پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 11:50 AM
علت این حق کشیها
ولى بنظر نگارنده این حق کشیها و بىانصافیها ریشهسیاسى دیگرى دارد و مسئله از جاى دیگر سرچشمه گرفته،کهشاید امثال ابن کثیرها نیز دانسته و یا ندانسته در مسیر آنجریانات سیاسى قرار گرفته و بىاراده و یا بى اطلاع اینگونهقضاوتها را کرده و حقیقت را نادیده گرفتهاند...
و همین جریانات سیاسى و تبلیغات وسیع دستگاههاىخلافتى بنى امیه و پس از آنها بنى عباس بود که هر جا به فضیلتىاز خاندان امیر المؤمنین علیه السلام و فرزندان آنحضرت میرسیدندآنرا نادیده گرفته و یا با هزار و یک بهانه غیر موجه در صدد انکارآنها بر مىآمدند...و هر جا از پدران و یا خاندان اموى و عباسىسخن بمیان آمده بهر تار موئى متشبثشده تا بلکه بتوان آنرابصورت طنابى در آورده و براى اجداد خود یعنى پدران اموى وعباسى خود فضیلتى بتراشند...
و گرنه کدام مورخ با انصافى است که نداند عباس بنعبد المطلب که تا سال هشتم و تا ماجراى فتح مکه در میان مشرکین و در مکه بسر مىبرده و در جنگ بدر یکى از چند نفر ازسران قریش و ثروتمندان معدود مکه بود که مخارج لشکر قریشرا بعهده گرفته و مىپرداخت،و از این طریق بزرگترین کمکمالى را به لشکر کفر مىنمود،و خود نیز در جنگ شرکت کردهو بالاخره نیز بدست مسلمانان اسیر شد...
و حتى در فتح مکه نیز با هر تدبیرى بود ابو سفیان یعنىسرسختترین دشمنان اسلام را از مرگ نجات داد...و از دستسربازان اسلام و شمشیر خشم ایشان او را رهانید و از رسول خدابراى آن دشمن خدا امان گرفت...و...و با اینحال او را جزءمسلمانان صدر اسلام دانسته و حتى مسلمانى خالص و متعهدبحساب آورد،و جالبتر اینکه بسیارى از اهل تاریخمعتقدند او در همان سالهاى قبل از هجرت مسلمان شده بود وبدستور رسول خدا پس از هجرت در مکه ماند و اسلام خود راپنهان مىداشت تا بتواند از اخبار قریش مطلع شده و براى رسولخدا جاسوسى کند و خبرها را به آنحضرت گزارش کند...و درجنگ بدر هم از روى اکراه شرکت جست و قلبا نمىخواستشرکت جوید ولى براى هم رنگ جماعتشدن در آنجا حضوریافت (1) .. .
اما ابو طالب با آنهمه ایثارگریها و فداکاریها و حمایتهاىعلنى و تحمل سختیها و شدائد در راه دفاع از اسلام و رسولخدا(ص)در داستان صحیفه ملعونة و پناه بردن به شعب ومشکلات دیگر،و تا ساعات پایانى عمر و در بستر مرگ نیزلحظهاى از حمایتبیدریغ خود از آنحضرت دریغ نکرد و دربسیارى از موارد براى دفاع از رسول خدا(ص)جان خود وعزیزانش را بخطر انداختبا اینحال آن جناب بگفته اینان کافراز دنیا رفته و در آخرت نیز در«ضحضاحى»و گودالى از آتشمیباشد؟!و اینهمه دچار حق کشى و بىمهرى اینان قرار گیرد؟! و براى اینکه سخن را کوتاه کنیم و شما را براى تحقیق بیشتر دراین باره بجاى خود موکول کنیم همین قدر مىگوئیم جنابابو طالب در این باره جرمى نداشته جز اینکه پدر على بن ابیطالبعلیه السلام بوده،و چون دشمنان اموى و عباسى امیر المؤمنین در صدد محو نام على علیه السلام و فضائل آنحضرت بودهاند کسانىهم که با آنحضرت رابطه و خویشاوندى نزدیک داشتهاند مشمولاین حق کشى و دشمنى شدهاند،و از ترکش گلولههاى خشمگینو بغض آلود آنان جان سالم بدر نبردهاند...!و سیعلم الذین ظلموااى منقلب ینقلبون.
اکنون که سخن بدینجا رسید این قسمت را نیز از روایت ابنشهر آشوب در مناقب آل ابیطالب بشنوید:
«روى ابو ایوب الانصاری ان النبی صلى الله علیه و آله وقفبسوق ذى المجاز فدعاهم الى الله، و العباس قائم یسمع الکلام،فقال:اشهد انک کذاب،و مضى الى ابی لهب و ذکر ذلک فاقبلاینادیان ان ابن اخینا هذا کذاب،فلا یغرنکم عن دینکم،قالو استقبل النبی صلى الله علیه و آله ابو طالب فاکتنفه،و اقبل علىابی لهب و العباس فقال لهما:ما تریدان تربت ایدیکما، و الله انهلصادق القیل،ثم انشا ابو طالب:
انت الامین امین الله لا کذب و الصادق القول لا لهو و لا لعب انت الرسول رسول الله نعلمه علیک تنزل من ذی العزة الکتب (2)
یعنى ابو ایوب انصارى روایت کرده که رسول خدا(ص)در بازار«ذى مجاز» (3) ایستاد و مردم را به خداى یکتا دعوت کرد وعباس نیز ایستاده بود و سخنان آنحضرت را گوش میداد، و(چوناین سخن را شنید)گفت:گواهى میدهم که تو براستى دروغگوهستى!و نزد ابو لهب(عموى دیگر آنحضرت)رفته و ماجرا را بهاو باز گفت و در اینوقت هر دوى آنها پیش آمده و فریادمىزدند:
براستى که این برادرزاده ما دروغگو استشما را از آئینتانفریب ندهد!
ابو ایوب گوید:ولى از آنسو ابو طالب به استقبالرسول خدا(ص)آمده و او را تحتحمایت و لطف خویش قرارداده و به سوى ابو لهب و عباس رو کرده بدانها گفت:(از او)چهمىخواهید؟ اى بدبختها! (4) بخدا سوگند که او راستگو است،سپس این دو شعر را سرود(که ترجمهاش چنین است).
تو براستى امین هستى،امین خدا نه دروغگو،و راستگوهستى و از روى هوا و هوس سخن نمىگوئى تو رسول هستىرسول خدا که ما آنرا مىدانیم،و بر تو از سوى خداى داراى عزتکتابها نازل میشود و اکنون خود قضاوت کنید!
-----------------------------------------------
1- و این متن عبارت«الاصابة فی معرفة الصحابه»است که گوید:
«و حضر بیعة العقبه مع الانصار قبل ان یسلم و شهد بدرا مع المشرکین مکرهافاسر فافتدى نفسه و افتدى ابن اخیه عقیل بن ابیطالب و رجع الى مکه فیقال انه اسلمو کتم قومه ذلک و صار یکتب الى النبی بالاخبار...»(الاصابة ج 2 ص 263).و در«تهذیب التهذیب»گوید:
«...و عن عکرمه عن ابن عباس اسلم العباس بمکه قبل بدر...»(ج 5 ص 122) و روایات دیگرى که در کتابهاى تاریخى در این زمینه هست و از چند جهت موردسؤال و تردید است.
2- مناقب آل ابیطالب ج 1 ص 51.بحار الانوار ج 18 ص 203.
3- اعراب زمان جاهلیت در هر سال چند بازار مهم در جاهاى مختلف سرزمین حجازترتیب مىدادند که یکى از آنها«بازار ذى المجاز»بوده و ذى المجاز نام جائى استدر نزدیکى عرفات.
4- شیخ طریحى در معناى جمله«تربتیدیک»تحقیق جالبى دارد که براى اهلتحقیق مراجعه بدان لازم است و ما در اینجا مناسبترین معنا را بنظر خود انتخابکردیم.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.