پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 12:47 PM
داستان ایمان جنیان
برخى از سیره نویسان چون ابن هشام در سیره و ابن اثیر درکامل و طبرى در تاریخ خود (1) ماجراى ایمان جنیان برسول خدا راکه در سوره احقاف و سوره جن در قرآن کریم ذکر شده مربوطبهمین سفر دانسته و گفتهاند:
هنگامیکه رسول خدا(ص)از طائف باز میگشتبجائىرسید بنام«نخلة» (2) در آنجا در دل شب به نماز ایستاد،و درآنحال چند تن از جنیان عبورشان بدانجا افتاد،و قرآنى را کهرسول خدا(ص)میخواند شنیدند و پس از استماع آیات قرآنىایمان آورده و بنزد قوم خود بازگشته و آنها را به اسلام و ایمانبرسول خدا(ص)دعوت نمودند...
متن آیاتى که در سوره مبارکه احقاف است اینگونه است:
و اذ صرفنا الیک نفرا من الجن یستمعون القرآن فلما حضروه قالوا انصتوافلما قضى ولوا الى قومهم منذرین،قالوا یا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعدموسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم،یا قومنا اجیبواداعى الله و آمنوا به یغفر لکم من ذنوبکم و یجرکم من عذاب الیم،و من لا یجبداعى الله فلیس بمعجز فى الارض و لیس له من دونه اولیاء اولئک فى ضلالمبین (3) یعنى-و چون تنى چند از جنیان را سوى تو آوردیم که قرآن را
بشنوند و چوننزد او حاضر شدند بیکدیگر گفتند:گوش فرا دهید،و چون بپایان رسید آنهابنزد قوم خود در حالیکه بیم دهندگانى بودند بازگشتند،و بدانها گفتند:اى قومما،ما کتابى را استماع کردیم که پس از موسى نازل شده و تصدیق کنندهکتابهاى پیش از آن است و به حق و راه راست هدایت میکند،اى قوم مادعوتگر خدا را اجابت کنید و بدو ایمان آورید،تا گناهان شما را بیامرزد واز عذاب دردناک شما را برهاند،و کسى که پاسخ دعوتگر خدا را ندهد درروى زمین فرار نتواند کرد.و جز خدا دوستدار و پشتیبانى ندارد که آنها درگمراهى آشکار هستند.
و در آغاز سوره مبارکه جن اینگونه است:
...قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرانا عجبا،یهدى الى الرشد فآمنا به و لن نشرک بربنا احدا....
تا بآخر آیاتى که در آن سوره مبارکه درباره جنیان ذکرشده...
اما بیشتر مفسران براى این آیات و ماجراى ایمان جنیان شاننزول دیگرى ذکر کرده و آنرا مربوط به سفر رسول خدا(ص)
بهمراه جمعى از اصحاب به بازار«عکاظ»دانستهاند،و بهمینمضمون روایاتى هم در صحیح مسلم و بخارى آمده است.
و در حدیث دیگرى که در تفسیر مجمع البیان آمده ازعلقمه بن قیس روایت کرده که گوید:به عبد الله بن مسعودگفتم:چه کسى از شما در داستان شب جن همراه رسولخدا(ص)بودید؟
وى گفت:کسى از ما با آنحضرت نبود،سپس داستان رااینگونه بیان کرده گفت:
شبى آنحضرت را نیافتیم و مفقود گردید،و ما نگران شدهفکر کردیم دشمنان او را ربوده و یا از ترس آنها گریخته و بهمینمنظور بجستجوى آنحضرت به درههاى مکه رفتیم و ناگهان دیدیمکه از طرف«حراء»میآید،عرض کردیم:
اى رسول خدا کجا بودى که ما نگران شدیم و شب را درناراحتى و نگرانى بسر بردیم؟
حضرت فرمود:
«انه اتانى داعى الجن فذهبت اقرئهم القرآن».
دعوت کننده جنیان نزد من آمد و من رفتم تا قرآن را برایشان بخوانم... عبد الله بن مسعود گوید:سپس آنحضرت ما را بهمراه خودبرد و جاى آنها و جائى را که آتش در آن افروخته بودند بما نشانداد،ولى قبل از آن کسى از ما همراه آنحضرت نرفته بود (4) .
و در پارهاى از روایات و تفاسیر نام و عدد آنها را نیز ذکرکرده و گفتهاند:آنها هفت نفر بودند،و در روایت دیگرى آمدهکه ایشان از قبیله«بنى شیصبان»بودند که شمارهشان از جنیاندیگر بیشتر و عموما لشکر شیطان از همانها است (5) .
و بهر صورت در این روایات نامى از سفر طائف و برخوردآنحضرت با جنیان در آن سفر ذکر نشده و برخى آنرا مربوط بهسالهاى نخستبعثت دانسته و برخى از سیره نویسان وتحلیل گران احتمال تعدد آنرا داده و گفتهاند ممکن است:
ماجراى ایمان جنیان برسول خدا(ص)و قرائت قرآن برایشانچند بار اتفاق افتاده باشد (6) و الله العالم.
------------------------------------------------
1-سیره ابن هشام-ج 1 ص 422،کامل-ج 2 ص 92،تاریخ طبرى-ج 2 ص 82.
2-نخله-چنانچه گفتهاند-نام دو وادى است در یک منزلى مکه که به یکى از آنهانخله شامى و بدیگرى نخله یمانى گویند.
3-سوره احقاف-آیات 29-32.
4- و 5-مجمع البیان-ج 5 ص 368.
6-فقه السیره دکتر بوطى ص 142.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.