0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:33 AM

مقدمه سوم

خداوند تعالى براى رساندن انسانها به کمالات برنامه‏هائى وتکالیفى معین کرده که بدون عمل به آن برنامه‏ها و یا به تعبیردیگر بدون طى کردن آن راهها و آن مراحل،انسان بکمال‏مطلوب خود نمى‏رسد و در جاهائى از قرآن کریم نام آن برنامه‏هارا سنتهاى الهى نامیده که قابل تغییر و تبدیل نیست،و بطورقطعى و مسلم فرموده:
فلن تجد لسنة الله تبدیلا،و لن تجد لسنة الله تحویلا (1) .
--------------------------
1- سوره احزاب-آیه 43.

مقدمه چهارم

برنامه‏هاى مزبور نیز بى‏هدف و بیهوده و بى‏جهت نیست،بلکه جنبه تربیتى دارد و بگفته یکى از اساتید:
خدا براى تربیت و پرورش جان انسانها دو برنامه تشریعى وتکوینى دارد و در هر دو برنامه شدائد و سختیها را گنجانیده‏است.در برنامه تشریعى،عبادات را فرض کرده و در برنامه تکوینى،مصائب را در سر راه بشر قرار داده است.روزه،حج،جهاد،انفاق،نماز،شدائدى است که با تکلیف ایجاد گردیده وصبر و استقامت در انجام آنها موجب تکمیل نفوس و پرورش‏استعدادهاى عالى انسانى است.گرسنگى،ترس،تلفات مالى‏و جانى شدائدى است که در تکوین پدید آورده شده است و بطورقهرى انسان را در بر مى‏گیرد.
از اینرو است که وقتى خدا نسبت‏به بنده‏اى از بندگانش‏لطف مخصوصى دارد او را گرفتار سختى‏ها مى‏کند و جمله‏معروف‏«البلاء للولاء»مبین همین اصل است.
و در حدیثى از امام باقر علیه السلام آمده است که:
«ان الله عز و جل لیتعاهد المؤمن بالبلاء کما یتعاهد الرجل اهله‏بالهدیة من الغیبة‏» (1) .
یعنى خدا از بنده مؤمنش تفقد میکند و براى او بلاها را اهداء میکندهمانطوریکه مرد در سفر براى خانواده خودش هدیه‏اى مى‏فرستد.
در حدیث دیگر از حضرت امام صادق علیه السلام آمده‏است:
«ان الله اذا احب عبدا غته بالبلاء غتا» (2) .
یعنى خدا زمانى که بنده‏اى را دوست‏بدارد او را در دریاى شدائدغوطه ور مى‏سازد.
یعنى همچون مربى شنا که شاگرد تازه کار خود را وارد آب‏مى‏کند تا تلاش کند و دست و پا بزند و در نتیجه ورزیده شود وشناگرى را یاد بگیرد،خدا هم بندگانى را که دوست مى‏دارد ومى‏خواهد به کمال برساند،در بلاها غوطه‏ور مى‏سازد. (3)
----------------------------------------
1- بحار الانوار جلد 15 جزء اول ص 56 چاپ کمپانى نقل از کافى
2- بحار الانوار جلد 15 جزء اول ص 55 چاپ کمپانى نقل از کافى
3- عدل الهى مرحوم شهید مطهرى ص 140 به بعد...
در اینجا بد نیست این قسمت را نیز از یکى از دانشمندان روز یعنى‏«آویبورى انگلیسى‏»بشنوید که در کتاب خویش یعنى کتاب‏«در جستجوى خوشبختى ص 87-90»مى‏گوید:
«بعضى اوقات سعادت قیافه خود را عوض میکند و بصورت نکبت ظاهر میشود،غالب آلام و هموم زندگى اگر چه بظاهر در شمار مصائب است ولى اگر در مقابل آن‏پایدارى کنیم همت ما را بلند میکند،سرماى زمستان براى اشخاص سست و تنبل‏مایه مصیبت است ولى براى پرورش اراده و تقویت جسم وسیله بسیار خوبى است،از این قرار بسیارى چیزها را ما فقط از یکطرف مى‏بینیم و از فوائد آن غفلت میکنیم وبیجهت‏خود را بدبخت میشماریم.
بایگون میگوید:در روزگار قدیم خوشگذرانى در ردیف برکات زندگى بود ولى‏در عصر جدید مشکلات و مصائب را از مواهب حیات میشمارند...
مور میگوید:گاهى اوقات صلاح ما در این است که بمقصود نرسیم زیرا مقصودبراى ما ضرر دارد...در حقیقت هیچ چیز بقدر رنج و بدبختى روح انسان را بزرگ‏نمیکند...
خداوند کسى را که دوست دارد تادیبش میکند،همانطور که پدر مهربان فرزندان خود را ادب مینماید.فرض کنیم اینطور نباشد باز هم باید قدر مصائب را بدانیم که‏همت ما را بلند کرده از ضعف و زبونى نجاتمان میدهد،غلبه بر مصائب و مشکلات در میدان حیات مظفریتى بشمار میرود،و مظفریت غایت مطلوب انسان و مایه افتخاراو است...
بسا میشود مصائب و نکبتها فوائدى دارد که بمرور ایام ظاهر میشود،فلزات را درآتش میاندازند تا آنرا از مواد خارجى پاک و خالص سازند،مصائب زندگى براى‏انسان همین خاصیت را دارد و او را از آلایشها پاک میکند،بنابر این چه خوب است‏مصائب اگر قدر آنرا بدانیم!»

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها