مأموريت
پنج شنبه 11 فروردین 1390 10:47 AM
مأموريت، دومين سطح تحقق هدف است. هركس در زندگي مأموريتي دارد كه لازم است آن را به انجام برساند و از نگاهي ميتوان گفت كه شرط لازم نجات و رستگاري همانا انجام اين مأموريت است. مأموريت وظيفه شاخص ما در زندگي است كه تحقق كامل آن رويكردي دروني و بيروني دارد. رويكرد دروني هدف يعني به يك قدرت يا دانايي دروني برسيم. رويكرد بيروني واقعهاي است كه گوياي تحقق مأموريت است. شايد رويكرد بيروني مأموريت گاندي، استقلال هند بوده است. هر كسي را بهر كاري در جهان آوردهاند مأموريت قالبي است كه از آن طريق ميخواهيم قصد خود را به انجام برسانيم. يعني از يك سو ريشه در قصد دارد و از طرف ديگر بستگي به ويژگيها و توانمنديهاي ما دارد كه چگونه ميخواهيم قصد را عملي سازيم. بنابراين مأموريت حالتي كيفي-كمّي دارد. كيفي-كمّي يعني ، بيشتر يك كيفيت و مفهوم است ولي اين مفهوم بايد در دراز مدت شكلي اجرايي و كمّي به خود بگيرد. ما بايد مأموريت خود را در زندگي كشف كنيم. اين كشف، اولين گام انجام مأموريت است و تا زماني كه آن را انجام ندهيم ادامه راه، بيثمر است. براي كشف مأموريت، نياز داريم كه به خود رجوع كنيم ولي فرمول ثابتي هم براي آن نيست. ببينيم كه در انجام چه كارهايي خودانگيخته هستيم، در انجام چه كارهايي از قدرت خلاقيت بيشتري برخورداريم و آن را با اشراف و ذهني باز به انجام ميرسانيم. انجام كدام كارها برايمان خستگي ندارد و اگر هم خسته شويم با اكراه از آن دست بر ميداريم و با خود ميگوييم: "اي كاش آنقدر توان داشتم كه شب و روز به اين كار مشغول ميشدم و لحظهاي دست از آن بر نميداشتم". براي كشف ميتوانيم به دوران كودكي خود توجه كنيم؛ بيشتر چه بازيهايي ميكرديم و در بازيها چه نقشي را ميپذيرفتيم. چه افراد و كتابهايي بيشترين جذابيتها را برايمان داشتند.
ادامه دارد...
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.