0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  9:26 AM

بازگشت به مکة و درگذشت مادر

به ترتیبى که گفته شد حلیمه سعدیه رسولخدا(ص)را پس ازگذشت پنج‏سال از توقف آن حضرت در میان قبیله،به مکه و نزدمادرش آمنه باز گرداند،و با اینکه اینکار بر خلاف میل و خواست‏قلبى او بود ولى روى قرار قبلى و وعده‏اى که به جدش‏عبد المطلب و مادرش آمنه داده بود آنحضرت را به مکه آورد وتحویل داد.
و در تاریخ براى اینکار حلیمه که بر خلاف رضاى قلبى اوبود جز آنچه گفته شد جهات دیگرى نیز ذکر کرده‏اند:ماننداینکه:
1-ابن هشام در سیره و طبرى در تاریخ خود از حلیمه روایت‏کرده‏اند که گوید:
پس از ماجراى شق صدر شوهرم به من گفت:من ترس آنرا دارم که این‏پسر دچار جن زدگى-یا جنون-شده باشد،او را به نزد خانواده‏اش‏باز گردان. حلیمه گوید:من آنحضرت را برداشته و به نزد مادرش-آمنه-آوردم،و اوبه من گفت:چه شد با آن اصرارى که براى نگهدارى این فرزند داشتى اورا باز گرداندى؟
گفتم:فرزندم بزرگ شده و من وظیفه خود را نسبت به او انجام داده‏ام واینک از پیش آمدها و حوادث ناگوار بر او بیمناکم،و روى همین جهت‏همانگونه که شما مایل بودید او را به شما مى‏سپارم.
آمنه گفت:داستان این نیست راست بگوى!
حلیمه گوید:و بدنبال این گفتار مرا رها نکرد تا بالاخره من اصل ماجرا رابراى او نقل کردم. آمنه گفت:آیا از شیطان بر او بیمناکى؟گفتم:آرى،گفت:هرگز نگران نباش که بخدا سوگند شیطان را بر او راهى نیست وفرزند مرا داستانى است،مى‏خواهى داستانش را براى تو باز گویم؟گفتم:
آرى...
حلیمه گوید:سپس آمنه داستان دوران حاملگى و ولادت آنحضرت ومعجزاتى را که مشاهده کرده بود براى من باز گفت...-که ما قبل از این‏در داستان ولادت نقل کرده و تکرار نمى‏کنیم-و آنگاه گفت:فرزندم رابگذار و برو (1)
2-و نیز در همان سیره ابن هشام آمده که از جمله‏انگیزه‏هاى حلیمه در باز گرداندن رسول خدا به نزد مادرش آمنه‏آن بود که چند تن از نصاراى حبشه رسول خدا(ص)را با حلیمه دیدند،و نگاههاى دقیق و خیره‏اى به آنحضرت نموده و او رابررسى کردند،و آنگاه بدو گفتند:
ما این پسرک را ربوده و به شهر و دیار خود خواهیم برد که‏او در آینده داستان مهمى دارد که ما دانسته‏ایم و همین سبب شدتا حلیمه آنحضرت را پیوسته از نظر آنان دور داشته و بالاخره هم‏ناچار شد او را به نزد آمنه بازگرداند. (2)
و نظیر این روایت در کتابهاى دیگر نیز با مختصر اختلافى‏نقل شده است.
-----------------------------
1-سیره ابن هشام ج 1 ص 165.تاریخ طبرى ج 1 ص 579.
2-سیره ابن هشام ج 1 ص 167

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها