0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:24 AM

خباب بن الارت

در شهر مکه جوانى بود بنام‏«خباب‏»که بعنوان بردگى درخانه زنى از قبیله خزاعه یا بنى زهرة بسر مى‏برد و کار او نیزآهنگرى و اصلاح شمشیرها بود،رسولخدا-صلى الله علیه و آله-بااین جوان الفت و انسى داشت و نزد او رفت و آمد مى‏کرد،خباب نیز روى صفاى باطن و پاکى طینت در همان اوائل بعثت‏رسولخدا-صلى الله علیه و آله-به وى ایمان آورد و گویند: ششمین‏مردى بود که مسلمان گردید و در ایمان خود نیز محکم وپر استقامت‏بود و بهر اندازه که او را شکنجه کردند دست از آئین‏خود برنداشت.
مشرکان مکه او را مى‏گرفتند و مانند بسیارى دیگر زره آهنین‏بر تنش کرده در آفتاب داغ و روى ریگهاى مکه مى‏نشاندند تابلکه از فشار حرارت هوا و آهن و ریگها بستوه بیاید و از دین‏اسلام دست‏بردارد،و چون دیدند این عمل در خباب اثرى نداردهیزمى افروخته و چون هیزمها سوخت و بصورت آتش سرخ در آمدبدن خباب را برهنه کرده و از پشت روى آن آتشها خواباندند،خباب گوید:در این موقع مردى از قریش نیز پیش آمد و پاى خودرا روى سینه من گذارد و آنقدر نگهداشت تا گوشت و پوست‏بدن من آتش را خاموش کرد و تا پایان عمر جاى سوختگى آن‏آتشها در پشت‏خباب بصورت برص و پیسى نمودار بود،و چون عمر بخلافت رسید روزى خباب را دیدار کرد و از شکنجه‏هائى‏که در صدر اسلام از دست مشرکان قریش دیده بود سؤال کرد،خباب گفت:به پشت من نگاه کن،و چون عمر پشت او را دیدگفت:تاکنون چنین چیزى ندیده بودم.
و از شعبى نقل شده که گوید:خباب از کسانى بود که دربرابر شکنجه مشرکین بردبارى مى‏کرد و حاضر نبود از ایمان به‏خداى تعالى دست‏بردارد،مشرکان که چنان دیدند سنگهائى راداغ کرده و پشت او را آنقدر بآن سنگها فشار دادند تا آنکه‏گوشتهاى پشت‏بدنش آب شد.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها