0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:49 AM

سخنى درباره ایمان ابو طالب

و جاى بسیار تعجب است از کسانى همچون ابن کثیر که ازاین واقعیت و فضیلت ابو طالب چشم پوشى کرده و او را تالحظه‏هاى آخر عمر کافر و مشرک دانسته و بلکه درباره کفر آن‏جناب به توجیهاتى بیهوده مبادرت ورزیده و آنرا از حکمتهاى‏الهى دانسته با اینکه درباره حمایتهاى بى‏دریغ و فداکاریهاى اودر راه پیشرفت اسلام و جانبدارى از رسول خدا قلمفرسائیها کرده‏و حتى سخنان و اشعار آن جناب را نیز همانگونه که گفتیم نقل‏کرده...و گفتار زیر از همین ابن کثیر شامى است که‏مى‏گوید:
رسول خدا دو عمو داشت که هر دو کافر بودند یکى ابو لهب‏که نامش عبد العزى بود و دیگرى ابو طالب!!ابو لهب ازسخت‏ترین دشمنان آنحضرت بود ولى ابو طالب سخت‏با ابو لهب مخالف بود...تا آنجا که گوید:
«و کان رسول الله احب خلق الله الیه طبعا و کان یحنو علیه و یحسن الیه‏و یدافع عنه و یحامى و یخالف قومه فى ذلک مع انه على دینهم و على خلتهم،الا ان الله تعالى قد امتحن قلبه بحبه حبا طبعیا لا شرعیا،و کان استمراره على‏دین قومه من حکمة الله تعالى و مما صنعه لرسوله من الحمایة،اذ لو کان اسلم‏ابو طالب لما کان له عند مشرکى قریش و جاهة و لا کلمة،و لا کانوا یهابونه‏و یحترمونه و لاجترؤا علیه و لمدوا ایدیهم و السنتهم بالسوء الیه،و ربک یخلق‏ما یشاء و یختار،و قد قسم خلقه انواعا و اجناسا...!» (2)
یعنى- رسول خدا(ص)طبعا محبوبترین خلق خدا نزد او بود که‏نسبت‏به او مهر مى‏ورزید و نیکى مى‏کرد و از او دفاع نموده وحمایت مى‏نمود و با قوم خود در این باره مخالفت مى‏ورزید با اینکه‏بر آئین و روش آنها بود،جز آنکه خداى تعالى دل او را به محبتى‏طبیعى نه شرعى آزموده بود...
و این استمرارى که بر آئین قوم خود داشت نیز از حکمتهاى‏الهى بود که خدا براى حمایت از رسولش در او قرار داد زیرا اگرابو طالب مسلمان مى‏شد دیگر نزد مشرکان قریش آبرو و نفوذى‏نداشت و هیبت و احترامى از او نمى‏گرفتند و نسبت‏به او جرى ودلیر شده و دست و زبانشرا به بدى بجانب او دراز مى‏کردند،واینکار خداست که هر چه را بخواهد آفریده و انتخاب مى‏کند،و خلق خود را به نوعها و جنسهاى جداگانه‏اى بخش کرده...
و این سخن بقدرى غیر منصفانه و دور از حقیقت است که‏محشى و محقق کتاب(مصطفى عبد الواحد)نیز با اینکه در مقدمه‏کتاب بزرگترین مدحها و تعریفها را از مؤلف مى‏کند در اینجا درپاورقى گوید:
«و یفهم من کلام المؤلف ان الله سبحانه قضى على ابى طالب بالکفر و هوتعلیل غیر سایغ‏»یعنى از کلام مؤلف چنین استفاده میشود که خداى‏سبحان براى ابو طالب کفر را مقدر کرده بود!!ولى این تعلیل‏درستى نیست...!
نگارنده گوید:جالب این است که همین آقاى ابن کثیر درچند صفحه بعد اشعارى از ابو طالب در مدح رسول خدا(ص)نقل‏مى‏کند که از آنجمله است:
و دعوتنى و علمت انک ناصحى فلقد صدقت و کنت ثم امینا و عرضت دینا قد عرفت‏بانه من خیر ادیان البریة دینا لو لا الملامة او حذارى سبة لوجدتنى سمحا بذاک مبینا. (3)
آنگاه روایاتى را ذکر کرده و سپس قصیده لامیه ابو طالب رابتفصیل نقل مى‏کند که در آن قصیده درباره رسول خدا(ص) گوید:
و ایده رب العباد بنصره و اظهر دینا حقه غیر زائل فو الله لو لا ان اجى‏ء بسبة تجر على اشیاخنا فى المحافل لکنا تبعناه على کل حالة من الدهر جدا غیر قول التهازل لقد علموا ان ابننا لا مکذب لدینا و لا یعنی بقول الاباطل
که خود این اشعار بهترین شاهد بر ایمان ابو طالب است‏حتى‏آن اشعارى که مضمون آنها این است که اگر ترس ملامت و یاعیبجوئى مردم نبود آشکارا و بطور جدى از او پیروى مى‏کردیم‏مانند بیت‏سوم از قصیده اولى و بیت دوم از قصیده دومى که‏معلوم میشود عدم اظهار ایمان ابو طالب بخاطر ترس از ملامت و یاعیبجوئى دشمنان آنحضرت است و گرنه در دل به آنحضرت وشریعت او ایمان داشته و آنرا پذیرفته بوده است،و معناى تقیه نیزکه ما مى‏گوئیم همین است،و عقیده ما نیز بر طبق روایات‏وارده که در جاى خود مذکور خواهد شد درباره ایمان ابو طالب‏همین گونه است که آن جناب در دل به رسول خدا(ص)ایمان‏آورده بود ولى بخاطر اینکه سران قریش او را از خود بدانند وموقعیت و نفوذ او در نظر آنها شکسته نشود تا در مواقع حساس وجاهائى که احساس خطر براى رسول خدا(ص)میشود بتواند ازاین موقعیت و نفوذ خود در دفاع و حمایت از آن بزرگوار استفاده کند ایمان خود را اظهار نمى‏کرد و احیانا در مراسم مذهبى آنان نیزشرکت مى‏کرد و گاهى هم شاید بر طبق نظر آنها نیز سخن‏مى‏گفت...
------------------------------------------------
1- سیره ابن کثیر ج 1 ص 461.
2- مرحوم علامه امینى از کتاب‏«اسنى المطالب‏»سید احمد زینى دحلان(ص 14)نقل کرده که گفته‏اند:این یک شعر جزء اشعار ابو طالب نبوده و مجعول‏است(الغدیر ج 7 ص 335).

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها