0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  10:52 AM

شمه‏اى از فضائل خدیجه

گرچه مرسوم است فضائل افراد را معمولا در فصل پس ازحیات و زندگى آنها ذکر مى‏کنند، ولى نگارنده را دریغ آمد که‏در اینجا بدون ذکرى از فضائل این بانوى اسلام بگذریم وانشاء الله تعالى در جاى دیگر نیز به مناسبت‏هاى گوناگونى که‏در پیش است فضائل دیگرى را بیان خواهیم داشت.گرچه معلوم‏نیست اصل این رسم نیز رسم درستى باشد.
این حدیث در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت آمده که‏رسول خدا-صلى الله علیه و آله-فرموده:
«کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الآمریم،و آسیه امراة فرعون،و خدیجة نت‏خویلد،و فاطمة بنت محمد» (1) یعنى از مردان گروه زیادى به کمال رسیدند ولى از میان‏زنان جز چهار زن کسى به مرحله کمال نرسید:مریم،و آسیه‏همسر فرعون،و خدیجه دختر خویلد،و فاطمه دختر محمد.
و در حدیث دیگرى که ابن حجر در کتاب الاصابه و دیگران‏از ابن عباس روایت کرده‏اند اینگونه است که گوید:رسول‏خدا(ص)چهار خط روى زمین ترسیم کرده آنگاه فرمود:
«افضل نساء اهل الجنة خدیجة،و فاطمة و مریم و آسیة‏». (2) یعنى برترین زنان اهل بهشت: خدیجه و فاطمه و مریم وآسیه هستند...
و در روایت دیگرى که او و ابن عبد البر و دیگران از رسول‏خدا(ص)با مختصر اختلافى روایت کرده‏اند اینگونه است که فرمود:
«خیر نساء العالمین اربع،مریم و آسیه و خدیجه و فاطمه‏» (3) یعنى بهترین زنان جهانیان چهار زن هستند:مریم و آسیه وخدیجه و فاطمه.و از عایشه روایت کرده‏اند که گوید:هیچگاه‏نمى‏شد که رسول خدا از خانه بیرون رود جز آنکه خدیجه را یادمى‏کرد و ستایش و مدح او را مى‏نمود، تا اینکه روزى طبق همان شیوه‏اى که داشت نام خدیجه را برد و او را یاد کرد،دراینوقت رشک و حسد مرا گرفت و گفتم:
«هل کانت الا عجوزا فقد ابدلک الله خیرا منها». (4) خدیجه جز پیرزنى بیش نبود در صورتى که خداوند بهتر از اوبهره تو کرده.!
عایشه گوید:در اینوقت رسول خدا-که این سخن مرا شنیدغضبناک شد بحدى که از شدت غضب موهاى جلوى سرآنحضرت حرکت کرد آنگاه فرمود:
«و الله ما ابدلنى الله خیرا منها،آمنت اذ کفر الناس،و صدقتنى‏و کذبنى الناس،و واستنى فی مالها اذ حرمنى الناس و رزقنى الله‏منها اولادا اذ حرمنى اولاد النساء».
بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنى به من نداده،او بود که‏بمن ایمان آورد هنگامى که مردم کفر ورزیدند،و او بود که مراتصدیق کرد و مردم مرا تکذیب نموده(و دروغگویم خواندند)واو بود که در مال خود با من مواسات کرد(و مرا بر خود مقدم‏داشت)در وقتى که مردم محرومم کردند،و از او بود که خداوندفرزندانى روزى من کرد و از زنان دیگر نسبت بفرزند محرومم‏ساخت.
عایشه گوید:با خود گفتم:دیگر از این پس هرگز به بدى اورا یاد نخواهم کرد (5) .
و در روایت اربلى در کشف الغمه اینگونه است که على‏علیه السلام فرمود:روزى نزد رسول خدا(ص)نام خدیجه سلام‏الله علیها برده شد و رسول خدا(ص)گریست.عایشه که چنان‏دید گفت:
«...ما یبکیک على عجوز حمراء من بنى اسد؟فقال صدقتنى اذکذبتم و آمنت بى اذ کفرتم،و ولدت لى اذ عقمتم،فقالت عایشه:
فما زلت اتقرب الى رسول الله-صلى الله علیه و آله-بذکرها» (6) یعنى چه گریه‏اى است که براى پیرزنى سرخ رو از بنى اسدمى‏کنى؟
رسول خدا فرمود:او مرا تصدیق کرد هنگامى که شماتکذیبم کردید.و بمن ایمان آورد در وقتى که شما کافر شدید.
و براى من فرزند آورد که شما نیاوردید!
عایشه گوید:از آن پس پیوسته من با یاد خدیجه و با نام او به‏رسول خدا تقرب مى‏جستم.(و هرگاه مى‏خواستم رسول خدابمن توجه کرده و به سخنم گوش دهد سخنم را با نام خدیجه شروع مى‏کردم).
و در چند حدیث از طریق شیعه و اهل سنت آمده که رسول‏خدا خدیجه را به خانه‏اى در بهشت مژده داد که در آن دشوارى ورنجى نخواهد بود (7) و سلام خداى تعالى را که بوسیله جبرئیل براى خدیجه آورده‏بود به وى ابلاغ (8) فرمود و خدیجه نیز در پاسخ عرض کرد:
«...الله السلام و منه السلام و على جبرئیل السلام...» (9)
و در حدیثى که عیاشى در تفسیر خود از ابى سعید خدرى‏روایت کرده اینگونه است که رسول خدا(ص)فرمود.در شب‏معراج هنگامى که بازگشتم به جبرئیل گفتم:آیا حاجتى‏دارى؟ گفت:
«حاجتى ان تقرا على خدیجه من الله و منى السلام...».
حاجت من این است که خدیجه را از سوى خداوند و از سوى‏من سلام برسانى.و چون رسول خدا سلام خدا و جبرئیل را به‏خدیجه ابلاغ فرمود،خدیجه در پاسخ گفت:
«ان الله هو السلام،و منه السلام،و الیه السلام‏» (10) .
و بالاخره خدیجه سلام الله علیها همان بانوى بزرگوار است‏که به اجماع اهل تاریخ نخستین زن و یا نخستین انسانى است‏که به رسول خدا(ص)ایمان آورد...
و وسیله آرامشى براى آنحضرت در برابر طوفانهاى حوادث‏سهمگین و اندوه‏هاى فراوان آغاز رسالت بود...
و با ایثار مال فراوان خود براى پیشرفت اسلام در روزهائى‏که اسلام نیاز شدید به بودجه داشت بزرگترین حق را بر همه‏مسلمانان جهان تا روز قیامت دارد...
و سخت‏ترین مشکلات را بخاطر حفظ ایمان بخدا و دفاع ازاسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد و فضائل بسیار زیاد دیگرى‏که در فصول آینده به مناسبت‏ها روى آنها بحث‏خواهیم کردانشاء الله تعالى.
----------------------------------------
1- مجمع البیان ج 5 ص 320 تفسیر کشاف ج 3 ص 250،تفسیر ابن جریر ج 3ص 180.
2- الاصابه ج 4 ص 366.اسد الغابه ج 5 ص 437.خصال صدوق ج 1 ص 96.
3- الاصابه ج 4 ص 366،و استیعاب ج 2 ص 720 و 750 و تفسیر ابن جریرج 3 ص 180 و مجمع الزوائد هیثمى ج 9 ص 223.اسد الغابه ج 5 ص 437.
4- لابد-طبق این روایت-منظورش از بهتر،خودش بوده که جوان و دختر بوده است!
5- اسد الغابه ج 5 ص 438.الاصابه ج 4 ص 275.
6- بحار الانوار ج 16 ص 8.
7- بحار الانوار ج 16 ص 11.و الاصابه ج 4 ص 275.و اسد الغابه ج 5 ص 438.
8- الاصابه ج 4 ص 274 و اسد الغابه ج 5 ص 438.
9- بحار الانوار ج 16 ص 11.
10- سفینة البحار ج 1 ص 379.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها