پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:35 AM
زندگى اجتماعى و سفرها و برخوردها
چنانچه از روى همرفته روایات و تواریخ اسلامى بدستمىآید از همان اوائل ورود محمد(ص) بخانه ابو طالب زندگىاجتماعى و برخورد و ورود آنحضرت در اجتماع شروع مىشود،زیرا چنانچه مشهور است در همان سال نهم زندگىرسولخدا(ص)نخستین سفر آنحضرت بشام و برخورد با بحیراىراهب اتفاق افتاده،و سپس به ترتیب«داستان چوپانى کردن»وشرکت در«حلف الفضول»و احیانا برخى از جنگها شروعمىشود،و ما قبل از نقل داستان بحیرا و نخستین سفر رسولخدا(ص)ناگزیر از تذکر و توضیح یک مطلب هستیم،و آن تذکر این مطلب است که قریش در آنروزگار براى ادامه زندگىنیاز شدیدى به تجارت و مسافرت به شام و یمن داشتند و تابستانکه هوا گرم بود به شام مىرفتند و زمستان به یمن،و به تعبیر قرآنکریم «رحلة الشتاء و الصیف» داشتند.و چنانچه پیش از اینگفته شد پدر آنحضرت یعنى عبد الله بن عبد المطلب هم در یکىاز همان سفرهاى تجارتى که بشام رفته بود در مراجعت در یثرببیمار شد و همانجا از دنیا رفت.و ابو طالب هم با اینکه سیادت وریاست بر بنى هاشم داشت و از بزرگان قریش بشمار مىرفت،ولى از نظر زندگى فقیر بود و همچون برخى از برادران دیگر خودمانند عباس بن عبد المطلب ثروتمند نبود،و از همین رو براىتامین زندگى خانواده پر عائلهاى که داشت ناچار به چنینسفرهائى بود.و این حدیث را یعقوبى و دیگران ازامیر المؤمنین(ع)روایت کردهاند که مىفرمود:
«ابى ساد فقیرا و ما ساد فقیر قبله»
پدرم با فقرى که داشتسیادت کرد،و پیش از وى فقیرىسیادت نکرد.
و این هم عبارت خود یعقوبى است که قبل از این حدیثگفته:
«و کان ابو طالب سیدا شریفا مطاعا مهیبا مع املاقه» (1) .
یعنى ابو طالب با اینکه فقیر بود بزرگى شریف بود کهفرمانش مطاع و داراى هیبت و عظمت بود.
---------------------------
1-تاریخ یعقوبى ج 2 ص 9.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.