0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:15 AM

و اما در مورد على علیه السلام

و اما درباره دیگران غیر از حضرت خدیجه علیها السلام براى‏ما جاى تردید نیست که طبق نقلهاى صحیح و معتبر و سندهاى‏دست نخورده و دست اول تاریخى و حدیثى-که برخى از آنها راشنیدید-و به گواهى بیشتر اصحاب رسول خدا(ص)-و از آن‏جمله سخنان خود امیر المؤمنین علیه السلام-و بر طبق جریان طبیعى و معمولى این ماجرا،نخستین کسى که به رسول‏خدا(ص)ایمان آورد و دعوت آنحضرت را پذیرفت،على‏علیه السلام بود.
و بنظر ما مسئله چنان روشن است که نیازى به بحث‏زیاد و استدلال به روایات و تواریخ بسیار نداریم،و براى‏کسى که بخواهد در این باره تحقیق و تتبع کند هر چه بیشتر به‏منابع تاریخى و روایات مراجعه مى‏کند یک شبهه براى اوتقویت مى‏شود و آن شبهه اینکه روایات و اقوالى که در این باره‏نقل اختلاف کرده و یا دیگرانى همانند ابوبکر را در پذیرش‏اسلام مقدم بر على علیه السلام دانسته‏اند گذشته از اینکه تمامى‏آنها با روایاتى از همان راویان متناقض و متعارض است و از نظرفن حدیث‏شناسى از درجه اعتبار ساقط مى‏شود،از کانالهاى‏ناسالم بدست ما رسیده و یا راویان حرفه‏اى و خود فروخته ومزدور نقل کرده و یا غرض ورزیهاى سیاسى و غیر سیاسى درآنها دخالت داشته است و گرنه در روایات و نقلهاى معتبر وسالم-اعم از شیعه و اهل سنت-در این باره که على علیه السلام‏نخستین مسلمان و مؤمن به رسول خدا(ص)بوده بحثى نبوده ودوست و دشمن بدان اعتراف داشته‏اند.
اما روایات
و روایات در این باره تنها بیش از یکصد حدیث از طریق اهل سنت روایت‏شده که مرحوم علامه امینى‏«قدس سره‏»آنهارا در کتاب شریف‏«الغدیر»(ج 3 و ج 2)به طریقهاى مختلف ازرسول خدا(ص)و امیر المؤمنین علیه السلام و سایر صحابه رسول‏خدا(ص)نقل کرده و ما نیز براى تیمن و تبرک چند حدیث راانتخاب کرده ذیلا براى شما نقل مى‏کنیم:
1- طبرانى و هیثمى و بیهقى و حافظ گنجى و دیگران به‏سندهاى خود از سلمان و ابوذر و حذیفه از رسول خدا(ص)
روایت کرده‏اند که درباره على علیه السلام فرمود:
«...ان هذا اول من آمن بى و هو اول من یصافحنى یوم القیامة،و هو الصدیق الاکبر و هذا فاروق هذه الامة،یفرق بین الحق‏و الباطل،و هذا یعسوب المؤمنین‏» (1)
-براستى که این مرد نخستین کسى است که به من ایمان آورده و اونخستین کسى است که در روز قیامت با من مصافحه کند(و دست به‏دست من دهد)و او است صدیق اکبر و او است فاروق این امت که میان‏حق و باطل را جدا سازد و او است بزرگ و سرور مؤمنان.
2- حاکم در مستدرک و خطیب بغدادى در تاریخ خود و ابن‏ابى الحدید در شرح نهج البلاغه و دیگران با مختصر اختلافى از رسول خدا(ص)روایت کرده‏اند که فرمود:
«اول الناس ورودا على الحوض اولهم اسلاما،على بن‏ابیطالب‏». (2)
-نخستین کسى که در کنار حوض بر من درآید نخستین آنها است درپذیرش اسلام و او على بن ابیطالب است.
3- ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه از جماعتى از صحابه‏رسول خدا(ص)مانند ابن عباس و جابر و اسماء بنت عمیس وام ایمن و دیگران نقل کرده که رسول خدا(ص)در داستان‏ازدواج على و فاطمه علیهما السلام به دخترش فاطمه فرمود:
«زوجتک اقدم الامة اسلاما». (3)
-تو را به همسرى کسى درآوردم که از همه امت در اسلام مقدم‏است.
4- نسائى و ابن ماجة و طبرى-در تاریخ خود-و ابى داودو خطیب بغدادى و هیثمى و دیگران به سندهاى خود ازامیر المؤمنین علیه السلام روایات زیر را نقل کرده‏اند که فرمود:
«انا اول رجل اسلم مع رسول الله(ص)» (4) .
و در نقل دیگرى اینگونه است که فرمود:
«انا اول من اسلم مع النبى(ص)» (5) .
و یا فرمود:. (6)
5-و در بیش از دوازده کتاب از کتابهاى معروف و معتبراهل سنت،مانند جامع ترمذى و معجم طبرانى و مستدرک حاکم‏و استیعاب ابن عبد البر و فرائد السمطین حموى و دیگران به‏سندهاى خود از انس بن مالک روایت کرده‏اند که گفته است:
«بعث النبى(ص)یوم الاثنین و صلى على علیه السلام یوم الثلثاء». (7)
-رسول خدا(ص)روز دوشنبه مبعوث به رسالت گردید و على علیه السلام‏روز سه شنبه نماز گزارد.
6- و در بیش از هفت کتاب از کتابهاى معتبر ایشان مانندمستدرک حاکم و کامل ابن اثیر و مجمع الزوائد هیثمى و استیعاب‏و غیره به سندهاى خود از زید بن ارقم روایت کرده‏اند که گفته‏است:
«اول من آمن بالله بعد رسول الله(ص)على بن ابیطالب‏».
و یا به این تعبیر که گوید:
«اول من صلى مع رسول الله(ص)على‏». (8)
نگارنده گوید:به همین مضمون بیش از یکصد روایت دیگردر روایات و کتابهاى معتبر اهل سنت از اصحاب رسول‏خدا(ص)مانند عبد الله بن عباس و ابو سعید خدرى و سلمان‏فارسى،و مقداد بن عمرو کندى و ابو رافع و جابر بن عبد الله‏انصارى و حذیفه بن یمان و عمر بن خطاب و عبد الله بن مسعودو هاشم بن عقبة مرقال و عدى بن حاتم و دیگران نقل شده که مابخاطر رعایت اختصار به همین مقدار اکتفا مى‏کنیم و شما را به‏همان کتاب‏«الغدیر»که متن آنها را با مصادر و مراجع ذکرکرده ارجاع مى‏دهیم.
7- و در کتابهاى دانشمندان و محدثین بزرگوار شیعه نیز بیش ازاین حدیث نقل شده که مرحوم علامه مجلسى(ره)بیشتر آن‏احادیث را در کتاب بحار الانوار خود نقل کرده (9) و از آنجمله‏است‏حدیث ذیل که ابن شهر آشوب در کتاب مناقب و فتال درروضة الواعظین و شیخ صدوق(ره)و دیگران نقل کرده‏اند که‏امام صادق علیه السلام فرمود:
«اول جماعة کانت ان رسول الله(ص)کان یصلى و امیر المؤمنین‏علیه السلام معه،اذ مر ابو طالب به و جعفر معه،فقال:یا بنى صل جناح ابن عمک،فلما احس به رسول الله(ص)تقدمهما و انصرف‏ابو طالب مسرورا و هو یقول:
ان علیا و جعفرا ثقتى عند ملم الزمان و الکرب و الله لا اخذل النبى و لا یخذله من بنی ذو حسب اجعلهما عرضة العدى و اذا اترک میتا انمى الى حسبى لاتخذ لا و انصرا ابن عمکما اخى لامى من بینهم و ابى (10)
-نخستین(نماز)جماعتى که برپا شد آن بود که رسول خدا(ص)
نماز مى‏خواند و امیر المؤمنین علیه السلام با او بود که در این هنگام‏ابو طالب در حالى که جعفر-فرزندش-همراه او بود بر آنها عبور کردند،ابوطالب که چنان دید به جعفر گفت:بازوى عموزاده‏ات را پیوند کن(و تو هم بازوى دیگر او باش،همانگونه که برادرت یک بازوى او است)
و چون رسول خدا(ص)ماجرا را احساس کرد جلوى آندو قرار گرفت‏و ابو طالب نیز با خوشحالى و سرور از نزد آنها بازگشت و اشعار فوق رامى‏خواند.
8- در کتاب امالى ابن شیخ(ره)بسند خود از امام صادق‏علیه السلام از پدران خود روایت کرده که فرمود:
«ان علیا اول من اسلم‏». (11)
-براستى که على علیه السلام نخستین کسى است که اسلام را اختیار کرد.
9- در چند حدیث از طریق روایات شیعه و اهل سنت نیز ازابن عباس روایت کرده‏اند که در تفسیر آیه شریفه/و السابقون‏السابقون،اولئک المقربون/ (12) گفته است:
«سابق هذه الامة على بن ابیطالب‏». (13)
-سبقت گیرنده این امت على بن ابیطالب علیه السلام بوده.
10- عیاشى در تفسیر خود بسندش از امام باقر علیه السلام‏روایت کرده که فرمود:
«ان امتى عرض على فی المیثاق،فکان اول من آمن بى على‏و هو اول من صدقنى حین بعثت و هو الصدیق الاکبر و الفاروق یفرق‏بین الحق و الباطل‏». (14)
-براستى که امتم را در عالم میثاق(آنجا که پیمان مى‏گرفتند)بر من‏عرضه داشتند و نخستین کسى که به من ایمان آورد على بود و هم او بودنخستین کسى که مرا هنگامى که مبعوث شدم تصدیق کرد،و او است‏«صدیق اکبر»-(راستگوى بزرگ)-و او است‏«فاروق‏»که میان حق‏و باطل را جدا کند.
و این بود ده حدیث که ما براى شما از میان بیش از صدو پنجاه حدیث انتخاب کردیم و بیشتر آنها را نیز اهل سنت‏روایت کرده بودند چنانچه خواندید.
و اما گفتار علماء و دانشمندان اسلام در این باره:
ما در اینجا نخست گفتار محمد بن اسحاق-متوفاى سال‏151 هجرى و یکى از پیش کسوتان تاریخ و حدیث نزد اهل سنت‏را براى شما ذکر مى‏کنیم که مورد قبول عموم محدثین و اهل‏تاریخ است،و ابن هشام نیز آنرا در سیره از وى نقل کرده و متن‏ترجمه آن اینگونه است که گوید:
«ابن اسحاق گفته:پس از خدیجه نخستین کسى که ازجنس مردان برسول خدا صلى الله علیه و آله ایمان آورد و بااو نماز گذارد و نبوت او را تصدیق کرد على بن ابیطالب‏ابن عبد المطلب بن هاشم رضوان الله و سلامه علیه بود،و آن‏جناب در آن روز ده ساله بود.
و از نعمتهاى بزرگى که خداوند بعلى بن ابیطالب‏علیه السلام داد این بود که پیش از اسلام در دامن تربیت‏رسول خدا صلى الله علیه و آله نشو و نما کرد.
مجاهد حدیث کرده گفت:از جمله نعمتهاى خداوندو کرامتهاى او نسبت بعلى بن ابیطالب علیه السلام این بودکه قریش دچار قحطى سختى شدند،و ابوطالب مردى‏عیالمند بود که نان‏خور زیادى داشت،پس رسول خدا صلى الله علیه و آله بعباس بن عبد المطلب عموى خود که‏دارائى و ثروتش بیش از سایر بنى‏هاشم بود فرمود:اى‏عباس نانخوران برادرت ابوطالب زیادند،و چنانچه‏مى‏بینى مردم باین قحطى سخت دچار گشته‏اند بیا با هم‏بنزد او برویم و بوسیله‏اى نان‏خوران او را کم کنیم من‏یکى از پسران او را بنزد خود مى‏برم و تو هم یکى را ببر؟
عباس بن عبد المطلب این پیشنهاد را پذیرفت،و هر دوبنزد ابوطالب آمده و منظور خویش را اظهار کردند،ابوطالب گفت:عقیل را براى من بگذارید و برخى‏گویند:گفت:عقیل و طالب را براى من بگذارید و ما بقى‏را هر کدام خواهید ببرید.پس رسول خدا صلى الله علیه و آله‏على علیه السلام را برداشت و عباس نیز جعفر را برداشته وبخانه بردند.
