پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 3:17 PM
خبرگزاري فارس: شوراي آتلانتيك نوشت: عمليات در ليبي نشان ميدهد كه آمريكا اكنون از اروپا توقع دارد تا مراقبت از حياطخلوت خود را خود به عهده بگيرد و كشورهاي اروپايي بايد خود را براي عمليات نظامي بعدي كه بدون دخالت كامل ناتو صورت خواهد گرفت بهتر آماده كنند.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده شوراي آتلانتيك در مقالهاي به قلم "چارلز گرانت " از مركز پيشرفت اروپا نوشت: عمليات در ليبي نشان ميدهد كه آمريكا اكنون از اروپا توقع دارد تا مراقبت از حياطخلوت خود را خود بهعهده بگيرد.
كشورهاي اروپايي بايد خود را براي عمليات نظامي بعدي كه بدون دخالت كامل ناتو صورت خواهد گرفت بهتر آماده كنند ولي تا زماني كه تمام 27 عضو اين اتحاديه متصدي تصميمگيري باشند اتحاديه اروپا هرگز نخواهد توانست هيچ مأموريت جدي جنگي را انجام دهد.
در پيمان ليسبون تمهيداتي مبني بر "همكاري سازمانيافته پايدار " انديشيده شده است؛ تشكيل يك زيرگروه از كشورهايي كه از لحاظ نظامي قدرتمند هستند. اما كشورهاي اتحاديه اروپا تمايل ندارند تا اين تمهيدات را عملي كنند؛ زيرا دولتهاي عضو بر سر تعيين اين معيارها با هم اختلاف نظر دارند.
انگلستان و فرانسه بايد نوعي ابتكار عمل به خرج دهند تا ابزار لازم جهت استفاده از قدرت نظامي را براي اتحاديه اروپا فراهم كنند. آنان بايد آن دسته از كشورهاي عضو اتحاديه را كه از لحاظ نظامي قوي هستند به نشستهاي پي در پي دعوت كنند. اين گروه در ارتباط نزديك با اتحاديه اروپا فعاليت خواهد كرد در حالي كه به عنوان بخشي رسمي از اين اتحاديه به شمار نميرود؛ همانند "گروه شنگن " پيش از پيوستن آن به اتحاديه اروپا. اعضاي اين گروه نبايد عضويت دائم داشته باشند؛ زيرا كشورهاي مايل به عضويت در اين گروه در زمانهاي متفاوت مختلف هستند. ايتاليا، اسپانيا و بلژيك به ليبي نيرو اعضا كردند؛ اما ممكن است در عمليات در كشوري مثل "ترنسنيستريا " شركت نكند. در مقابل لهستان كه در عمليات در ليبي حضور نداشت ممكن است به عملياتي در شرق ملحق شود.
انگلستان و فرانسه دو عضو دائم و رهبران اين گروه خواهند بود. اين دو كشور قويترين تواناييهاي نظامي را در اروپا دارند و از لحاظ ديدگاههاي استراتژيكي نيز مشابه هستند؛ هر دو از طرز تفكر طرفدار مداخله برخوردار هستند. اين دو كشور با انعقاد دو پيمان دفاعي به سوي همكاري با يكديگر در زمينههايي مانند ناوهاي هواپيمابر و فناوريهاي جديد نظامي گام برداشتهاند.
برخي از كشورها كه در اين ابتكار نظامي شركتي ندارند از وجود آن ابراز نارضايتي خواهد كرد؛ اما اين كشورها بايد درك كنند كه اتحاديهاي با 27 عضو ساختار مناسبي براي شركت در جنگ نظامي نيست؛ به علاوه ديگر نميتوان از آمريكا انتظار داشت تا به جاي اروپا در جنگ شركت كند. اين بدان معناست كه كشورهاي اروپايي بايد مسئوليتهاي بيشتري را به عهده بگيرند؛ اما نه لزوماً از طريق اتحاديه اروپا. ناتو گاهي با 28 عضو فعاليت ميكند (هر چند تركيه در زمينه بحران ليبي برخي تصميمهاي كليدي را به تعويق انداخت). زماني كه اين سازمان با تمام اعضايش فعاليت ميكند به اين دليل است كه آمريكا ديگر كشورها را قانع و رهبري ميكند. در ميان كشورهاي اروپايي نيز يك اتحاد نزديك ميان فرانسه و انگلستان بايد رهبري را به عهده داشته باشد.
ساير كشورها بايد از روش انگلستان در قبال پيدايش گروه يورو پيروي كنند: اين كشور، تا زماني كه مجبور به مشاركت نباشد، از سياستگذاريهاي متحد اقتصادي در ميان 17 عضو اين گروه استقبال ميكند. آلمان و ديگر كشورها نيز بايد چنين رويكرد سازندهاي را در قبال رهبري فرانسه و انگلستان براي افزايش قدرت نظامي اروپا اتخاذ كنند.
انتهاي پيام/پ
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم