0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  9:09 AM

بارى این سئوال و اشکال چندان مهم نیست که ما وقت‏خودو شما را روى جواب آن زیاد بگیریم،و در اینجا اشکال دیگرى‏است که لازم است قدرى روى آن بحث و تحقیق شود و آن این‏اشکال است که ظاهر قرآن کریم مخالف با این اجماع و اتفاق‏است.زیرا در قرآن نام پدر ابراهیم-که یکى از اجدادرسولخدا(ص)است-«آزر»ذکر شده و او به صریح آیات قرآنى‏مرد بت پرستى بوده که ابراهیم پیوسته با او در اینباره محاجه میکرد.

این اشکال را با توضیح بیشترى اینگونه طرح کرده‏اند که‏در قرآن کریم در چند جا نام‏«آزر»بت پرست و طرفدار بت بعنوان‏پدر ابراهیم،و در برخى از جاها نام پدر ابراهیم بعنوان شخص‏بت پرست و مدافع بت پرستى که ابراهیم را در مبارزه‏اش با این‏مرام مورد تهدید و مؤاخذه قرار داده است آمده مانند این آیات:
«و اذ قال ابراهیم لابیه آزر اتتخذ اصناما آلهة،انی اراک و قومک فی‏ضلال مبین‏» (1)
«و اذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقا نبیا،اذ قال لابیه‏یا ابت لم تعبد ما لا یسمع و لا یبصر و لا یغنى عنک شیئا» (2)
(3)
که پدر ابراهیم علیه السلام‏را-که در یکجا یعنى در همان (4) سوره انعام نامش را«آزر»ذکر کرده‏است-بعنوان مردى بت پرست،و طرفدار بت نام برده،و بلکه‏در سوره مریم بدنبال آیات فوق از زبان پدر ابراهیم نقل شده که‏با او بمحاجه پرداخته و در پایان ابراهیم علیه السلام را سرزنش‏و تهدید کرده و میگوید:(5)
اکنون گفته میشود با توجه به اینکه ابراهیم علیه السلام ازاجداد رسول خدا است و پدرش آزر بت پرست و حامى بت پرستى‏بوده چگونه پاسخ میدهید؟
جواب این اشکال هم آنست که در لغت عرب و بلکه‏زبانهاى دیگر که یکى از آنها هم زبان فارسى خودمان است لفظ‏«اب‏»و«پدر»همانگونه که به پدر صلبى گفته میشود،به‏سر پرست و عمو و پدر مادر و معلم و شوهر مادر انسان و بهر کس که‏نوعى حق تربیت و سرپرستى انسان را داشته باشد اطلاق‏مى‏شود،چنانچه از آنطرف لفظ‏«ابن‏»و«پسر»نیز هم بر پسرصلبى گفته مى‏شود،و هم بر پسر دختر و شاگرد و هر کس که‏بنوعى تحت تکفل و تربیت انسان باشد.
در قرآن کریم در سوره بقره آنجا که حضرت یعقوب در وقت‏مرگ به پسرانش وصیت میکند آمده است که به آنها گفت:
پس از من چه چیز را مى‏پرستید؟
«قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسماعیل و اسحق...» (6) گفتند:ما معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق‏را مى‏پرستیم که اطلاق پدر بر اسماعیل شده در صورتیکه اسماعیل عموى یعقوب بود و پدرش اسحاق بوده.
و از آنطرف نیز در سوره انعام عیسى علیه السلام را از ذریه‏و پسران ابراهیم علیه السلام شمرده در صورتیکه نسبت آنحضرت‏از طرف مادرش مریم به ابراهیم میرسد،آنجا که فرماید:
«و من ذریته داود و سلیمان...»تا آنجا که فرماید«...و زکریاو یحیى و عیسى و الیاس‏» (7)
و بدانچه گفته شد باید اینمطلب را نیز اضافه کرد که بنابگفته اهل تاریخ میان اهل انساب اختلافى نیست در اینکه نام‏پدر ابراهیم‏«تارخ‏»به خاء معجمة،و یا«تارح‏»به حاء مهملة‏بوده است (8) ، چنانچه از تورات نیز نقل شده که نام پدر ابراهیم را«تارخ‏»ذکر کرده (9) و از اثبات الوصیة مسعودى نقل شده که‏گفته است
آزر جد مادرى ابراهیم و منجم نمرود بود،و پدر ابراهیم‏نامش تارخ بود که در هنگام کودکى ابراهیم،وى از دنیا رفت و ابراهیم تحت‏سرپرستى‏«آزر»جد مادرى خود قرار گرفت (10) .
و مرحوم استاد علامه طباطبائى در این باره استدلال جالبى ازروى خود آیات کریمه قرآن آورده و از آنها استفاده کرده است‏که طبق آیات قرآن کریم‏«آزر»پدر صلبى ابراهیم نبوده و پدرصلبى او شخص دیگرى بوده که از او تعبیر به‏«والد»شده است،و خلاصه گفتار ایشان در تفسیر آیه 74 سوره انعام اینگونه است که‏فرموده:
دقت و تدبر در آیات کریمه‏اى که در باره حضرت ابراهیم‏علیه السلام و داستانهاى آنحضرت در قرآن آمده انسانرا به اینمطلب‏راهنمائى مى‏کند که ابراهیم علیه السلام در آغاز با مردى روبرومیشود که قرآن میگوید وى پدر ابراهیم و نامش آزر بوده و اصرارداشته که او دست از بت پرستى بردارد و از مرام توحید پیروى‏کند،و آن مرد نیز ابراهیم را تهدید کرده و طرد نموده و بدو دستورهجرت و دورى از وى را داده است. (11)
ابراهیم علیه السلام که چنان مى‏بیند به او درود فرستاده‏و وعده آمرزشخواهى و استغفار از درگاه حق را بدو میدهد،و بدنبال آن از آزر و قوم او اعتزال جسته و دورى مى‏گزیند،زیرا که بدنبال همان آیات فوق(سوره مریم)است که میفرماید:
...قال سلام علیک ساستغفر لک ربی انه کان بى حفیا،و اعتزلکم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربی عسى ان لا اکون‏بدعاء ربی شقیا (12)
و آیه دوم بهترین شاهد و قرینه است بر اینکه این وعده استغفاردر دنیا بوده نه وعده شفاعت در قیامت اگر چه بحال کفر از دنیابرودآنگاه خداى تعالى در سوره شعراء(آیه 89)حکایت میکندکه ابراهیم علیه السلام به این وعده خود عمل کرده و براى آزراستغفار کرده آنجا که در مقام دعاى بدرگاه پروردگار متعال ازجمله گوید:
«...و اغفر لابی انه کان من الضالین...»
و پدرم را بیامرز که او از گمراهان بود...
و از لفظ‏«کان‏»که در این آیه است معلوم مى‏شود که این‏دعا پس از مرگ پدرش و یا پس از دورى گزیدن و هجرت از وى‏انجام گرفته،و این هم بخاطر وفاى به وعده‏اى بوده که داده بود، چنانچه خداى تعالى نیز در سوره توبه از این حقیقت پرده برداشته و چنین گوید:
ما کان للنبی و الذین آمنوا ان یستغفروا للمشرکین و لو کانوا اولى‏قربى من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم،و ما کان‏استغفار ابراهیم لابیه الا عن موعدة وعدها ایاه فلما تبین له‏انه عدو لله تبرا منه... (13)
که خلاصه ترجمه آن است که پیغمبر و مؤمنین نمى‏توانندبراى مشرکان اگر چه نزدیکانشان باشند استغفار کنند...
و استغفار ابراهیم نیز براى پدرش بخاطر وعده‏اى بود که بدو داده‏بود،و چون براى او معلوم شد که وى دشمن خدا است از اوبیزارى جست...
و سیاق آیه گواهى دهد که این دعاء و بیزارى جستن همه دردنیا و عالم تکلیف بوده نه در آینده و در قیامت...
و همه این جریانات پیش از مهاجرت ابراهیم علیه السلام به‏سرزمین مقدس بوده،و سپس خداى تعالى عزم ابراهیم علیه السلام‏را بر مهاجرت به سرزمین مقدس(بیت المقدس)نقل فرموده که‏گوید:
فارادوا به کیدا فجعلناهم الاسفلین،و قال انی ذاهب الى ربی سیهدین،رب هب لى من الصالحین (14)
که داستان هجرت ابراهیم علیه السلام و بدنبال آن دعاى‏آنحضرت را براى روزى فرزندان صالح و شایسته نقل فرموده...
و سپس در جاى دیگر داستان ورود آنحضرت را به سرزمین‏مقدس و دارا شدن وى فرزندان صالحى را همچون اسحاق‏و یعقوب نقل فرموده و گوید:
...و ارادوا به کیدا فجعلناهم الاخسرین،و نجیناه و لوطا الى‏الارض التى بارکنا فیها للعالمین،و وهبنا له اسحاق و یعقوب‏نافلة و کلا جعلنا صالحین (15)
و در جاى دیگر گوید:
فلما اعتزلهم و ما یعبدون من دون الله وهبنا له اسحاق و یعقوب‏و کلا جعلنا نبیا (16)
و پس از همه این ماجراها و دارا شدن فرزندان صالح‏و سکونت وى در سرزمین مقدس و تعمیر خانه کعبه دعاى‏آنحضرت را در مکه و در پایان عمر اینگونه نقل مى‏کند:
و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا... (17) تا آنجا که گوید:الحمد لله الذى وهب لى على الکبر اسماعیل‏و اسحاق...-و در پایان همین آیات بالاخره فرماید:ربنا اغفر لى‏و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب (18) که در اینجا مى‏بینیم بعد از آن بیزارى جستن و تبرى از پدرش‏«آزر»باز هم براى پدر و مادرش که در اینجا تعبیر به‏«والدى‏»
شده است براى روز جزا طلب آمرزش و استغفار مى‏کند،و ازرویهمرفته همه آیاتى که ذکر شد«والد»در این آیه با قرائنى‏که در کار است پدر صلبى و واقعى ابراهیم علیه السلام بوده و اوشخص دیگرى غیر از«آزر»بوده،و لطف مطلب در همان تعبیر به‏«والد»است که معمولا به پدر صلبى اطلاق میشود،بر خلاف‏«اب‏»که همانگونه که گفته شد بر پدر و سرپرست و عموو پدر مادر و شوهر مادر نیز اطلاق میگردد...
و این بود خلاصه‏اى از گفتار مرحوم استاد علامه طباطبائى درکتاب شریف المیزان (19) که چون براى بحث ما جالب بوددر اینجا آوردیم،و خلاصه این بود که در اطلاق و استعمال لفظ‏«اب‏»و«والد»فرق است،استعمال و اطلاق لفظ‏«اب‏»
و مشتقات آن دائره وسیعى دارد که بر پدر و دیگران همانگونه که‏گفته شد اطلاق مى‏گردد، ولى لفظ‏«والد»و مشتقات آن مانند«ولد»و«والده‏»و«مولود»اینگونه نیست،و«والد»معمولابر پدر صلبى اطلاق میگردد،چنانچه‏«ولد»بر فرزند صلبى،و«والده‏»بر مادر حقیقى اطلاق میگردد.
------------------------------
1-سوره انعام آیه 74 یعنى و هنگامى که ابراهیم به پدرش آزر گفت:آیا بتان را براى خود خدا و معبود گرفته‏اى،براستى که من تو و قوم تو را در گمراهى آشکارى مى‏بینیم.
2-سوره مریم آیه 41-42،یعنى ابراهیم را در کتاب یاد کن که بسیار راستگو و پیغمبر بود، آنگاه که بپدرش گفت چرا مى‏پرستى چیزى را که نمى‏شنود و نمى‏بیند و بى‏نیاز نمى‏کندتو را چیزى.
3-سوره شعراء آیه 69-71 یعنى بخوان برایشان خبر ابراهیم را هنگامى که بپدرش و قوم اوگفت چه مى‏پرستید؟گفتند:بتها را مى‏پرستیم و در برابر آنها پیوسته پرستش کرده و هستیم.
4-مانند آیه 52 سوره انبیاء،و صافات آیه 85 و زخرف آیه 26.
5-سوره مریم آیه 46 یعنى گفت:اى ابراهیم آیا از معبودان من روگردانى؟اگر دست
-برندارى تو را سنگسار کرده و سالهاى بسیار از من دورى کن.
6-سوره بقره آیه 133
7-سوره انعام آیه 83-84.یعنى و از فرزندان ابراهیم است داود و سلیمان...و زکریاو یحیى و عیسى و الیاس.
8-بحار الانوار ج 12 ص 48.
9-المیزان ج 7 ص 168.
10-پاورقى بحار الانوار ج 12 ص 49.
11-آیات سوره مریم(45-49)
12-سوره مریم آیه 48.
13-سوره توبه آیه 114.
14-سوره صافات آیه 100
15-سوره انبیاء آیه 72.
16-سوره مریم آیه 49.
17-سوره بقره آیه 126.
18-سوره ابراهیم آیات 31-41.
19-المیزان ج 7 ص 168-171.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها