پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 12:45 PM
بازگشت رسولخدا صلى الله علیه و آله بمکه
طبرسى(ره)از على بن ابراهیم نقل کرده هنگامیکه رسولخداصلى الله علیه و آله از طائف بازگشت و بنزدیکى مکه رسید چونبحال عمره بود و میخواست طواف و سعى انجام دهد در صددبر آمد تا در پناه یکى از بزرگان مکه در آید و با خیالى آسوده ازدشمنان اعمال عمره را انجام دهد،از اینرو مردى از قریش را کهدر خفاء مسلمان شده بود دیدار کرده فرمود:بنزد اخنس بن شریقبرو و بدو بگو:محمد از تو میخواهد او را در پناه خود در آورى تااعمال عمره خود را انجام دهد!
مرد قرشى بنزد اخنس آمد و پیغام را رسانید و او در جوابگفت:من از قریش نیستم بلکه جزء هم پیمانان آنها هستم و ترسآنرا دارم که اگر اینکار را بکنم آنها مراعات پناه مرا نکنند وعملى از آنها سرزند که براى همیشه موجب ننگ و عار منگردد.
مرد قرشى بازگشت و سخن او را بحضرت گفت،پیغمبرباو فرمود:نزد سهیل بن عمرو برو و همین سخن را باو بگو،و چونمرد قرشى پیغام را رسانید سهیل نپذیرفت و براى بار سومرسولخدا صلى الله علیه و آله او را بنزد مطعم بن عدى فرستاد ومطعم حاضر شد که آنحضرت را در پناه خود گیرد تا طواف وسعى و عمره را انجام دهد،و بدین ترتیب رسولخدا صلى الله علیهو آله وارد مکه شد و براى طواف بمسجد الحرام آمد.
ابو جهل که آنحضرت را دید فریاد زد:اى گروه قریش اینمحمد است که اکنون تنها است و پشتیبانش نیز از دنیا رفتهاکنون شما دانید با او!
طعیمة بن عدى پیش رفته گفت:حرف نزن که مطعم بنعدى او را پناه داده!
ابو جهل بیتابانه نزد مطعم آمد و گفت:از دین بیرون رفتهاىیا فقط پناهندگى او را پذیرفتهاى؟مطعم گفت:از دین خارجنشدهام ولى او را پناه دادهام،ابو جهل گفت:ما هم به پناه تواحترام میگذاریم،و از آنسو رسولخدا صلى الله علیه و آله چونطواف و سعى را انجام داد نزد مطعم آمده و ضمن اظهار تشکرفرمود:پناه خود را پس بگیر!مطعم گفت:چه میشود اگر از اینپس نیز در پناه من باشى؟فرمود دوست ندارم بیش از یک روزدر پناه مشرکى بسر برم، مطعم نیز جریان را به قریش اطلاع داده و اعلان کرد:محمد از پناه من خارج شد.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.