0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  10:56 AM

ولادت آنحضرت در خانه کعبه بود

در این باره نیز روایات بسیارى از طریق شیعه و اهل سنت‏رسیده که ما ذیلا برخى از آن روایات را از کتابهاى اهل سنت‏براى شما نقل مى‏کنیم:
حاکم نیشابورى در کتاب مستدرک(ج 3 ص 483)حدیث‏ولادت على علیه السلام را در خانه کعبه نقل کرده و گوید:
«و قد تواترت الاخبار ان فاطمة بنت اسد ولدت امیر المؤمنین على بن ابیطالب کرم الله وجهه فى جوف الکعبه.»
یعنى-اخبار متواتر است که فاطمه بنت اسد امیر المؤمنین‏على بن ابیطالب کرم الله وجهه را در خانه کعبه بدنیا آورد.
و حافظ گنجى شافعى در کتاب کفایة الطالب(ص 260)ازحاکم روایت کرده که میگوید:
امیر المؤمنین على بن ابیطالب در مکه و در بیت الله الحرام درشب جمعه سیزدهم رجب سال سى‏ام از عام الفیل بدنیا آمد،وجز او مولودى در بیت الله الحرام بدنیا نیامد،نه قبل از او و نه بعداز او،و این بخاطر بزرگداشت مقام و محل او بود که بدین افتخارنائل گردید.
و علامه امینى رحمه الله در جلد ششم الغدیر صفحه 21 به بعدداستان ولادت آنحضرت را در خانه کعبه از زیاده از بیست‏کتاب از کتابهاى اهل سنت و بیش از پنجاه کتاب از کتابهاى‏علماء شیعه نقل کرده و اشعار زیادى نیز به زبان عربى در این‏باره ذکر مى‏کند که از آن جمله است اشعار سید حمیرى که دوبیت آن اینگونه است:
ولدته فى حرم الاله و امنه و البیت‏حیث فناؤه و المسجد بیضاء طاهرة الثیاب کریمه طابت و طاب ولیدها و المولد
و از آنجمله است اشعار شیخ حسین نجفى که مى‏گوید:
جعل الله بیته لعلى مولدا یا له علا لا یضاهى لم یشارکه فى الولادة فیه سید الرسل لا و لا انبیاها
و از آنجمله است قصیده سید على نقى لکهنوى هندى که‏قافیه‏اش‏«لست ادرى‏»است و در آن قصیده که در مدح على‏«ع‏»است درباره ولادت آن حضرت مى‏گوید:
لم یکن فی کعبة الرحمن مولود سواه اذ تعالى فی البرایا عن مثال فی علاه و تولى ذکره فی محکم الذکر الاله ایقول الغر فیه بعد هذا:لست ادرى اقبلت فاطمة حاملة خیر جنین جاء مخلوقا بنور القدس لا الماء المهین و تردى منظر اللاهوت بین العالمین کیف قد اودع فی جنب و صدر؟لست ادری
و بالجمله اصل داستان متواتر است ولى در کیفیت آن‏اختلافى در روایات بچشم مى‏خورد که در روایات اهل سنت تاجائیکه نگارنده دیده‏ام اینگونه است که چون درد زائیدن فاطمه‏بنت اسد را گرفت و شکایت‏حال خود را به ابوطالب کرد،ابوطالب دست او را گرفته و بمسجد الحرام آورد و بدرون خانه‏کعبه برد و بدو گفت:
«اجلسى على اسم الله‏»
-بنام خدا در اینجا بنشین‏و سپس فاطمه بنت اسد پسر زیبائى زائید و ابوطالب او را«على‏»نامید،و این حدیث را ابن مغازلى در مناقب و ابن صباغ در فصول المهمه و دیگران نقل کرده‏اند که هر که تفصیل بیشترى‏را در این باره خواهد،مى‏تواند به کتاب احقاق الحق(ج 7-ص 486 به بعد)مراجعه و مطالعه نماید.
و نظیر این ماجرا در برخى از روایات علماء شیعه نیز ذکرشده ولى عموما در روایات علماء شیعه رضوان الله علیهم اینگونه‏است که خود فاطمه بنت اسد هنگامى که دچار درد زائیدن شدبکنار خانه آمد و از خدا خواست تا امر ولادت مولودش را بر اوآسان گرداند،و بدنبال این دعا بود که دیوار خانه کعبه شکافته‏شد و فاطمه بدرون آن رفت و على‏«ع‏»به دنیا آمد.
و اصل حدیث مطابق آنچه شیخ صدوق(ره)در کتابهاى‏امالى و علل الشرایع و معانى الاخبار و محدثین دیگر شیعه‏رضوان الله علیهم نقل کرده‏اند اینگونه است که از یزید بن عنب‏روایت‏شده که گوید:
من و عباس بن عبد المطلب و جمعى از قبیله‏«بنى‏عبد العزى‏»روبروى خانه کعبه در مسجد الحرام نشسته بودیم که‏ناگهان فاطمه بنت اسد که درد زائیدن فرزند نه ماهه‏اش که در شکم‏داشت او را ناراحت کرده بود پدیدار گشته و نزد خانه آمد و گفت:
«رب انى مؤمنة بک و بما جاء من عندک من رسل و کتب،و انى‏مصدقة بکلام جدى ابراهیم الخلیل،و انه بنى البیت العتیق،فبحق الذى بنى هذا البیت،و بحق المولود الذى فى بطنى لما یسرت على‏ولادتى‏»
پروردگارا،من ایمان دارم بتو و بهمه پیمبران و کتابهائى که‏از سوى تو آمده،و گفتار جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به اوکه این خانه کعبه را بنا کرد،پروردگارا بحق همان کسى که‏این خانه را بنا کرد،و بحق این نوزادى که در شکم من است که‏ولادت او را بر من آسان گردان.
یزید بن قعنب گوید:ناگهان دیدم قسمت پشت‏خانه کعبه‏شکافته شد و فاطمه بداخل خانه رفت و از دیدگاه ما پنهان گردیدو دیوار خانه نیز(مانند نخست)بهم پیوست،ما که چنان دیدیم،خواستیم قفل در را باز کنیم ولى در باز نشد،و دانستیم که(سرى‏در اینکار هست و این ماجرا)از جانب خداى تعالى است.
این مطلب بسرعت در شهر پیچید و مردم در سر هر کوى وبرزن از آن بحث و گفتگو مى‏کردند،و زنان پرده‏نشین نیز از این‏ماجراى شگفت‏انگیز باخبر شده و از آن سخن مى‏گفتند.
سه روز از این ماجرا گذشت و چون روز چهارم شد فاطمه ازهمان مکان بیرون آمد و على‏«ع‏»را در دست داشت و بمردم‏مى‏گفت:
خدایتعالى مرا بر زنان پیش از خود برترى بخشید،زیرا آسیه‏دختر مزاحم خداى عز و جل را در مکانى پرستش کرد که جزبصورت اضطرار و ناچارى نمى‏بایستى پرستش او را نمود،ومریم دختر عمران نخله خشک را حرکت داد تا از آن رطب تازه خورد،و من در خانه خدا رفتم و از روزى و میوه بهشتى خوردم وچون خواستم از خانه بیرون آیم هاتفى ندا کرد اى فاطمه نام این‏مولود را«على‏»بگذار که خداى على اعلى فرماید:من نام او رااز نام خود جدا کردم و به ادب خود ادب آموختم،و من برمشکلات علم خویش او را واقف ساختم و او است کسى که‏بتها را در خانه من میشکند،و او است کسى که بر پشت بام‏خانه‏ام اذان گوید و مرا تقدیس کند و واى بحال کسى که او رادشمن داشته و نافرمانیش کند.
نگارنده گوید:با توجه به حدیث فوق،سخن یکى ازنویسندگان و مفسران اهل نت‏یعنى‏«آلوسى‏»جالب است که‏پس از ذکر داستان ولادت على‏«ع‏»در خانه کعبه گوید:
...و این ماجرا چه بجا و شایسته بود که خداى تعالى‏پیشواى امامان را در جائى بنهد که قبله مؤمنان است،و منزه‏است آن پروردگارى که هر چه را در جاى خود نهد و او است‏حاکم‏ترین داوران...و چنانچه برخى گفته‏اند:گویا على‏علیه السلام نیز خواست تا در مورد خانه کعبه که موجب این‏افتخار براى او شده بود و در دل او متولد گشته بود جبران و تلافى‏کند و بهمین جهت بتها را از روى خانه بزیر افکند،زیرا درپاره‏اى از اخبار آمده که خانه خدا بدرگاه حقتعالى شکایت کرده‏گفت:پروردگارا تا چه وقت در اطراف من این بتها را پرستش‏کنند؟و خداى تعالى بدو وعده داد که آن مکان مقدس را از آن‏بتها تطهیر کند... سپس گوید:و بهمین معنى اشاره کرده است علامه‏سید رضا هندى در اشعار خود که در مدح امیر المؤمنین‏«ع‏»گوید:
لما دعاک الله قدما لان تولد فى البیت فلبیته شکرته بین قریش بان طهرت من اصنامهم بیته (1)
و اینک چند بیت از شعراى پارسى زبان را نیز که در این باره‏سروده‏اند براى شما میآوریم،از آنجمله است رباعى زیر از حاج‏سید اسمعیل شیرازى:
در مرحله على نه چون است و نه چند در خانه حق زاده بجانش سوگند بى‏فرزندى که خانه زادى دارد شک نیست که باشدش بجاى فرزند
و از آنجمله است رباعى زیر:
رومى نشد از سر على کس آگاه آرى نشد آگه کسى از سر اله یک ممکن و این همه صفات واجب لا حول و لا قوة الا بالله روزیکه على بکعبه آمد بوجود از بهر على خدا در از کعبه گشود در بسته بداد خانه خود به على حقا که على است‏خانه زاد معبود
و این هم اشعارى است از عماد تهرانى:
رنج نابرده بکنج دل ویرانه ما گنج از مهر تو دارد دل ویرانه ما گل ما را ید قدرت بولاى تو سرشت نقش روى تو بود در دل دیوانه ما مستى از مى کند آن بیخبر از مستى عشق کى خبر دارد از این ناله مستانه ما آنکه مست از مى ناب است کجا میداند یار ما کیست؟که بد ساقى میخانه ما حرم کعبه ترا مولد از آن شد یعنى اى مهین بنده توئى صاحب این خانه ما
و البته باید دانست که در داستان ولادت امیر المؤمنین‏مباحث دیگرى نیز هست که انشاء الله باید در جاى خود از آنهابحث‏شود،و در اینجا بهمین مقدار اکتفا میشود.
---------------------------
1- الغدیر-ج 6-ص 22

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها