0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:05 AM

پاره‏اى از خرافات اعراب جاهلیت

عربهاى جاهلیت عقاید خرافى بسیارى نیز داشتند که‏شمه‏اى از آنها را«ابشهى‏»در کتاب‏«المستطرف‏»و ابن ابى‏الحدید در شرح نهج البلاغه (1) نقل کرده‏اند که از نظر اطلاع ازانحطاط فکرى آنان و خدمت بزرگى که آئین مقدس اسلام وپیامبر گرامى آن به آنها کرد تذکر برخى از آنها در اینجا بد نیست که از آنجمله مى‏نویسند:
بسیارى از آنها هنگامى که مى‏خواستند به سفرى بروندشاخه گل‏«رتم‏» (2) را گره مى‏زدند و چون باز مى‏گشتند به سراغ‏آن گره مى‏رفتند و چنانچه آن گره باز شده بود معتقد بودند که زن‏آنها در غیاب به آنها خیانت ناموسى کرده و اگر گره باز نشده‏بود مطمئن مى‏شدند که زنشان در غیاب خیانتى به ایشان‏نکرده!...
و یا اینکه هرگاه دچار خشکسالى مى‏شدند درختهائى مانند«سلع‏»و«عشر»را که چوب آنها آتش زیادى داشت مى‏کندند وقسمتى از آنرا بر دم گاو مى‏بستند و آنرا آتش زده و آن گاو زبان‏بسته را به بالاى کوه مى‏بردند و معتقد بودند که با اینکار توجه‏خداى را براى نزول باران جلب مى‏کنند...! (3)
و مانند اینکه اگر شخص بزرگ و کریمى از آنها از دنیامى‏رفت‏شتر او را مى‏آوردند و سر آن حیوان را به عقب برگردانده‏و محکم مى‏بستند و او را در گودالى بدون آب و علف‏مى‏انداختند تا به همان حال جان دهد.و گاه مى‏شد که پس ازمرگ آن حیوان جثه‏اش را مى‏سوزاندند و یا آنکه پوستش را کنده‏و از گیاهى موسوم به‏«تمام‏»آنرا پر مى‏کردند و معتقد بودند که‏اینکار سبب مى‏شود تا آن مرد پس از اینکه محشور مى‏شود سواره‏باشد و مرکب داشته باشد...
و یا اینکه اگر کسى از آنها به شهر یا قریه‏اى‏«وبا»خیزمى‏رفت از ترس آنکه دچار وبا و یا اجنه نشود پیش از ورود بر دم‏دروازه آن شهر ایستاده و صدائى همانند صداى خران مى‏کرد واستخوان خرگوش به گردن خود آویزان مى‏کرد و عقیده داشتندکه با اینکار از شر وبا و جنیان در امان خواهد ماند...و یا اینکه‏فرزندان خود را براى آنکه دچار جنون و یا ارواح خبیثه نشوندسرتا پا نجس کرده و یا کهنه آلوده به خون حیض و یا استخوان‏مردگان را بر او مى‏آویختند... (4) .
و مانند اینکه اگر مردى از آنها عاشق مى‏شد و عشق اوبرطرف نمى‏شد یکى از آنها آن مرد را بر دوش خود سوارمى‏کرد،و آن دیگرى مى‏آمد و مفتولى آهنین را داغ مى‏کرد ودر میان دو ران او مى‏نهاد،و بدین ترتیب درد عشق را از سر اودور مى‏کردند...!
و یا اینکه به منظور شجاع شدن گوشت درندگان رامى‏خوردند...!
...و براى مسافرى که نمى‏خواستند بازگردد هنگام رفتن اوپشت‏سرش آتش مى‏افروختند و برخى نیز پشت‏سرش کوزه‏مى‏شکستند... (5) ...و براى اینکه جن زده نشوند استخوان خرگوش بگردن خودمى‏آویختند...!
...و دختر یا زن بى‏شوهرى که خواستگار به سراغش‏نمى‏آمد موى یک طرف سرش را پریشان مى‏کرد و به آن چشمى‏که در طرف دیگر سرش بود سورمه مى‏کشید،و با یک پاى خودراه مى‏رفت-و همه اینکار را در شب انجام مى‏داد-و آنگاه‏مى‏گفت:
«یا لکاح،ابغی النکاح قبل الصباح‏»!
و معتقد بودند که اینکار موجب مى‏شود تا بزودى‏خواستگارى به سراغ او بیاید و شوهر کند... (6) و خرافات بسیارزیاد دیگرى که ذکر تمامى آنها نیاز به تالیف کتاب‏جداگانه‏اى دارد،و با اطلاع اجمالى آنها خواننده محترم بهترمى‏تواند به معناى سخنان رهبران بزرگوار اسلام واقف گردد و ازعمق جهالت و نادانى اعراب زمان جاهلیت اطلاع حاصل‏نماید،چنانچه امیر المؤمنین علیه السلام فرماید:
«بعثه و الناس ضلال فی حیرة،و حاطبون فی فتنة،قد استهوتهم‏الاهواء،و استزلتهم الکبریاء،و استخفتهم الجاهلیة الجهلاء،حیارى‏فی زلزال من الامر،و بلاء من الجهل‏» (7)
و در جاى دیگر فرماید:«...و انتم معشر العرب على شر دین،و فی شر دار،تنیخون بین حجارة خشن،و حیات صم،تشربون الکدر،و تاکلون الجشب،و تسفکون دماءکم،و تقطعون ارحامکم، الاصنام‏فیکم منصوبة،و الآثام فیکم معصوبة‏» (8)
و از همه اینها بدتر آن عادت زشت و نکوهیده و جنایت‏بى‏سابقه یعنى دختر زنده بگور کردن بود که در قرآن کریم نیز ازآن یاد شده و ذیلا مى‏خوانید:
------------------------------------------
1- المستطرف ج 2 ص 89 و شرح ابن ابى الحدید ج 19 ص 382-429.
2- «رتم‏»گیاه و یا گلى است به نام پر طاوس که دانه‏هائى شبیه به عدس دارد.
3- شاعر عرب در مذمت بنى نهشل که بگفته خود آنها را«اصحاب الحور»-یاران‏گاو-خوانده گوید:
قل لبنی نهشل اصحاب الحور اتطلبون الغیث جهلا بالبقر و سلع من بعد ذاک و عشر لیس بذا یجلل الارض المطر
و بگفته برخى از هوشمندان شاید این دسته اعراب زمان جاهلیت در این‏عادت ناپسند از هندیان پیروى کرده‏اند که گاو را مقدس دانسته و او را فرشته‏اى‏پنداشته که به خشم خداوند دچار گشته و به زمین درافتاده...
4- شاعر عرب گوید:
یقولون علق یالک الخیر رمة و هل ینفع التنجیس من کان عاشقا
و زن عربى که بچه‏اش را تنجیس کرده بود تا شاید از مرگ رهایى یابد اما اینکارسودى نداد و بچه‏اش مرد مى‏گوید:
-نجسته لو ینفع التنجیس و الموت لا تفوته النفوس
5- یکى از شاعران عرب در مدح قبیله خود گفته:
و لا نکسر الکیزان فی اثر ضیقنا و لکننا نقفیه زادا لیرجعا
6- و یکى از آنها درباره زنى از زنان عرب گفته:
تصنعی ما شئت ان تصنعی و کحلى عینیک اولا فدعى ثم اجحلی فی البیت او فی المجمع مالک فی بعل ارى من مطمع
7- خطبه 91 نهج البلاغه.
8- خطبه 25 نهج البلاغه.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها