انوار شيعيان
شنبه 20 فروردین 1390 9:59 AM
(آورده اند) كه پادشاه عالم چون ملكوت آسمان به ابراهيم نمود، ابراهيم به جانب عرش نگريست ، نورى عظيم ديد، گفت : خداوندا! اين نور چيست ؟ گفت : صفوت (592) و برگزيده من محمد است . گفت : در پهلوى آن نور، نورى ديگر مى بينم . گفت : آن نور برادر او و وصى او، على بن ابى طالب است . گفت : خداوندا! نورى ديگر مى بينم نزديك هر دو نور. گفت : نور فاطمه است ، دختر محمد كه به نزديك پدر و شوهر است . دوستان خود را از آتش جدا كند، چنانكه مادر فرزند را از شير جدا. و از براى اين است كه وى را فاطمه نام نهاده است . گفت : خداوندا! دو نور ديگر از گرد ايشان مى بينم . گفت : آن دو نور فرزند ايشان حسن و حسين اند. گفت : پادشاها! نه نور ديگر از گرد ايشان مى بينم . گفت : آن نور امامان است از فرزندان حسين كه حجت من اند در زمين . گفت : خداوندا! نورهاى بسيار مى بينم از گرد ايشان در آمده . گفت : آن شيعه و محبان على اند و شيعه فرزندان او. گفت : پادشاها! ايشان را به چه چيز شناسند؟ گفت : به پنجاه و يك ركعت نماز كردن و انگشترى در دست راست كردن و بسم الله الرحمن الرحيم در نماز بلند گفتن و پيش از ركوع قنوت خواندن و سجده شكر كردن . ابراهيم گفت : خداوندا! مرا از شيعه على و فرزندان او گردان .(593)
حق تعالى ، رسول صلى الله عليه و آله را خبر داد و در قرآن اين آيت فرو فرستاد كه : و ان من شيعته لابراهيم اذ جاء ربه بقلب سليم (594). زهى بزرگى و بزرگوارى على عليه السلام بيت :
دل نگيرد بوى ايمان تا نباشد نام او
لب نيابد طعم جنت تا نباشد خوان او