0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  12:50 PM

و اینک چند تذکر

تذکر 1-درباره نام‏«اریقط‏»که در این حدیث آمده این‏حقیر تا جائى که فرصت و وقت اجازه میداد در کتب تراجم‏مراجعه کردم ولى اثرى از این نام ندیدم و احتمال تصحیف هم‏دادم ولى باز هم بجائى نرسیدم،و در پاره‏اى از روایات نامى ازکسى ذکر نشده و تنها نوشته‏اند رسول خدا(ص)مردى،و یاکسى را بنزد اخنس بن شریق و دیگران فرستاد...
و اما«اخنس بن شریق‏»،او مردى است در قبیله ثقیف و ازهم پیمانان و خلفاء بنى زهره،و از اشراف قوم خود و صاحب نفوذو قدرت در میان آنها بود،و بگفته برخى از اهل تفسیر، آیات‏سوره قلم که خدا فرموده:
و لا تطع کل حلاف مهین،هماز مشاء بنمیم...
درباره او نازل گشته،چون نسبت‏به رسول خدا(ص)
جسارت و مخالفت میکرد...و ما داستانى از وى در مورد تاثیرروانى قرآن در وى با ابو سفیان و ابو جهل پیش از این نقل کردیم‏که خواندنى و جالب است...
و انشاء الله تعالى پس از این نیز در جاى خود خواهیم خواند،که در جنگ بدر وى مانع شد از اینکه بنى زهره در آن جنگ‏شرکت کنند،چون قبیله مزبور از وى اطاعت کرده و حرف شنوى داشتند...و برخى گفته‏اند:از همین جهت نیز او را«اخنس‏»
گفتند،چون‏«خنس‏»در لغت‏بمعناى کناره‏گیرى کردن وغیبت از حضور در جمع مردم است (1) .
و«سهیل بن عمرو بن عبد شمس‏»نیز مرد زبان‏آور وسخنورى بود،که پیوسته از رسول خدا مذمت کرده و بدگوئى‏مینمود و در میان قریش مقام و منزلتى داشت،و بشرحى که درجاى خود ذکر خواهد شد در جنگ بدر اسیر شد،و برخى‏خواستند زبان او را قطع کنند که رسول خدا(ص)مانع اینکارشده و فرمود:امید است در آینده جبران کند...
و فرزندى داشت‏بنام‏«عبد الله‏»که جزء جوانان مکه‏مسلمان شده بود ولى پدرش او را میآزرد،و پس از هجرت‏رسول خدا(ص)به مدینه نیز نتوانست جزء مهاجرین بمدینه بیایدتا در جنگ بدر که بهمراه پدرش به بدر آمد و در آنجا از فرصت‏استفاده نموده و فرار کرد و خود را بلشگریان اسلام ورسول خدا(ص)رسانید.
و داستان سهیل بن عمرو در ماجراى صلح حدیبیة و تنظیم‏صلحنامه مشهور است...و بالاخره پس از فتح مکه مسلمان شد وهمانگونه که رسول خدا(ص)خبر داده بود با سخنرانیهائى که‏بنفع رسول خدا(ص)و بطرفدارى از آنحضرت انجام میداد جبران‏گذشته خود را نمود.
و اما مطعم بن عدى او فرزند نوفل بن عبد مناف است که درجد اعلاى خود نسبش با رسول خدا(ص)به یک نفر میرسند،واو در میان سران قریش دشمنى کمترى نسبت‏به آنحضرت ابرازمیکرد و بلکه در برخى از جاها بنفع آن بزرگوار اقدامهائى داشته،که از آنجمله در ماجراى نقض صحیفه ملعونه و رفع حصر ازبنى هاشم و مسلمانان-بشرحى که در جاى خود گذشت-نقش‏مؤثرى داشت.
و از حدیث‏بالا که در نهایه ابن اثیر هم در ماده‏«نتن‏»ذکرشده معلوم میشود که وى قبل از جنگ بدر در مکه از دنیا رفته ومرگش فرا رسیده است.
تذکر 2-ذیل روایت مزبور به ترتیبى که ابن کثیر نقل کرده‏که راوى گوید:«فمکث ایاما ثم اذن له فى الهجرة‏»و ظهور این جمله‏در اینکه هجرت رسول خدا(ص)چند روز پس از سفر طائف‏انجام شده،مخالف با همه روایات و تواریخى است که ماجراى‏سفر طائف رسول خدا(ص)را ذکر کرده‏اند،زیرا همگى‏گفته‏اند:که سفر طائف در سال دهم بعثت انجام شده و این‏مطلبى است که کازرونى در کتاب المنتقى بدان تصریح کرده (2) و در حوادث سال دهم گفته:«و فى هذه السنة خرج الى‏الطائف و الى ثقیف‏».
و ابن اثیر نیز در کامل پس از اینکه میگوید:«سه سال قبل ازهجرت ابو طالب و خدیجه وفات کردند...و اذیت و آزار مشرکین‏بر آنحضرت زیادتر شد...»پس از آن میگوید:رسول خدا(ص)
که چنان دید بهمراه زید بن حارثه بنزد ثقیف در طائف رفت... (3) و این مطلب ضعف و وهن این نقل نیز میشود.
3-سومین مطلبى که موجب ضعف این روایت میشود اصل‏این مطلب است که چگونه میتوان پذیرفت که رسول خدا(ص)
براى امنیت ورود بمکه بمشرکى پناهنده شود و آیا این داستان‏اگر صحیح باشد با آیه شریفه:
و لا ترکنوا الى الذى ظلموا فتمسکم النار (4)
چگونه جمع میشود،و اساسا با عمل رسول خدا(ص)درطول زندگى آنحضرت سازگار نیست که سعى میکرد هیچگاه ازمشرکى حقى بر گردن آن حضرت نباشد!
4-چهارمین سؤالى که بر طبق این روایت‏بنظر میرسد و باز هم موجب ضعف آن میشود این مطلب است که رسول خدا(ص)
با اینکه خود اهل مکه بود و بیش از پنجاه سال از عمر شریف اوگذشته بود و از سنتها و قوانین اجتماعى شهر مکه و قبائل آن‏اطلاع کامل داشت چگونه از این مطلب بى‏اطلاع بود که‏«حلیف‏»نمى‏تواند به‏«صمیم‏»پناه دهد،و یا اینکه‏«بنى عامر»نمى‏توانند«بنى کعب‏»را در پناه گیرند...؟!
و از همه اینها گذشته مگر بنى هاشم و حمزة بن عبد المطلب‏و دیگران که به شجاعت و غیرت معروف بودند نبودند که این‏مقدار نتوانند از آنحضرت دفاع کنند تا آنجا که مجبور شود در پناه‏مشرکى وارد مکه شود...
و بدین ترتیب به این نتیجه میرسیم که اصل داستان سفرطائف رسول خدا(ص)از نظر تاریخ و روایات مسلم است،امااین جزئیات و قسمتهاى دیگر آن مورد تردید و اختلاف است که‏نمى‏توان درباره آنها و صحت آن مطلبى اظهار کرد...و الله‏العالم.
------------------------------------------
1-سیره ابن هشام-ج 1 ص 282.
2-بنقل بحار الانوار-ج 19 ص 22.
3-کامل ج 2 ص 90-91.
4-سوره هود آیه 113-یعنى به کسانى که ستم کرده‏اند امید نبندید که آتش جهنم‏شما را فرا خواهد گرفت.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها