پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 9:25 AM
ایرادهائى که به این داستان شده
این داستان بگونهاى که نقل شده و شما شنیدید از چندجهت مورد خدشه و ایراد واقع شده:
1-اختلاف میان این نقل و نقلهاى دیگر در مورد علتبازگرداندن رسول خدا(ص)بمکه و نزد مادرش آمنه که در ایندو نقل همانگونه که شنیدید سبب باز گرداندن آنحضرت همینجریان ذکر شده و این ماجرا طبق این دو روایت در سال سوم از عمر آنحضرت اتفاق افتاده،در صورتیکه در روایات دیگر و ازجمله در همین سیره ابن هشام(ص 167)براى باز گرداندنآنحضرت علت دیگرى نقل کرده و آن گفتار نصاراى حبشه بودکه چون آن کودک را دیدند بیکدیگر گفتند ما این کودک راربوده و به دیار خود خواهیم برد چون وى سرنوشت مهمىدارد...
و سال بازگرداندن آنحضرت را نیز در روایات دیگر سالپنجم عمر آنحضرت ذکر کردهاند (1) و در کیفیت اصل داستان نیزمیان روایت ابن هشام و طبرى و یعقوبى اختلاف است،چنانچهدر سیرة المصطفى آمده و در روایت طبرى آمده است که چند نفربراى غسل و التیام باطن آنحضرت آمده بودند که یکى از آنهاامعاء آنحضرت را بیرون آورده و غسل داد و دیگرى قلب آنحضرترا و سومى آمده و دست کشید و خوب شد و آنحضرت را از زمینبلند کرد (2) که همین اختلاف سبب ضعف نقل مزبور مىشود.
2-خیر و شر و خوبى و بدى قلب انسانى،از امور اعتقادى ومعنوى است و چگونه با عمل جراحى و شکافتن قلب و شستشوىآن مىتوان ماده شر و بدى را بصورت یک لخته خون بیرون آوردو شستشو داد؟و آیا هر انسانى مىتواند اینکار را انجام دهد؟و یااین غده بدى و شر فقط در سینه رسول خدا بوده و دیگرانندارند...؟و امثال اینگونه سئوالها؟و از اینرو مرحوم طبرسى درمجمع البیان در داستان معراج فرموده:
«اینکه روایتشده که سینه آنحضرت را شکافته و شستشودادند ظاهر آن صحیح نیست و قابل توجیه هم نیست مگر بهسختى،زیرا آنحضرت پاک و پاکیزه از هر بدى و عیبى بوده وچگونه مىتوان دل و اعتقادات درونى آنرا با آب شستشوداد؟...» (3)
و مسیحیان بهمین حدیث تمسک کرده و گفتهاند جز عیسىبن مریم هیچیک از فرزندان آدم معصوم نیستند و همگى مورددستبرد شیطان واقع شدهاند و تنها عیسى بن مریم بود که چونفوق مرتبه بشرى و از عالم دیگرى بود مورد دستبرد وى قرارنگرفت...!
و از این گذشته چگونه این عمل چند بار تکرار شد و حتىپس از نبوت و بعثت آن بزرگوار باز هم نیاز به عمل جراحى پیداشد؟و آیا این غده هر بار که عمل مىشد دوباره عود مىکرد و فرشتههاى الهى مجبور مىشدند بدستور خداى تعالى مجددامبادرت به این عمل جراحى نموده و موجبات ناراحتى آن بزرگواررا فراهم سازند؟...
3-بگونهاى که نقل شده این شکافتن و بستن بصورت اعجازو خارق العاده بوده و همانند یک عمل جراحى و معمولى نبوده کهاحتیاج به زمان و مدت و ابزار و وسائل جراحى و نخ و سوزن وبخیه کردن و غیره داشته باشد،و همانگونه که مىدانیم معجزه ازنشانههاى نبوت و ابزار کار پیمبران الهى براى اثبات مدعاىآنان بوده و چگونه در حال کودکى آنحضرت چنین معجزهاى ازآنحضرت صادر گردیده؟
مگر اینکه بگوئیم از«ارهاصات»بوده همانگونه که پیش ازاین در داستان اصحاب فیل گفته شد.
4-چگونه مىتوان معناى این روایت را با آیاتى که در قرآنکریم آمده و هر نوع تسلط و نفوذى را از طرف شیطان در دل پیغمبران ومردان الهى و حتى مؤمنان و متوکلان سلب و نفى کرده جمع کرد ومیان آنها را وفق داد،مانند آیه شریفهاى که مىفرماید:
و آیه دیگرى که فرموده: (4)
«...انه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوکلون» (5) و آیه«...و لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهمالمخلصین...» (6)
و بهر صورت این روایت از جهاتى مورد خدشه و ایراد واقعشده،و حتى بعضى گفتهاند:این حدیثساخته و پرداختهمسیحیان و کلیساها است و مؤید روایت دیگرى است که درصحیح بخارى و مسلم آمده که جز عیسى بن مریم همه فرزندانآدم هنگام ولادت مورد دستبرد شیطان واقع شده و شیطان در اونفوذ مىکند و همین سبب گریه نوزاد مىگردد...فقطعیسى بن مریم بود که در حجاب و پرده بود و از دستبرد شیطانمحفوظ ماند... (7)
---------------------------
1-بحار الانوار ج 15 ص 337 و 401.
2-سیرة المصطفى ص 46.
3-مجمع البیان ج 3 ص 395.
4-سوره الاسراء آیه 65.
5-سورة النحل آیه 99.
6-سورة الحجر آیه 40-41.
7-الصحیح من السیرة ج 1 ص 87.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.