0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  12:43 PM

یک تذکر  

ممکن است منظور ابن کثیر از این گفتار ماجراى مناظره‏رسول خدا(ص)با موسى بن عمران علیه السلام درباره فرض نماز در داستان معراج رسول خدا(ص)باشد که در پاره‏اى از روایات‏اهل سنت و کتابهاى شیعه آمده که رسول خدا(ص)در آنشب درهنگام مراجعت از معراج بموسى علیه السلام برخورد و موسى ازآنحضرت پرسید:
خداوند چند نماز بر امت تو فرض کرد؟رسول خدا(ص)درپاسخ فرمود:پنجاه نماز،موسى علیه السلام به آنحضرت گفت:
من بنى اسرائیل را آزموده‏ام و مردم طاقت انجام آنرا ندارند باز گردو از خداى تعالى تخفیف بخواه،و رسول خدا بازگشته و ده نمازتخفیف گرفت،و باز موسى به آنحضرت گفت‏باز هم تخفیف‏بگیر...و هم چنان هر بار ده نماز تخفیف گرفت تا به پنج نمازرسید و رسول خدا(ص) فرمود:دیگر حیا مى‏کنم که برگردم...وفرض روى همین پنج نماز مقرر شد...(1)
که این گفتار نیز گذشته از اشکال فوق یعنى تاریخ معراج‏که عموما آنرا قبل از سال دهم بعثت ذکر کرده‏اند همانگونه که‏نقل کردیم،اصل این روایات نیز مورد خدشه است،و سؤالاتى‏را بدنبال دارد که چگونه خداى تعالى نمیدانست که امت رسول‏خدا طاقت آنرا ندارند و موسى علیه السلام آنرا به رسول خدا تذکرداد؟و اینکه آیا مصلحت فرض نماز با گفتن موسى و در خواست‏رسول خدا(ص)هر بار عوض میشد؟و سؤالات دیگر که بر خواننده محترم پوشیده نیست!
و از اینرو مرحوم سید مرتضى در کتاب تنزیه الانبیاء که‏متوجه این اشکالها گردیده فرموده است:اینها روایات آحادى‏است که موجب علم نمى‏شود و از نظر سند نیز ضعیف است (2) .
یک تذکردر پایان این بحث تذکر این مطلب نیز مناسب است که درپاره‏اى از نقلها مانند روایتى که ابن شهر آشوب از کتاب‏«المعرفة‏»ابن مندة نقل مى‏کند اینگونه آمده است که: «توفیت‏خدیجة بمکة من قبل ان تفرض الصلاة على الموتى‏». (3) یعنى خدیجه در مکه از دنیا رفت پیش از آنکه نماز مردگان‏واجب شده باشد...
و روى این نقل ممکن است کسى بگوید:
در گفتار ابن کثیر هم ممکن است تصحیف یا سقطى رخ‏داده و جمله‏«على الموتى‏»افتاده باشد و منظور همین نمازمردگان باشد..
ولى صرفنظر از اصل مطلب که باید در جاى خود درباره صحت‏و سقم آن بحث‏شود که آیا نماز میت چه زمانى فرض شد و آیا جداى از سایر نمازها فرض شده...
در ذیل همین روایت ابن شهر آشوب که از کتاب مزبور نقل‏مى‏کند مطلبى هست که بر خلاف مشهور و بلکه نقل متواتر اهل‏تاریخ است و باز هم موجب ضعف این روایت میشود، زیرابدنبال عبارت فوق که ذکر شد چنین است که میگوید:
«و سمى ذلک العام عام الحزن،و لبث‏بعدهما بمکة ثلاثة اشهر،فامراصحابه بالهجرة الى الحبشه فخرج جماعة من اصحابه باهالیهم،و ذلک بعدخمس من نبوته...».
یعنى و آن سال سال اندوه نامیده شد و رسول خدا پس از مرگ آندو(یعنى‏خدیجه و ابو طالب)سه ماه در مکه ماند سپس به یاران خود دستور هجرت‏بحبشه را داد و گروهى از یارانش بهمراه خانواده‏هاى خود بدانجا هجرت‏کردند،و همه این ماجرا پنج‏سال پس از بعثت آنحضرت بود...
که همانگونه که میدانید این مطلب برخلاف همه نقلها است‏که هجرت به حبشه و مرگ ابو طالب و خدیجه همگى در سالهاى‏هفتم و دهم بوده و با این عبارت سازگار نیست...
بارى بهتر آن است که این بحث را بهمین جا خاتمه داده وبه بحث دیگرى بپردازیم و آن ماجراى سفر رسول خدا به طائف‏است که ما در آغاز اصل ماجرا را از روى کتابهاى تاریخى نقل‏مى‏کنیم و سپس به تذکراتى که لازم است مى‏پردازیم:
----------------------------
1-به زیر نویس شماره 1 صفحه 20 مراجعه شود.
2-تنزیه الانبیاء ص 121.
3-مناقب-ج 1 ص 150.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها