پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390 3:13 PM
خبرگزاري فارس: شادي حميد، يكي از كارشناسان برجسته انديشكده بروكينگز اعلام كرد كه آمريكا ميبايست از يك سو عملكرد خود را تغيير داده و رويهاي واحد را پي گيرد و از سوي ديگر دخالت در ليبي را به نقطه قوت خود براي تأثيرگذاري بر انقلاب مردم عرب تبديل كند.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، "شادي حميد " كارشناس برجسته انديشكده بروكينگز، راهحل پيشرفت سياستهاي آمريكا در منطقه خليج فارس و كنترل انقلاب مردمي آن را در وحدت رويه سياستمداران آمريكايي و كنار گذاشتن حمايت از ديكتاتوريها ميبيند. وي همچنين تأكيد ميكند آمريكا هنوز نتوانسته است خود را با خواستههاي دموكراتيك مردم عرب هماهنگ سازد.
* آمريكا در ليبي با دشواريهاي بسياري مواجه است
بحران ليبي اكنون به موقعيتي بسيار دشوار براي آمريكا تبديل شده است و سرانجام آن بسيار تعيين كننده خواهد بود. اين امر موفقيت قابل توجهي را به همراه آورده كه به خصوص توجه اعراب را نيز به خود جلب كرده است. اما آمريكا خواهان تجديد و بازآرايي رابطه خود با منطقه است، كه اين اولين گامي است كه در مسيري بسيار طولاني و بسيار دشوارتر برداشته شده است.
* دولت آمريكا بايد سياستهاي دوگانه خود را كنار گذارد
شك و ترديد مردم منطقه نسبت به انگيزه نيروهاي غربي روز به روز بيشتر ميشود. اگر ليبي تنها موردي بود كه در امور آن دخالت ميشود، اين ادعا تقويت ميشد كه آمريكا تنها زماني دست به كار ميشود كه اهداف، ديكتاتورهايي ضدآمريكايي هستند. اما در مورد ديكتاتورهاي حامي آمريكا چطور؟ در اين مورد سياستمداران آمريكايي مردد بوده و واماندهاند، از يك سو سياستهاي شناخته شده پيشين برابر ايشان قرار گرفته است و از سوي ديگر با خواستههاي مردم منطقهاي مواجهاند كه به سرعت در حال تغيير است.
*جامعه بين المللي بايد در يمن و بحرين هم دست به كار شود
در يكي از بدترين قتلعامهايي كه در سالهاي اخير ميان اعراب صورت گرفته است، نيروهاي حامي حكومت در يمن 52 تن از تظاهرات كنندگان غيرمسلح را در 18 مارس به قتل رساند. علي عبدالله صالح، رئيس جمهور يمن كه بيش از پيش منزوي شده است، اكنون به روزهاي آخر حكومت خود نزديك ميشود. اهرمهاي فشار لازم بايد به كار گرفته شود و آمريكا نيز ميبايست با فشار آوردن به صالح او را وادار سازد اقدامات لازم را براي انتقال هرچه سريعتر قدرت و كناره گيري از مسند رياست جمهوري، ترتيب دهد. آمريكا بايد در بحرين كه ميزبان پايگاه ناوگان پنجم دريايي آمريكا است، در جهت خروج هرچه سريعتر نيروهاي سعودي از اين كشور گام بردارد؛ اين نيروها در روزهاي مياني ماه مارس به منظور سركوب تظاهراتهاي مردمي وارد بحرين شدند. به نظر ميرسد اقدامات تحريك كننده مذكور به بدتر شدن اوضاع بينجامد نه اينكه از دامنه اين بحران بكاهد.
* حمايت آمريكا از جنبشهاي اعتراضي در تونس و مصر و همراهي با ساير رژيمهاي سركوبگر
اتخاذ موضع حمايت از دموكراسي در برابر دوستان و همچنين دشمنان، ايده مناسبي است؛ انتظار ميرود كه دولت اوباما در اين راستا آنچه لازم است ترتيب دهد. مشكل اينجاست كه سه ماه پس از آغاز موج انقلاب مردم عرب، دولت همچنان نتوانسته است سياستهاي خود را با خواستههاي دموكراتيك اعراب هماهنگ سازد. آمريكا تنها با مردم معترض در تونس و مصر همراه شد، در حالي كه همزمان در ديگر كشورها از رژيمهاي سركوبگر حمايت ميكرد، كه اين سياست به خوبي سياستهاي دوگانه و متناقض آمريكا را آشكار ميسازد، كه از ميان بردن تأثيرات چنين تناقضاتي، كار سادهاي نيست. در اين راستا ميبايست سياستهايي را نقض كرده و كنار نهاد كه طي چندين دهه گذشته در جهت حمايت، سرمايه گذاري و مسلح ساختن رژيمهاي مستبدي طراحي ميشدند كه قرار بود در پيشبرد منافع آمريكا مؤثر واقع شوند.
* يكسان جلوه دادن منافع آمريكا با ارزشهاي آمريكايي
اين امر ـ تنش ميان ايدهآلها و منافع ـ داستاني بسيار قديمي است.
جرج دبليو. بوش در اولين سخنراني دور دوم رياست جمهوري خود اعلام كرد كه: "اكنون به آن نقطه رسيدهايم كه اهداف حياتي آمريكا و عميقترين باورهاي ما، يكسان هستند. " بنا بر گزارشها، در جلسه طراحي استراتژي براي انجام اقدام نظامي در ليبي، يكي از مقامات بلندپايه تأكيد كرد كه: "اكنون موقعيتي بسيار مناسب به وجود آمده است كه منافع خود را با ارزشهايمان پيوند بزنيم ". اين گفته صحيح است. ليبي موقعيت بسيار مناسبي را به وجود آورده است، اما تنها زماني كه اين اقدام در سراسر منطقه صورت گيرد. اين مهم مستلزم آن است كه آمريكا منافع بلندمدت خود را در يك برهه زماني كوتاهمدت اولويت بندي كند.
* تغيير و تحولات منطقه سبب تغييرات عمده در استراتژي آمريكا خواهد شد
با توجه به اوضاع بحراني منطقه و دموكراسي خواهي اعراب، آمريكا در موضعي قرار ميگيرد كه مجبور است تغييري عمده در استراتژي خود صورت دهد. در اين راستا ميبايست نفوذ خود را در منطقه بازيابد، اعتبارش را در نگاه و افكار مردم عرب تجديد كند و از همه مهمتر، تغيير و تحولي تاريخي را در خاورميانه تسهيل كند. مداخله در ليبي ميتواند آغازي براي تجديد سياستهاي آمريكايي باشد. اما اين اقدام ميتواند به راحتي پايان كاري باشد براي آمريكا و آن را به كنارهگيري از نقشي كماهميت در منطقه به شدت متشنج خاورميانه ترغيب كند.
انتهاي پيام/پ*
در خرابات مغان نور خدا می بینم
وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم