دنیا طلبان روز هنگامیکه ظهور میکنند براى جلب افکار وآراء مردم و جذب نیرو از هرگونه وعده و وعید باکى ندارند وبخصوص اگر بتوانند آراء توده‏هائى پرجمعیت و پرقدرت را کسب‏کنند که در مبارزه،حریف را از میدان خارج کنند،و چون برخر مراد سوار گشته و به هدف مادى خود رسیدند،عمدا یا سهواهمه وعده‏هاى خود را فراموش کرده و آنچه را نفع خود و ریاست‏شان باشد انجام میدهند...
اما رسول گرامى اسلام بخاطر اینکه دو قبیله سنگین وپرجمعیت مثل بنى عامر بن صعصعة و قبیله کنده دعوتش رابپذیرند حاضر نیست‏یک وعده دروغین بدهد،و حقیقت رابراى آنها بیان میدارد،خواه بپذیرند و خواه نپذیرند...!
2-از این دو روایت‏یک حقیقت دیگر نیز که قرنها است‏براى بسیارى از نویسندگان متعصب و بدور از انصاف پوشیده‏مانده و پرده تعصب مانع از دیدن آن گشته روشن میشود،و آن‏این مطلبى است که دانشمندان بزرگوار شیعه با بیانهاى شافى واستدلالهاى کافى در کتابهاى خود در باب امامت و رهبرى وخلافت پس از رسول خدا(ص)ذکر کرده‏اند که رهبرى و امامت‏پس از رسول خدا بدست‏خدا است و خدا باید او را از طریق وحى‏و از زبان رسول خدا(ص)براى مردم تعیین کند...«و ان الامرلله یضعه حیث‏یشاء»...
و بقالها و کفش دوزهاى مدینه و یا پائین‏تر و بالاتر از آنها نیزنمى‏توانند در این باره نظر داده و یا انجمن کرده و باسخن پردازیها و صحنه‏سازیها کسى را تعیین و یا تحمیل کرده وبر دیگران هم تا قیامت تحمیل کرده و واجب باشد از آنها پیروى‏کنند،که البته این رشته سر دراز دارد،و باید گفت:این سخن‏بگذار تا جاى دگر...و بیش از این مقدار عقده گشائى شاید اکنون مصلحت نباشد.
«حتى یاتى الله بامره،و هو على کل شی‏ء قدیر».
3-هدف دیگرى که رسول خدا(ص)از عرضه خود و اسلام برقبائل عرب داشت-گذشته از اینکه میخواست تا بدینوسیله شایدآنها اسلام را بپذیرند-یک هدف سیاسى و تبلیغ عملى وگسترش اصل این خبر یعنى ظهور اسلام در مکه بود،که رسول‏خدا(ص)در عین اینکه میدانست‏بسختى ممکن است این قبائل‏دست از آئین ریشه‏دار و عمیق خود و تعصبهاى قومى و قبیله‏گى‏آمیخته با بافتهاى اجتماعى خود بردارند،بخصوص با تبلیغات‏خنثى کننده امثال ابو لهب و دیگران...
اما این دیدارها و برخوردها طبیعتا این هدف را براى‏آنحضرت تامین میکرد،که افراد قبائل مزبور این خبر را بعنوان‏یک خبر تازه و سوغات خبرى مکه براى افراد دیگر قبیله و قبائل‏دیگر همجوار خود مى‏بردند،و خود این مطلب زمینه‏اى براى‏آمادگى و گسترش و احیانا پذیرش اسلام میگردید،و چنانچه‏شواهد تاریخى نشان میدهد،این هدف رسول خدا(ص) ازاینطریق بخوبى تامین شد،و زمینه‏اى براى تبلیغات اسلام وپذیرش آن از سوى قبائل عرب در جریانات بعدى گردید...
نکته‏هاى دیگرى هم در این گونه روایات هست که‏انشاء الله تعالى در جاى خود روى آنها بحث‏خواهیم کرد.
---------------------------------------
1-سیره ابن هشام-ج 1 ص 424.-
4-سیرة النبویه ابن کثیر-ج 2 ص 159.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها