پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 11:39 AM
نکتههائى در این روایات
از رویهمرفته این روایات که ما براى نمونه بذکر سه روایت از آنها اکتفا کردیم تذکر چند مطلب بنظر میرسد:
1- علت و یا حکمت اینکه رسول خدا(ص)در آغاز کار خودمامور میشود تا خویشاوندان نزدیک خود را«انذار»کند و آنها رابه دین خدا دعوت نماید شاید جهات زیر بوده:
الف- هر مصلحى که بخواهد به اصلاح اجتماعى که در آنزندگى میکند دستبزند و آنها را از آلودگى بر حذر داشته و ازعذاب الهى بیم دهد باید از خود و نزدیکان خود شروع کند تادیگران سخنش را پذیرا گشته و از اتهام مبرا باشد!
ب- از آنجا که اساس زندگى عربهاى آنزمان،و بافتاجتماعى آنان،بر زندگى قومى و قبیلهگى بنا شده بود،و هر کسمیخواستبه کارى اجتماعى و عمومى و بخصوص کارهاىاصلاحى اقدام کند ناچار بود تا کمک کارانى مخلص و متعهدداشته باشد،و بهترین راه را براى دستیابى به چنینکمک کارانى استمداد از خویشان نزدیک بود که روى ارتباطمحکم قبیلهگى خود را موظف به دفاع از افراد قبیله در برابردشمنان میدانستند،و از اینرو آنحضرت نیز مامور شد تا در آغازدعوت خود را از آنها شروع کند و براى کمک کارى و معاونت ازایشان کسى را انتخاب نماید.
ج- شریعت مقدس اسلام مائدهاى الهى و یا به تعبیر خودآنحضرت خیر دنیا و آخرت بود که رسول خدا(ص)میخواستبر جهان آنروز عرضه کند،و این یک منتى بود که خداى تعالىبر خویشان نزدیک آنحضرت گذارده که آنها را به استفاده از اینمائده آغاز فرمود،و بدنباله آن رهبرى این آئین مقدس را نیز درآینده بعهده آنها نهاد،و این افتخار را نصیب آنها فرمود کههر کدام بخواهند آنرا نصیب خویش سازند...
2- از اینکه در پایان روایت آمده است که چون حاضران درآنمجلس برخاستند با تمسخر و ریشخند به ابو طالب مىگفتند:
-«بتو دستور داد تا از پسرت شنوائى داشته و از او پیروىکنى»
معلوم میشود معناى کلام رسول خدا(ص)که فرمود:
«...ان هذا اخى و وصیی و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوا» همان خلافت الهیه و رهبرى دینى است و همان اولى بودن رهبربه اموال و انفس است که مدعاى ما است،و از اینرو حاضران درآنمجلس نیز همین معنا را از حدیث فهمیدند،و از اینرو برخى ازاهل حدیث که براى تردید در این حدیث در این معنى وسوسه وتردید کردهاند بیجا و بىمورد است که ما با همین مقدار تذکر واشاره از آن میگذریم.
3- از آنجا که این احادیث همانگونه که گفته شد بهترینسند براى عقاید شیعه در باب امامت و خلافتبلا فصل على بنابیطالب علیه السلام میباشد برخى از متعصبان و مخالفان و احیانا معاندان در صدد رد این احادیث و خدشهدار کردن سند و یادلالت آنها بر آمده و سخنانى گفتهاند که بیشتر جنبه فنى وتخصصى دارد و از بحث تاریخى خارج است و از اینرو ما بهتردیدیم که وقتخود و شما را نگیریم بخصوص که دانشمندانبزرگوار ما همانند مرحوم علامه امینى و مظفر و محمد جواد مغنیه وعلامه شرف الدین و دیگران بخوبى پاسخ آنها را دادهاند و هر کهخواهد میتواند براى تحقیق بیشتر به کتابهاى الغدیر ودلائل الصدق و تفسیر مغنیه و اعیان الشیعه و الصحیح من السیرهو سیرة المصطفى و غیره مراجعه کند و ایرادها و پاسخها را ببیندولى براى نمونه ماجراى زیر را براى شما نقل میکنیم و از اینبحث میگذریم
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.