و بدین ترتیب على علیه السلام در تمام موارد با رسول‏خدا صلى الله علیه و آله بود تا هنگامى که آن بزرگواربرسالت مبعوث شد پس على بدو ایمان آورد و نبوتش راتصدیق کرده پیروى او را بر خود لازم شمرد.
جعفر نیز در خانه عباس بود تا هنگامیکه اسلام اختیارکرده و از خانه عباس بیرون رفت.
ابن اسحاق گوید:چون هنگام نماز مى‏شد رسول خداصلى الله علیه و آله بسوى دره‏هاى شهر مکه مى‏رفت وعلى بن ابیطالب نیز در خفا و پنهانى از پدرش ابو طالب و سایر عموها و قریش بهمراه رسول خدا صلى الله علیه و آله‏مى‏رفت و نمازهاى خود را در آن جا مى‏خواندند و چون‏شام مى‏شد بخانه باز مى‏گشتند.
مدتى بر این منوال گذشت تا اینکه روزى هم چنان‏که آن دو مشغول نماز بودند ابوطالب سر رسید پس برسول‏خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد:اى برادرزاده این دین‏چیست که اختیار کرده‏اى؟فرمود:عموجان این همان‏دین خدا و فرشتگان و پیمبران او است.و همان آئینى‏است که پدر ما ابراهیم آورده،خداى تعالى مرا بدان‏بسوى مردم فرستاده و تو اى عمو از دیگران بخیر خواهى ونصیحت من سزاوارترى و من خیر تو را خواسته و تو رابهدایت مى‏خوانم و شایستگى تو نیز در اجابت دعوت ویارى و کمک به من بیش از دیگران است؟
ابوطالب گفت:اى برادرزاده من نمى‏توانم از کیش‏پدران خود دست بکشم ولى بدان که تا من زنده هستم ازسوى من بتو بدى نخواهد رسید. (15) و گویند:بعلى گفت:اى فرزند این چه دینى است‏که تو برآنى؟فرمود:پدرجان بخدا و رسولش ایمان آورده و در آنچه از جانب خدا آورده او را تصدیق نموده و با اوبراى خدا نماز بجا آورم!ابوطالب باو گفت:اى فرزندبدان که او جز خیر و نیکى تو را نخواهد ملازم او باش(وبا این سخن او را بکار خویش دلگرم ساخت).
اسلام زید بن حارثه غلام رسول خدا(ص):
دومین مردى که پس از على بن ابیطالب علیه السلام به‏رسول خدا صلى الله علیه و آله ایمان آورد و با آن حضرت‏نماز خواند زید بن حارثه بود.
و زید بن حارثه مردى از قبیله کلب است که‏حکیم بن حزام-برادر زاده خدیجه در سفرى که از شام برمى‏گشت او را در زمره چند تن دیگر بصورت بردگى‏خریده بود و بمکه آورد-و زید در آن هنگام کودکى بودنابالغ-پس خدیجه بدیدن حکیم بن حزام آمد-و این دروقتى بود که بهمسرى رسولخدا صلى الله علیه و آله در آمده‏بود-حکیم بدو گفت:عمه جان هر یک از این پسرها راکه مى‏خواهى براى خود برگیر،خدیجه زید را انتخاب‏کرده از او گرفت،رسول خدا صلى الله علیه و آله که زید رادید از خدیجه خواست تا او را بدان حضرت ببخشد،خدیجه نیز پذیرفته او را بآن حضرت بخشید پیغمبر اکرم نیزآزادش کرده پسر خود خواند،و این جریان قبل از بعثت‏بود.
حارثه پدر زید در فقدان فرزند خویش بسیار مى‏گریست و بیتابى مى‏کرد و اشعارى نیز در این باره‏گفت تا اینکه مطلع شد که او در مکه و در خدمت آن‏حضرت است پس بنزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد(تا او را بنزد خویش بازگرداند).
پیغمبر صلى الله علیه و آله بزید فرمود:اگر مى‏خواهى‏پیش ما بمان و اگر مایلى بنزد پدرت برو؟زید گفت:نزدشما مى‏مانم،پس هم چنان در خدمت رسول خدا صلى الله‏علیه و آله بود تا هنگامیکه آن حضرت مبعوث برسالت‏شد،زید بدان جناب ایمان آورده و چنانکه گفتیم دومین مردى‏بود که اسلام اختیار کرد و با آن حضرت نماز خواند.
و هم چنان او را زید بن محمد مى‏گفتند تا چون آیه‏کریمه نازل شد:«...و خداوند پسر خوانده‏هاى شما رافرزندان شما قرار نداده...و آنان را بنام پدرانشان‏بخوانید...» (16) زید گفت: من پسر حارثه هستم و از آن پس‏او را زید بن حارثه گفتند.
اسلام ابوبکر و عبد الرحمن و زبیر و دیگران:
ابن اسحاق گوید:سپس ابوبکر بن ابى قحافه که‏نامش عتیق-و بقول ابن هشام:عبد الله-بود اسلام آورد.
و او که مردى بازرگان و تجارت پیشه بود،و از طرفى‏انساب قریش را بهتر از دیگران مى‏دانست با مردم انس و رفت و آمدى داشت،و پس از اینکه مسلمان شد اسلام خودرا اظهار کرده مردمى را نیز که با او سر و کار داشتند باین‏دین دعوت مى‏نمود،و گویند:عبد الرحمن و عثمان وطلحه و زبیر و سعد بدعوت او مسلمان شدند. (17)
پس از این چند تن که گفتیم مردان و زنان زیر بترتیب‏مسلمان شدند:ابو عبیدة،ابو سلمه، ارقم،عثمان و قدامه وعبد الله-که هر سه پسران مظعون بن حبیب بودند-عبیدة بن‏حارث، سعید بن زید و زنش:فاطمة دختر خطاب-خواهرعمر-اسماء(ذات النطاقین)و عایشه دختران ابوبکر،خباب بن ارث،عمیر بن ابى وقاص-برادر سعد بن ابى‏وقاص-،عبد الله بن مسعود،مسعود بن القارى سلیط بن‏عمرو و برادرش حاطب بن عمرو،عیاش بن ابى ربیعه وزنش اسماء دختر سلامه،خنیس بن حذافه،عامر بن ربیعه،عبد الله بن جحش و برادرش ابو احمد بن جحش،جعفر بن‏ابیطالب و زنش اسماء بنت عمیس،حاطب بن حارث وزنش فاطمه دختر مجلل،حطاب بن حارث-برادر حاطب‏و زنش فکیهه دختر یسار،معمر بن حارث-برادر دیگرحاطب-سائب بن عثمان بن مظعون،مطلب بن ازهر و زنش‏رمله دختر ابى عوف، نحام-که نامش نعیم بن عبد الله بودعامر بن فهیرة که یکى از بردگان سیاه پوست بود و ابو بکراو را خرید-خالد بن سعید و زنش:امینة دختر خلف،حاطب بن عمرو،ابو حذیفه-و نامش مهشم بن عتبه است‏واقد بن عبد الله،خالد و عامر و عاقل و ایاس-که این هرچهار نفر فرزندان بکیر بن عبد یالیل بودند-عمار بن یاسر،صهیب بن سنان،که از قبیله نمر بن قاسط بود،و برخى‏گویند:صهیب غلام عبد الله بن جدعان بوده،و برخى دیگرگفته‏اند:رومى بوده و او را از روم بمکه آورده بودند،و درحدیث است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
صهیب(در ایمان)پیشرو رومیان است.» (18)
و این بود گفتار و عقیده یکى از قدیم‏ترین سیره‏نویسان که‏اواخر خلافت امویان و اوائل دوران خلافت عباسیان مى‏زیسته،و از نظر اعتبار و اهمیت در آن پایه است که امثال بخارى ودیگران درباره‏اش‏«امیر المؤمنین در حدیث‏»و یا«امیر المحدثین‏»و یا«سید المحدثین‏»گفته‏اند. (19) و یعقوبى-متوفاى سال 292 هجرى-در تاریخ خود گوید:
«و کان اول من اسلم خدیجة بنت‏خویلد من النساء و على بن‏ابیطالب من الرجال،ثم زید بن حارثه،ثم ابوذر،و قیل ابى بکر قبل ابى ذر،ثم عمر بن عنبسة السلمى،ثم خالد بن سعید بن‏العاص،ثم سعد بن ابى وقاص،ثم عتبة بن غزوان،ثم‏خباب بن الارت،ثم مصعب بن عمیر،و روى عن عمرو بن‏عنبسة السلمى قال:اتیت رسول الله(ص)اول ما بعث و بلغنى‏امره،فقلت: صف لى امرک فوصف لى امره و ما بعثه الله به،فقلت:هل یتبعک احد على هذا؟قال:نعم امراة، و صبى‏و عبد-یرید خدیجة بنت‏خویلد،و على بن ابیطالب و زید بن‏حارثه‏» (20) .
-و نخستین کسى که از جنس زنان اسلام آورد خدیجه بود و ازمردان على سپس زید بن حارثه و سپس ابوذر و برخى ابوبکر را پیش‏از ابوذر ذکر کرده‏اند،و سپس عمر بن عنبسة سلمى و آنگاه خالد بن‏سعید و پس از او سعد بن ابى وقاص،سپس عتبة بن غزوان و آنگاه‏خباب بن ارت و سپس مصعب بن عمیر و عمرو بن عنبسة روایت‏کرده که گوید:روزى که رسول خدا(ص)مبعوث شد و من خبردارشدم بنزد او رفته عرض کردم:ماجراى خود را براى من توصیف‏کن،و او داستان بعثت‏خود را براى من توصیف کرد و من پرسیدم:
آیا کسى در این ماموریت از تو پیروى کرده؟فرمود:آرى،یک زن،و یک پسر و یک بنده.
و ابن عبد البر در کتاب الاستیعاب گوید:
«اتفقوا على ان خدیجة اول من آمن بالله و رسوله و صدقته فیما جاء به ثم‏على بعدها» (21) . یعنى(علماى اسلام)اتفاق دارند که خدیجه نخستین کسى بود که بخدا و رسول او ایمان آورد و تصدیق او راکرد و پس از او على بود.
و ابن حجر عسقلانى متوفاى سال 852 نیز از ابن عبد البر نقل‏کرده که علماى اسلام اجماع دارند بر اینکه على علیه السلام‏نخستین کسى است که بسوى دو قبله نماز خواند... (22) و ابو جعفر اسکافى معتزلى متوفاى سال 240 در کتاب‏«النقض على العثمانیة-گوید:
«قد روى الناس کافة افتخار على بالسبق الى الاسلام،و ان النبى(ص)
استنبى‏ء یوم الاثنین و اسلم على یوم الثلثاء،و انه کان یقول:صلیت قبل الناس‏سبع سنین،و انه مازال یقول:انا اول من اسلم و یفتخر بذلک...» (23)
-یعنى تمام مردم روایت کرده‏اند که على علیه السلام به سبقت در اسلام مفتخرگردید،و اینکه رسول خدا(ص)در روز دوشنبه به نبوت رسید،و على علیه السلام‏روز سه شنبه اسلام آورد،و اینکه او مى‏فرمود:من هفت‏سال قبل از مردم نمازگزاردم،و اینکه او پیوسته مى‏گفت: من نخستین مسلمان بودم و به این کار خودافتخار مى‏کرد.
و حاکم در کتاب مستدرک گوید:
«و لا اعلم خلافا بین اصحاب التواریخ ان على بن ابیطالب رضى الله عنه‏اولهم اسلاما و انما اختلفوا فى بلوغه‏». (24)
-من مخالفى میان تاریخ نویسان سراغ ندارم که على بن ابیطالب نخستین کسى است که مسلمان شده و اختلافى که هست در بلوغ او است.
و طبرى مورخ معروف در تاریخ خود بسندش از محمد بن‏سعد بن ابى وقاص نقل کرده که گوید:به پدرم گفتم:آیا ابوبکرنخستین کسى بود که از میان شماها اسلام را اختیار کرد؟وى‏در پاسخ من گفت:
-«لا و لقد اسلم قبله اکثر من خمسین رجلا...» (25) -نه!و براستى قبل از او بیش از پنجاه نفر مرد مسلمان شده بودند.
و از دانشمندان بزرگوار شیعه نیز ابن شهر آشوب در مناقب‏گوید:
روایات مستفیض است در اینکه نخستین کسى که مسلمان‏شد على علیه السلام بود و سپس به ترتیب خدیجه و جعفر و زید وابوذر و عمرو بن عنبسة و خالد بن سعید بن عاص و سمیة مادرعمار و عبیدة بن حارث،و حمزة و خباب بن ارت و سلمان ومقداد و عمار و عبد الله بن مسعود بهمراه گروهى و سپس ابوبکر وعثمان و طلحة و زبیر و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمان بن عوف‏و سعید بن زید و صهیب و بلال...مسلمان شدند (26)
و مرحوم شیخ مفید در کتاب الفصول المختارة گوید:
«اجتمعت الامة على ان امیر المؤمنین علیه السلام اول ذکر اجاب رسول الله(ص)»‹ (27)
امت اسلامى اجماع کرده‏اند که امیر المؤمنین على علیه السلام نخستین مردى بودکه دعوت رسول خدا را اجابت کرد...
و از نویسندگان معاصر نیز هاشم معروف حسنى در کتاب‏سیرة المصطفى گوید:
«لقد اتفق المورخون و المحدثون على ان علیا علیه السلام اول الناس‏اسلاما و لکن اختلفوا فى سنه یوم اسلامه‏» (28)
یعنى مورخان و محدثان اتفاق دارند بر اینکه على علیه السلام نخستین مردمان بوددر پذیرش اسلام ولى اختلاف در سن آن حضرت در روز پذیرش اسلام او دارند...
---------------------------------------------------
1- الغدیر ج 2 ص 313 و نظیر این روایت به سندهاى مختلف در کتابهاى شیعه مانندامالى شیخ طوسى(ره)و کشف الغمه روایت‏شده که در بحار الانوار ج 38 ص 211-213 نقل شده است.
2- و3- الغدیر ج 30 ص 220 و 221.
4- یعنى من نخستین مردى هستم که با رسول خدا اسلام را اختیار کردم.«
5- من نخستین کسى هستم که به رسول خدا(ص)اسلام آوردم.
6- من نخستین کسى هستم که با رسول خدا(ص)نماز گزاردم،و این روایات را مرحوم‏علامه امینى در الغدیر ج 3 ص 221 از کتابهاى مذکور روایت کرده.
7- الغدیر ج 3 ص 224.
8- الغدیر ج 3 ص 225.
9- بحار الانوار ج 38 ص 201-288.
10- بحار الانوار ج 38 ص 207-208 و امالى صدوق ص 304 و طرائف ابن طاووس‏ص 87.
11- امالى شیخ ص 218.
12- سوره واقعه آیه 10 و 11.
13- بحار الانوار ج 38 ص 225 و 229 و 239.
14- بحار الانوار ج 38 ص 208 به نقل از تفسیر غیاشى.
15- ما درباره ایمان ابوطالب پیش از این بطور مختصر بحث کرده‏ایم و انشاء الله درجاى خود با تفصیل بیشترى بحث‏خواهیم کرد،و امثال اینگونه روایات ظاهرا از روى تقیه و پنهان‏کارى انجام شده چنانچه ائمه اطهار فرموده‏اند.
16- سوره احزاب-آیه 4-5.
17- ابن هشام در اینجا نسب ابوبکر و دیگرانى که در ذیل نامشان مذکور است ذکرکرده و هر که خواهد به سیره ج 1-صفحات 249-262 مراجعه نماید.و در پاورقى‏نیز گاهى مختصرى از تاریخچه زندگى برخى از آنها مذکور است.
18- سیره ابن هشام-ج 1-ص 249-262.
19- مقدمه سیره ابن اسحاق-ط قونیه ترکیه-ص‏«کى‏».
20- تاریخ یعقوبى،ج 2-ص 14.
21- استیعاب-ج 2-ص 457.
22- تهذیب التهذیب-ج 7-ص 336.
23- الغدیر-ج 3-ص 237 و ج 2-ص 287 به نقل از کتاب مذکور ص 278.
24- مستدرک حاکم،کتاب المعرفه-ص 22.
25- تاریخ طبرى-ج 2-ص 60.
26- مناقب آل ابى طالب-ج 1-ص 240.
27- بحار الانوار-ج 28-ص 262 بنقل از کتاب مذکور.
28- سیرة المصطفى-ص 112.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها