0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  12:38 PM

خبر دادن رسولخدا صلى الله علیه و آله از سرنوشت صحیفه  

و بر طبق برخى از تواریخ:در خلال این ماجرا شبى رسولخداصلى الله علیه و آله نیز از طریق وحى مطلع گردید و جبرئیل به اوخبر داد که موریانه همه آن صحیفه ملعونه را خورده و تنها قسمتى‏را که‏«بسمک اللهم‏»در آن نوشته شده و یا نام‏«الله‏»در آن ثبت‏شده باقى گذارده و سالم مانده است، (1) حضرت این خبر را به‏ابو طالب داد،و ابو طالب به اتفاق آنحضرت و جمعى از خاندان‏خود بمسجد الحرام آمد و در کنار کعبه نشست،قرشیان که او رادیدند پیش خود گفتند:حتما ابو طالب از این قطع رابطه خسته‏شده و براى آشتى و تسلیم محمد بدینجا آمده از اینرو نزد وى آمده‏و پس از اداى احترام بدو گفتند:
-اى ابو طالب گویا براى رفع اختلاف و تسلیم برادر زاده‏ات‏محمد آمده‏اى؟
گفت:نه!محمد خبرى بمن داده و دروغ نمى‏گوید اومیگوید:پروردگارش بوى خبر داده که موریانه را مامور ساخته تا آن صحیفه را به استثناى آن قسمت که نام خدا در آن است همه‏را بخورد اکنون کسى را بفرستید تا آن صحیفه را بیاورد اگردیدید که سخن او راست است و موریانه آنرا خورده بیائید و ازخدا بترسید و دست از این ستمگرى و قطع رابطه با ما بردارید، واگر دروغ گفته بود من حاضرم او را تحویل شما بدهم!
همگى گفتند:اى ابو طالب گفتارت منصفانه است و ازروى عدالت و انصاف سخن گفتى و بدنبال آن،تعهدنامه را که‏در خانه کعبه و یا نزد مادر ابو جهل بود آورده و دیدند بهمانگونه‏که ابو طالب خبر داده بود جز آن قسمتى که جمله‏«بسمک اللهم‏» در آن بود بقیه را موریانه خورده است.
این دو ماجرا سبب شد که قریش به دریدن صحیفه حاضرگردند و موقتا دست از لجاج و عناد و قطع رابطه بردارند ولى بااینهمه احوال،بزرگان ایشان حاضر به پذیرفتن اسلام نشدند وگفتند:باز هم ما را سحر و جادو کردید،اما جمع بسیارى ازمردم با مشاهده این ماجرا مسلمان شدند.
و در باره این ماجرا بنابر مشهور که سه سال و بنابر قولى‏چهار سال طول کشید ابو طالب اشعارى گفت که از آنجمله است‏اشعار زیر:
و قد جربوا فیما مضى غب امرهم و ما عالم امرا کمن لا یجرب و قد کان فى امر الصحیفة عبرة متى ما یخبر غائب القوم یعجب محا الله منها کفرهم و عقوقهم و ما نقموا من باطل الحق مغرب فاصبح ما قالوا من الامر باطلا و من یختلق ما لیس بالحق یکذب فامسى ابن عبد الله فینا مصدقا على سخط من قومنا غیر معتب فلا تحسبونا مسلمین محمدا لدى عزمة منا و لا متعزب
------------------------------
1-و در برخى نقلها مانند روایت کازرونى در کتاب‏«المنتقى‏»بعکس این ذکرشده است،ولى نقل اول صحیح‏تر بنظر میرسد و اشعار ابو طالب نیز که در ذیل خواهدآمد مى‏تواند شاهدى بر صحت آن نقل باشد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها