پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:32 AM
شخصیت عبد المطلب
ما پیش از این در داستان نذر عبد المطلب براى ذبح عبد اللهشمهاى از حالات او و شخصیت الهى و اعتقاد و ایمان او را بهخداى یکتا بیان داشتیم (1) و پیش از آن نیز در باره ایمان اجدادرسول خدا(ص)تفصیلا مطالبى ذکر شد (2) چنانچه در خلالهمین چند روایتى هم که در این قسمت بیان شد شواهد زیادىبر این مطلب وجود داشت (3) و در اینجا نیز اضافه مىکنیم که بهعقیده بسیارى از دانشمندان شیعه و اهل سنت عبد المطلب درمکه معظمه منادى توحید و یکتا پرستى و مخالف با هر نوع شرکو بت پرستى بوده است،اگر چه برخى معتقدند که از اظهارعقیده خویش تقیه مىکرد و روى مصالحى در اجتماعات ومراسم بت پرستان شرکت مىنمود.چنانچه شیخ صدوق(ره)
گوید:
«و کان عبد المطلب و ابو طالب من اعرف العلماء و اعلمهمبشان النبی-صلى الله علیه و آله-و کانا یکتمان ذلک عنالجهال و اهل الکفر و الضلال» (4)
عبد المطلب و ابو طالب از جمله دانشمندانى بودند که بیش ازدیگران دانائى و معرفت در حق رسول خدا(ص)داشتند و چنانبودند که معرفتخود را نسبت به آنحضرت از نادانان و کافران وگمراهان کتمان مىکردند.
و از اصبغ بن نباته روایت کرده که گوید:ازامیر المؤمنین(ع)شنیدم که مىفرمود:بخدا سوگند نه پدرم و نهجدم عبد المطلب و نه هاشم و نه عبد مناف هیچکدام هرگز بتىرا پرستش نکردند،بدانحضرت عرض شد:پس آنها چه چیزى راپرستش مىکردند؟فرمود:
«کانوا یصلون على البیت على دین ابراهیم علیه السلاممتمسکین به».
آنها بر طبق آئین ابراهیم(ع)بسوى خانه کعبه نماز گذارده و بردین او تمسک مىجستند (5)
و یعقوبى در تاریخ خود درباره عبد المطلب گوید:
-و رفض عبادة الاصنام،و وحد الله عز و جل و وفى بالنذرو سن سننا نزل القرآن باکثرها...
او کسى بود که پرستش بتها را ترک کرد و خداى عز و جل را به یکتائىشناخت،و وفاى بنذر کرد و سنتهائى را مقرر داشت که بیشتر آنها را قرآنامضاء کرد...
و سپس سنتهاى او را ذکر کرده آنگاه گوید:
-فکانت قریش تقول عبد المطلب ابراهیم الثانی
یعنى چنان شد که قرشیان عبد المطلب را ابراهیم دوم مىگفتند.
و در پایان،داستان خشک سالى مکه و قحطى زدگى قریش وبدنبال آن دعاى عبد المطلب و آمدن باران به دعاى او را به تفصیل ذکر کرده و اشعار برخى از قرشیان را در این باره بیانداشته که گوید:
بشیبة الحمد اسقى الله بلدتنا و قد فقدنا الکرى و اجلوز المطر منا من الله بالمیمون طائرة و خیر من بشرت یوما به مضر مبارک الامر یستسقى الغمام به ما فی الانام له عدل و لا خطر
و ثقة الاسلام کلینى(ره)در اصول کافى بسند خود از زراره ازامام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«یحشر عبد المطلب یوم القیامة امة واحدة علیه سیماءالانبیاء و هیبة الملوک» (6)
محشور مىشود درحالى که سیماى (7) پیمبران و هیبت پادشاهان را دارد.
و در حدیث دیگرى که از مقرن و محمد بن سنان و مفضل بنعمر از امام صادق(ع)روایت کرده با مختصر اختلافى اینگونهاست:
«یبعث عبد المطلب امة وحدة علیه بهاء الملوک و سیماءالانبیاء...» (8)
-عبد المطلب بصورت یک امت مبعوث شود،و درخشندگى پادشاهان وسیماى پیمبران را داراست...
و از فخر رازى در کتاب«اسرار التنزیل»و شهرستانى در کتاب«الملل و النحل»نیز دلیلهائى درباره ایمان و اسلام عبد المطلبسخنانى نقل شده و تا جائى که شهرستانى گوید:عبد المطلببه برکت نور نبوت سخنان حکمت آمیز و بزرگى اظهار کرد کهحکایت از ایمان او به روز جزا و اسلام او مىکند مانند اینکه دروصایاى خود مىگفت:هرگز از دنیا ستمکارى بیرون نخواهدرفت جز آنکه کیفر ستم و ظلم خود را خواهد دید،تا آنکههنگامى مرد ستمکارى از دنیا رفت بى آنکه کیفر ببیند،و چونبه عبد المطلب جریان را گفتند او در پاسخ گفت:
«و الله ان وراء هذه الدار دار یجزى فیها المحسن باحسانهو یعاقب فیها المسىء باساءته»
-بخدا سوگند از پس این خانه خانه دیگرى است که نیکوکار پاداشنیکو کارى خود را دریافت کند و بد کار در برابر عمل بد خود کیفر بیند.
و به برکت همان نور مقدس بود که به ابرهه گفت:
«ان لهذا البیت ربا یحفظه».
براستى که این خانه را پروردگارى است که او را نگهبانى خواهدکرد... (9)
و شیخ صدوق(ره)در کتاب خصال بسند خود از امیر المؤمنین(ع)
روایت کرده که در وصیت رسول خدا(ص)به آنحضرت آمده کهبدو فرمود:
اى على براستى که عبد المطلب پنجسنت را در جاهلیتمقرر داشت که خداى تعالى آنها را در اسلام امضاء فرمود.
آنگاه آن سنتهاى پنجگانه را به تفصیل ذکر فرموده که بطورخلاصه اینگونه است:
1-حرمت زن پدر بر پسران 2-خمس گنجها و غنائم 3-سقایتحاجیان 4-دیه قتل به صد شتر 5-عدد طواف به هفتشوط.
و سپس فرمود:
«یا على ان عبد المطلب کان لا یستقسم بالازلام.و لا یعبد الاصنام و لا یاکل ما ذبح على النصب،و یقول:انا على دین ابراهیم» (10)
اى على،براستى که شیوه عبد المطلب چنان بود که(مانند مردم زمانجاهلیت)بوسیله ازلام(تیرهاى مخصوص آن زمان)قرعه نمىزد و قسمتنمىکرد،و بتها را پرستش نمىکرد،و از آنچه براى بتان مىکشتند(طبقرسوم مردم جاهلیت)نمىخورد،و مىگفت:من بر دین و آئین ابراهیم هستم.
و بالاخره از مجموع آنچه در گذشته و در اینجا گفته شدایمان عبد المطلب به مبدا و معاد و رسالت انبیاء الهى وشخصیت والاى او از روى روایات و تواریخ بخوبى روشنگردید و ما و شما را از تحقیق و بحث بیشتر مستغنى و بىنیازگردانید و اینک بدنباله بحث تاریخى خود باز گردیم.
-----------------------
1-به قسمتسوم مراجعه نمائید.
2-به قسمت دوم مراجعه نمائید.
3-آنجا که به ابو طالب مىگوید:«یا ابو طالب ان ادرکت ایامه فاعلم انى کنت من ابصرالناس و اعلم الناس به...»و نیز سفارشهائى که در جاهاى دیگر در باره آنحضرتمىنمود.
4-اکمال الدین ج 1 ص 171.
5-اکمال الدین ج 1 ص 174.
6-اصول کافى ج 1 ص 446.
7-معناى«امه واحدة»یا«وحدة»چنانچه مفسران در تفسیر آیه«ان ابراهیم کان امة قانتالله»(سوره نحل آیه 120)گفتهاند این است که او به تنهائى بجاى یک امت محشورمىشود چون در دنیا نیز در برابر مرام کفر و شرک تنها بود و شخص دیگرى با او هم عقیده وهم آهنگ نبود.
8-اصول کافى ج 1 ص 447.
9-بحار الانوار ج 15 ص 118-122 و الملل و النحل ج 3 ص 282.
10-خصال ج 1 ص 150
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.