0

ديپلماسي عمومي و جنگ نرم

 
siamy1373
siamy1373
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 4549
محل سکونت : آذربایجان غربی

پاسخ به:ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
چهارشنبه 24 فروردین 1390  3:13 PM

نسخه چاپي ارسال به دوستان
"آفريكام " اولين قرارگاه قدرت هوشمند آمريكا-1
سياست آمريكا در آفريقا كنترل جريان نفت و مقابله با نفوذ چين است

خبرگزاري فارس: پايگاه اينترنتي فارين پالسي اين فوكوس در مقاله‌اي به بررسي سياست‌هاي آمريكا در قاره آفريقا پرداخته و بخشي از سياست آمريكا در آفريقا را كنترل جريان نفت و مقابله با نفوذ چين در اين قاره بيان كرده است.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، پايگاه اينترنتي "فارين پالسي اين فوكوس " در مقاله‌اي كه در قسمت اول آن به نقد و بررسي سياست‏هاي آمريكا در آفريقا پرداخته است تأسيس سازمان فرماندهي آفريكام را به چالش مي‏كشد.

*رئيس ستاد مشترك آمريكا نگران نظامي شدن سياست خارجي

در پايان مراسم تحليف باراك اوباما، پدر "جوزف لوري " رهبر جنبش حقوق مدني از اميد به فرا رسيدن روزي سخن گفت كه "ملتي بر عليه ملت ديگر برنخواهد خواست، و تانك‏ها به تراكتور تبديل خواهند شد. " البته هيچ‏كس انتظار ندارد چنين تصوير آرماني در آينده نزديك محقق شود. اما اوباما و وزير امور خارجه "هيلاري كلينتون " هر دو به تفصيل، درباره اولويت تأكيد بر ديپلماسي به جاي اهداف نظامي كوته‌بينانه سخن گفتند. كلينتون در سخنراني تنفيذ خود در مجلس سنا بر نياز به "قدرت هوشمند " تأكيد كرد كه شايد مؤيد مخالفت اوباما با تهاجم به عراق ـ به عنوان جنگي احمقانه ـ نيز بود. حتي سران نظامي ارشد آمريكا همچون "مايك مولن " رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح نيز از نظامي شدن بيش از حد سياست خارجي آمريكا ابراز نگراني كرده‌اند.

*افغانستان، اصلي‏ترين چالش در برابر سياست خارجي اوباما

اما عملاً چنين تغييري در كانون خود متناقض خواهد بود. در سطح جهاني اصلي‌ترين چالش در برابر اعتبار تغييرِ سياست خارجي آمريكا افغانستان است، كه نيروهاي اعزامي موفقيت چنداني در ثبات بخشيدن به اوضاع نداشته و اين خطر وجود دارد كه افغانستان به "ويتنام " اوباما تبديل شود. سياستهاي آمريكا در رابطه با آفريقا به ندرت در مناظرات عمومي مطرح مي‏شود. اما در عين حال در اين زمينه راه مشخص و واضحي بر سر راه دولت اوباما قرار دارد. آيا سياست امنيتي غيررسمي آمريكا نسبت به اين قاره براي مبارزه با تروريسم و دسترسي به منابع طبيعي و اولويت بخشيدن به روابط نظامي دوجانبه با كشورهاي آفريقايي متمركز خواهد بود؟ يا آمريكا در واكنش به نيازهاي امنيتي فوري آفريقا براي گسترش توانايي‌هاي چندجانبه اولويت قائل خواهد شد؟

*هيچ راهي براي تثبيت سريع وضعيت كنوني وجود ندارد

اگر گزينه نخست انتخاب شود، امنيت آفريقا و آمريكا تضعيف خواهد شد. در پيش گرفتن راه دوم آسان نيست. هيچ راهي براي تثبيت سريع وضعيت كنوني وجود ندارد. اما تضمين امنيت ايالات متحده مستلزم آن است كه سياست‏گذاران ديدگسترده‏تري نسبت به نيازهاي امنيتي آفريقا داشته و رويكرد چند جانبهاي براي برآوردن اين نيازها در پيش بگيرند.

