عین الله ناظره
سه شنبه 9 فروردین 1390 7:56 AM
خدا در همه جا حاضر و ناظر من است

سهل بن عبدالله تُستَری نقل می کند:((سه ساله بودم در کنار سجاده ی دایی ام محمدبن سوار می نشستم و قیام و قعود او را نظاره می کردم.))
روزی به من گفت: ای سهل! برو بخواب که نگاه تو ، توجه مرا از معبود منحرف می دارد. سهل می گوید: از آن پس به طور پنهانی به نگریستن پرداختم تا زمانی که به او گفتم:(( مرا حالتی پدید آمده است که همواره سر خود را به حالت سجده در مقابل معبود می بینم .)) گفت: ای کودک! درباره ی این موضوع با کسی سخن مگو و آن را پنهان دار .
سپس گفت: چون می خواهی بخوابی و از پهلو به آن پهلو می شوی، بگو: الله مَعی ، الله ناظری ، خدا با من است و او نا ظر من است.
سهل گفت: همچنان کردم تا یک سال که پس از آن حلاوت و شیرینی آن ذکر در ذائقه ام اثر گذاشت . به حدی که سال ها این ذکر را می گفتم و سرانجام به ریاضت پرداختم ، تا جایی که از خدا خواستم و گفتم: پروردگارا ! سهل را هر دو دیده بدوز که هم در گرسنگی و هم در سیری ، جز تورا نبیند. تا این که آن قدر حلاوت ذکر الهی درمن شدّت گرفت که چون ماه رمضان می رسید ، فقط در شب اول نیّت، یک بار چیزی می خوردم و تمام ماه را به قیام و نماز بودم.
تذکرة الاولیاء / ص362