*فرماندهي آفريكام منابع سازمان ملل و نهادهاي ديگر را به هدر داده است

نياز مبرمي به اتخاذ عملكرد فوري براي حفظ و گسترش صلح در آفريقا وجود دارد. گرچه بر اكثر نواحي اين قاره آرامش حاكم است، در بخش‌هايي از اين قاره خشونت و ناامني زيادي وجود دارد كه مراكز اصلي اين موج خشونت سودان، جمهوري دموكراتيك كنگو و سومالي هستند. حل اين بحران‏ها نه تنها مستلزم تأكيد مداوم بر ديپلماسي، بلكه وجود منابعي براي برقراري و حفظ صلح نيز است. با اين‏حال دولت بوش فرماندهي نظامي جديدي براي آفريقا (فرماندهي ايالات متحده در آفريقا يا AFRICOM) ايجاد كرد كه اكنون براي دولت جديد به جاي مانده است. و در اين اثني منابع سازمان ملل و ديگر نهادهاي چند جانبه را ـ حتي با اينكه مسئوليتهاي صلح‏آميز بسياري بر عهده آنها نهاده ـ به هدر داده است.

* خطر كشيده شدن سازمان ملل به درگيري‌ها

دولت، آفريكام را به ‏عنوان يك ساختارِ نهادي "هزينه‏كارآ " (cost-effective)، جهت اجراي برنامه‌اي مسالمت آميز براي حمايت از فعاليت‏هاي بشردوستانه و همچنين طرح‏هاي امنيتي دولت‏هاي آفريقايي ارائه كرد. در حقيقت اين برنامه بازنمود نهادينه‏سازي و افزايش بودجه مدلي از پيوندهاي نظامي دوجانبه ـ تكرار مجدد اشتباهات جنگ سرد ـ است. و خطر كشيده شدن سازمان ملل به درگيريها، تقويت ارتباط با رژيم‏هاي سركوب‏گر، توجيه نقض حقوق بشر، و مختل كردن فعاليتهاي چند جانبه برقراري و حفظ صلح به جاي ترويج و تقويت آنها وجود دارد. موجب تحليل رفتن منابع محدود بودجه شده، به انزجار و دشمني دامن مي‏زند و منافع طولاني مدت ايالات متحده را به خطر مي‏اندازد. تدوين سياست امنيتي جديد آمريكا نسبت به آفريقا مستلزم چيزي بيش از گرايش جزئي به سمت ديپلماسي فعال است. بررسي اين چارچوب امنيتي كه از دولت پيشين به جاي مانده ضروري بود و مي‌بايست و چارچوب ديگري تدوين گردد كه منافع امنيتي آمريكا و آفريقا را در چشم‏انداز گسترده‏تري از امنيت انساني فراگير با هم هماهنگ سازد. اين سياست به‏ويژه مستلزم آن است كه آمريكا رويكرد عمدتاً دو جانبه و به‏طور روزافزون نظامي خود را تغيير داده و رويكردي را در پيش بگيرد كه عملكرد مشترك با شركاي آفريقايي و جهاني را در اولويت قرار مي‏دهد.

*آفريكام در نظريه و عمل

با توجه به مطالب مطبوعاتي منتشر شده، آفريكام و ديگر برنامه‏هاي مرتبط هم‏چون پايگاه همكاري "آفريقاي نيروي دريايي " عمدتاً بر روابط اجتماعي و پروژه‏هاي افزايش توانايي مانند آموزش اطفاي حريق و امداد براي دريانوردان آفريقايي، ساخت كلينيك و مدارس و تلاش‏هاي مشابه متمركز هستند. "ترزا ويلان " قائم مقام وزير دفاع در بيانيه رسمي اظهار داشت: "هدف آفريكام كمك به كشورهاي آفريقايي است تا توان خود را براي تضمين امنيت كشور افزايش دهند. " افزون بر اين حاميان آفريكام اغلب به اهميت ادغام برنامه‌هاي توسعه و بشردوستانه با فعاليتهاي اين برنامه نيز اشاره مي‏كنند.

*پنتاگون: آفريكام دنبال افزايش نفوذ پنتاگون در آفريقا نيست!

سخن‌گويان پنتاگون، آفريكام را يك تغييرِ ساختار بوروكراتيك منطقي توصيف مي‏كنند كه تضمين مي‏كند آفريقا توجهي را كه شايسته آن است دريافت كند. آنها اصرار دارند كه اولويت آفريكام، اعمال سياستهاي آمريكا در آفريقا يا افزايش نفوذ پنتاگون به قيمت از دست رفتن آژانسهاي مدني نيست. در آگوست 2007 ويلان در برابر كميته روابط خارجي سنا حاضر شده و اين امر كه "آفريكام صرفاً براي مبارزه با تروريسم، يا تأمين منابع نفتي يا مقابله با حضور رو به افزايش چيني‌ها ايجاد شده " را تكذيب كرد و گفت: "اين مطالب صحت ندارند. "

*چالش‏هاي اصلي آمريكا در آفريقا: تروريسم، قطع جريان نفت و نفوذ رو به گسترش چين

اما در ديگر بيانيه‏هاي منتشر شده توسط ويلان، "ژنرال وارد " ـ ژنرال چهار ستاره آفريقايي آمريكايي كه فرماندهي آفريكام را به عهده دارد ـ و "ديادار رابرت مولر " قائم مقام وي در امور نظامي، اولويتهاي آفريكام به‏گونه متعارف‌تري مشخص شده است. در مارس 2004 ويلان در جلسه توجيهي براي افسران فرمانده اروپايي گفت اولويتهاي پنتاگون در آفريقا "جلوگيري از شكل‌گيري گروههاي تروريستي و نابود كردن اين گروهها؛ جلوگيري از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي؛ تخليه شهروندان آمريكايي در هنگام خطر؛ تضمين دسترسي به منابع استراتژيك، خطوط ارتباطي و مناطق سوختگيري و خط مقدم رزم " هستند. در 19 فوريه 2008 مولر در كنفرانس آفريكام گفت "محافظت از جريان آزاد منابع طبيعي آفريقا به بازار جهاني " از "اصول راهبردي " آفريكام است و "تروريسم، قطع جريان نفت و نفوذ رو به گسترش چين " را چالش‏هاي اصلي براي منافع آمريكا در آفريقا دانست.

*مبارزه با تروريسم هدف شماره يك آفريكام

13 مارس 2008 ژنرال وارد در برابر كميته نيروهاي مسلح سنا عقايد مشابهي را ابراز داشت و مبارزه با تروريسم را "هدف شماره يك آفريكام " دانست و اشاره چنداني به توسعه، كمك‏هاي بشردوستانه يا حل كشمكشها نكرد. گفتمان رسمي ايالات متحده درباره آفريكام به مباحثات مشابه در سازمان ملل و اتحاديه آفريقا درباره ايجاد توانايي حفظ صلح چندجانبه وارد نمي‏شود. در حقيقت پيش از شكلگيري آفريكام در سال 2006 هيچ مشورت رسمي با سازمان ملل يا اتحاد آفريقا در اين‏باره انجام نشد.
آفريكام كه در اول اكتبر 2008 تبديل به يك فرماندهي نظامي كاملاً مستقل شده و دفتر مركزي آن در اشتوتگارت آلمان واقع شده، عملاً بر اساس فرماندهيهاي نظامي آمريكا در سراسر جهان ساخته شده است. گرچه عمليات‏هاي آفريكام به اندازه جنگ‏هاي فعال مانند فرماندهي (CENTCOM) در عراق و افغانستان، نظامي نيست، اهداف و برنامه‏هاي آن متعارفتر از چيزي‌هايي هستند كه تصويرسازيهاي روابط عمومي آن نشان ميدهند. اكنون پنتاگون شش فرماندهي در موقعيتهاي جغرافيايي مختلف دارد كه هدايت آنها بر عهده يك ژنرال چهار ستاره يا "دريادار " است، آفريقا (آفريكام)؛ خاورميانه و آسياي ميانه (فرماندهي مركزي يا CENTCOM)؛ اروپا و بخش اعظم اتحاد شوروي سابق (فرماندهي اروپا يا "يوكام " EUCOM)؛ اقيانوسيه، آسياي شرقي و جنوبي (PACOM)؛ مكزيك، كانادا و ايالات متحده (فرماندهي شمالي يا "نورثكام " NORTHCOM)؛ و آمريكاي مركزي و جنوبي (فرماندهي جنوبي يا "ساوثكام ")، به‏همراه فرماندهي‏هاي ديگر كه مسئوليتهاي كاركردي به عهده دارند، همچون نيروهاي ويژه و سلاحهاي هستهاي.

* منابع نفتي آفريقا جايگاه اين قاره را در سياست خارجي آمريكا ارتقاء داده است

پيش از تأسيس آفريكام عمليات‏هاي نظامي آمريكا در آفريقا تحت هدايت سه فرماندهي متفاوت قرار داشت: نظارت بخش اعظم نواحي بر عهده يوكام بود، اما مصر و شاخ آفريقا تحت نظارت سنتكام قرار داشتند؛ ماداگاسكار و مجمع الجزاير اقيانوس هند مسئوليت "پاكام " (PACOM) محسوب مي‏شدند. هر سه فرماندهي دغدغه‏هاي ديگري در ساير نقاط جهان داشتند كه بر آفريقا تقدم داشت و تنها چند افسر پايين رتبه به آفريقا اختصاص داده بودند. اين مسئله نشان‎گر اين حقيقت است كه در جنگ سرد جهاني آفريقا عمدتاً به مثابه تئاتر منطقهاي ـ به مثابه بخش فرعي روابط اروپا/آمريكا ـ و در دوره پس از جنگ سرد به مثابه ناحيهاي فاقد اهميت براي آمريكا در نظر گرفته مي‏شد. اما طي دوران رياست جمهوري بوش در واكنش به تروريسم جهاني و همچنين افزايش اهميت منابع نفتي، آفريقا جايگاه آن در سياست امنيت ملي و امور نظامي به‏طور قابل توجهي ترقي كرد.

*همكاري با تلاشهاي ضدشورش رژيمهاي فعلي بيش از آنكه تهديد تروريسم را كاهش دهد به آن دامن مي‏زند.

چارچوب استراتژيك جديد براي آفريقا بيش از همه چيز بر تهديد تروريسم جهاني و خطري تأكيد دارد كه از جانب ايالات ضعيف، "فضاهاي خالي " و كشورهايي با جمعيت مسلمان زياد به مثابه قلمروهاي آسيب‎پذير وجود دارد؛ مكان‎هايي كه تروريستها ممكن است در آن مأمن و حمايت سياسي بيابند. اين چارچوب اساساً ناقص است. هيچ‎كس منكر اين مسئله نيست كه القاعده در آفريقا پيروان و گروه‏هاي متحدي دارد؛ بمب‏گذاري در سفارت آمريكا در "نايروبي " و "دارالسلام " در سال 1998 شاهدي بر اين مدعاست. اما ايدئولوژي اسلامي تأثير محدودي روي اكثر آفريقايي‏هاي مسلمان دارد و حتي در كشورهايي با دولت‏هاي افراطي مسلمان و گروههاي شورشي (مانند الجزاير، سودان و سومالي) تأكيد به جاي درگيريهاي جهاني بر مسائل محلي بوده است. "تحليلگران ضدشورش " (Counterinsurgency) همچون "رابرت برژينسكي " و "ديويد كيل‏كالن " هشدار دادهاند كه گرد هم آوردن شورشهاي محلي پراكنده درون تصوير گستردهاي از تروريسم جهاني در حقيقت تلاش‏هاي القاعده براي جذب اين گروه‏ها را تسهيل مي‏كند. اقدامات نظامي سنگين مانند حملات هوايي كه به كشته شدن افراد غيرنظامي منجر مي-شود و همكاري با تلاشهاي ضدشورش رژيمهاي فعلي بيش از آنكه تهديد تروريسم را كاهش دهد به آن دامن مي‏زند.

* آفريكام ناامني را افزايش مي‏دهد

با اينكه آفريكام برنامه جديدي است، پيشينه سياستهاي برنامههايي كه با آفريكام تلفيق شده‏اند وجود دارد. در اين پيشينه نه تنها شواهد چنداني دال بر اينكه اين سياستها به امنيت آمريكا يا آفريقا كمك ميكند، وجود ندارد. بلكه نشانههاي زيادي مبني بر ضدتوليدي بودن آنها و اينكه به افزايش ناامني در آفريقا منجر شده و به تهديدهاي بالقوه نسبت به منافع آمريكا دامن ميزنند ديده مي‏شود.


ادامه دارد.../
انتهاي پيام./پ


 

 

در خرابات مغان نور خدا می بینم

وین عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها