گلگشتى در زيارت
دوشنبه 8 فروردین 1390 5:09 PM
|
گلگشتى در زيارت
|
|
بازشناسى معنا و مفهوم زيارت
زيارت واژهاى است عربى كه در زبان فارسى نيز با همين ماده و شكل به كار مىرود. پژوهندگان واژهشناس، معناى حقيقى زيارت را با قيدهاى متفاوت چنين مىدانند:
1. «ديدار و ملاقات، به ديدار كسى رفتن»، «سر زدن، ديدن، ديدن كردن، ديدار»؛
2. حاضر شدن نزد مزور؛
3. به معنى قصد، چنان كه در دعا آمده است: «اللهُمّ اجْعَلْنى مِن زُوّارِكَ؛ پروردگارا مرا از زائرانت، يعنى از كسانى كه تو را قصد كردهاند، قرار بده».
4. [زيارت] در عرف، به ديدار كسى به جهت تكريم و تعظيم يا انسگيرى رفتن است.
5. «پس زيارت، حضورى است از روى قصد نزد زيارت شونده، با منظورهاى متفاوت و اين تفاوت نيز به خاطر تفاوتِ شأن و مقام زيارت شوندهها است».
براى نمونه، در زيارت جناب رسول الله صلىاللهعليهوآله چهار هدف ياد شده است:
الف) براى يادكرد مرگ و آخرت؛
ب) به خاطر دعا براى آن حضرت؛
ج) براى متبرك شدن به وجود آن جناب كه از بزرگترين بركتها است؛
د) براى اداى حق آن جناب صلىاللهعليهوآله .
4. برخى از پژوهندگان درباره ارتباط ميان زائر و زيارت با عمره و عمارت، گزارشى دادهاند كه از آن، معنى «آبادسازى» برمىآيد: «زائر با حضور در زيارتگاه، سبب آبادى و عمران آن مكان مىشود. ازاينرو، عمل زائر را از اين رهگذر، «عمره» مىنامند. از اين جهت، صاحب جواهر در ابتداى كتاب العمره، در تعريف عمره مىفرمايد:
و هى لغةً الزيارةُ اَخذا من العِمارة، لاِءَنَّ الزائرَ يَعْمُر الْمَكانَ بِزيارته.
عمره، در لغت زيارت را مىگويند و اين زيارت، از عمارت گرفته شده است؛ چون زائر، با زيارت خود آن مكان را آباد مىسازد.
البته از منظر ديگر نيز مىتوان گفت، در واقع اين زائر است كه به سبب زيارتش آباد و جانش از ويرانى و خرابى خارج مىشود.
معناى اصطلاحى
زيارت، همواره بار دينى و مذهبى داشته و با قصد آيينگزار همراه بوده است. براى نمونه «زائر بيتالله، مسلمانى است كه بنا بر وجوب دينى يا از روى استحباب، به زيارت خانه خدا مىرود و حاجى مىشود... بيشتر مسلمانان به زيارت قبر پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله و قبور ائمه عليهمالسلام نيز مىروند و با خواندن زيارتنامه، اداى احترام مىكنند».
زيارت، حقيقتى اصيل
«زيارت، از جمله حقايق ارزشمند و حياتى است.» «زيارت، واقعيتى اصيل است»؛ يعنى زنده و عينى است و با موضوعى زنده و واقعى سروكار دارد و نيز با آثار عينى، رو در رو در خواهشها و آرزوهاى زائر، كارگر است. به ديگر بيان، هر چند بر آن خرافه بستهاند، امرى جعلى و با اساس خرافى نيست و موضوع و آثار خيالى و ذهنى و سرگرم كننده ندارد.
استاد شهيد مطهرى، زيارت را فراتر از ارتباط ديدارى زندههاى مادى مىداند و مىگويد:
در مذهب، با اولياء اللّه از دنيا رفته نيز چنين عمل مىشود كه با زنده، بلكه زندهتر از زندههاى معمولى؛ چون در آنِ واحد، هزارها نفر با او سخن مىگويند و درود مىفرستند و در عالم ضمير خود، يك ارتباط واقعى برقرار مىكنند.
پيام متن:
زيارت اصيل، برقرارى پيوند روحىِ زائر با زيارت شونده است.
اهميت نيت در زيارت
از نگاه دينى، كارهاى انسان باورمند به دو دسته ردهبندى مىشود: الف) كارهاى عبادى؛ ب) كارهاى غيرعبادى.
از جمله تفاوت كارهاى عبادى با غيرعبادى در اين است كه عبادت، ارتباط ويژه با خداى سبحان و تنها براى اوست و در واقع، جز براى او، روا و پذيرفته نيست. بنابراين، عبادت بايد با قصد نزديك شدن به خداوند انجام شود؛ برخلاف كارهاى غيرعبادى كه اين مهم در آنها شرط نيست. نيت در عبادت، دمِش روح در كالبد عمل است؛ بال رهايى از ناسوت به لاهوت و از ملك به ملكوت است. زيارت نيز از سنخ عبادت دانسته شده است. ازاينرو، نيت بايد در سراسر عناصر زيارت، حضور و جريان داشته باشد.
«زيارت، نوعى عبادت و سبب تقرب به خداست. لازم است زائر نيت كند؛ چون روح عبادت نيت است و عبادت بدون نيت، جسد بىروح است. ازاينرو، علامه حلى در كتاب شريف تذكرة الفقها، در مقدمه بحث مزار مىفرمايد: «يَشْتِرَطُ فِى الزّياراتِ كُلِّها النّيَّةُ، لِأَنّها عِبادَةٌ؛ در همه زيارتها (قربة الى اللّه) شرط است؛ زيرا زيارت، عبادت است».
پيام متن:
در زيارت، دل نيز بايد همراه باشد و همراهى دل زمانى فراهم است كه زيارت، تنها براى خدا باشد و بس.
آداب زيارت
پاى اين عنصر، به ترتيب از حقيقت ادب و آداب عرفى مىتوان سخن گفت. مقصود از آداب در اينجا، همان شرايط ظاهرى يك كار است. ادب، جلال و شكوه و جمال و زيبايى است و جامه زيورين و آبروى آن به شمار مىآيد. ادب، بروزگاه ارزش يك كار و آيين پيوند دادن بيرون با درون و گذرگاه رسيدن به بارگاه باطن است. بدين ترتيب، ادب، راه يافتن به سرسراى يك عمل كامل خوانده مىشود.
آداب زيارت، درآمدى براى درك بايسته و شايسته خود زيارت و پيشآهنگ عجز و نياز زائر است.
آداب زيارت نيز گوناگون ياد شده است. برخى عبارتند از: غسل زيارت، ذكرهاى غسل زيارت، پوشيدن لباس تميز، اذن دخول، بوسيدن عتبه، آهسته سخن گفتن، تكبير، نزديك شدن به ضريح و بوسيدن آن، استقبال قبله حقيقى، خواندن زيارت مأثور، نماز زيارت، دعاى پس از نماز زيارت، تلاوت قرآن، تكريم حرم و خادمان آن، زيارت وداع و كمك به تهىدستان. البته برخى از آنها مانند غسل و پوشيدن لباس پاكيزه، بين بيشتر كارهاى عبادى، مشترك است و بعضى از آنها نيز به حالات و شرايط باطنى مربوط است، يعنى كار درونى و قلبى زائر در اين امر بسيار مؤثر است، مانند: خضوع و خشوع، حضور قلب، توبه و دگرگونى منش و روش.
پيام متن:
شأن والاى زيارت، اقتضا مىكند كه همراه با آدابى ويژه صورت پذيرد.
خشوع و حضور قلب هنگام زيارت
انسان، موجودى است آزاد با داشتن اختيار در گزينشهاى دلخواه. ازاينرو، حالات او گمارده خود اوست و بر همين پايه، درونگاه او؛ با فرودگاه فضيلتها است يا انبارى انباشته از رذيلتها.
رذيلتها، شرايط باطنى انسان را به طرف سستى و نيستى مىبرند؛ در حالىكه فضيلتها، شرايط باطنى را رو به روال ساماندهى فرا مىخوانند. در واقع، دل انسان را به گستره عوالم وجود، گشاده و فراخ مىسازند و او را به عالم اكبر، رهنمون مىشوند.
مرحوم شهيد ثانى، پاى آداب زيارت نوشته است:
[كسى كه قصد زيارت دارد] اگر خشوع و نازكدلى يافت، وارد شود؛ در غير اين صورت، بهتر آن است كه زيارت را به زمان دلنازكى واگذارد. چون مهمترين هدف در زيارت، حضور قلب براى دريافت رحمتى است كه از سوى پروردگار نازل مىشود:
فَإنْ وَجَدَ خُشوعا و رِقَّةً دَخَل، وَإلاّ فَالاَْفْضَلُ لَه تَحرّى زمانِ الرَّقَّةِ، لاِءَنَّ الْغَرَضَ الأهَمَّ حضورُ الْقَلْبِ لِتَلَقَّى الرَّحْمَةِ النّارِ زلَةِ مِنَ الرَّبِّ.
حال با خطاب به مولايمان حضرت مهدى(عج) ندا مىدهيم كه:
مهديا، پيشتر و بيشتر از زيارت، رضايتت را آرزو دارم كه بىزيارت مىتوانم سربلند و دلآرام بگذرانم، ولى بىرضايت تو، روزگارى هر چند هزاران بار به زيارت كعبه و عتبات عاليات حضور يافته باشم، سرافكنده و بدفرجام خواهم بود.
اساسا زائر واقعى و بهرهمند، كسى است كه جانش را سرشار از نيكىها كرده و با جانبخشى به زندگىاش، ميان خود و زيارت شده سنخيت و همسويى تمام را براى رسيدن به آرزوهايش پديد آورده باشد. بوعلى، ارتباط زائر با زيارت شده را به نوعى، پيشزمينه يارىجويى مىداند و مىگويد: «همانا جان زائر، از ارواح زيارت شدهگان، خير را جلب و ضرر و اذيت را دفع مىكند».
كوتاهى و كمكارى زائر در اين مهم، جز او را محروم نمىسازد: گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست؟
پيام متن:
پيش از آنكه در پى زيارت امام باشيم، به جستوجوى رضايت امام باشيم.
وجود سلسله مراتب در زيارت شوندهها
مرتبه و كمال زيارت شونده، در تحرك حسى و حالتهاى باطنى زيارت كننده و نگهداشت حرمت و حريم او تأثير دارد؛ زيرا «هر چه زيارت شونده برتر و كاملتر باشد، قصد، جدىتر و درجه تكريم و تعظيم نيز برتر است كه شاهد آن، اظهار محبت و مودت قلبى و ابراز طاعت و پيروى در عمل است، آن گونه كه در زيارت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله و اهل بيت گرامى آن حضرت مشاهده مىشود».
البته اين به معناى جواز ترك زيارت براى برخى از افراد نيست، بلكه به معناى مرتبهبندى بودن زيارت است. ازاينرو، اگر كسى به هر دليلى بر زيارت متعالى و رو در رو قدرت نداشت، نبايد خود را از مرتبههاى پايينتر زيارت و از راه دور، محروم سازد. چنانكه پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود:
كسى كه بعد از وفات من مرا زيارت كند، مانند آن است كه در زمان حيات من به سوى من شتافت. پس اگر نتوانست - دست كم از راه دور ـ بر من سلام كند، كه به من خواهد رسيد.
از امام صادق عليهالسلام نيز نقل مىكنند كه فرمود:
كسى كه نتواند به ما بپيوندد، با دوستان شايسته ما بپيوندد و هر كه نتواند به ديدار ما آيد، با دوستان شايسته ما ديدار كند تا پاداش ديدار كردن ما براى او نوشته شود.
پيام متن:
زيارت حقيقى، همان برقرارى ارتباط قلبى با معصومين عليهمالسلام است كه با سلامى از راه دور نيز ادا مىشود.
نقش زمان در زيارت
سيد بن طاووس مىگويد:
اِنَّ لاِءوْقاتِ الْقَبُولِ اَسرارُ اللّه جَلَّ جَلالُه ما تَعْرِفُ اِلاّ بِالْمَنْقُولِ.
همانا وقتهاى پذيرش، اسرارى دارد كه از آنِ خداوند است و جز با آيات و روايات شناخته نمىشود.
براى نمونه، از «عيد مبعث» ياد مىكنيم كه پربارترين زمانه توجه خداوند به بشر و جلوه سزاوارى انسان كامل، براى همكلام شدن ذات اقدس يگانه به اوست.
تكيه قرآن كريم و سفارش پرمضمون امامان عصمت عليهمالسلام به برخى از وقتها، امرى راهبردى و پرقدر است. دو نمونه از آيههاى موجود در اين باره چنيناند:
«وَاذْكُرُوا اللّهَ فى أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ؛ و خدا را در روزهايى معيّن ياد كنيد». (بقره: 203)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَاآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ.
و در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم [و به او فرموديم] كه قوم خود را از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آور و روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن كه بدون شك، در اين [يادآورى]، براى هر شكيباىِ سپاسگزارى، عبرتهاست.
ماههاى ذىقعده، ذىحجه، رجب، شعبان، رمضان، شبهاى قدر، شبها و روزها و عصرهاى جمعه و هنگام غروب، همه از زمانهاى ويژه دانسته شدهاند و ويژهتر از همه، گاه سحر است كه جناب رسول اللّه صلىاللهعليهوآله نيز فرمود:
خَيْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ فِيهِ الاْءَسْحَارِ.
بهترين و سودمندترين زمانى كه خداى عزوجل را در آن بخوانيد، اوقات سحرى است.
هر چه مىخواهى خبر، وقت سحر
اين وقتهاى ياد شده، مناسبتهاى زمانى و مناسبتهاى زمانى، از والاترين مناسبتها هستند و بىشك، براى چگونگى خواستن و احوال و حالات نمازگزار و دعا و زيارت كننده، بسيار تأثيرگذارند و فرصت تقرب در آن، فراهمتر است.
مرحوم شهيد ثانى، در اين باره مىنويسد: «زيارت از روى نيت در زمانهاى مشهور (مناسبتهاى ويژه)، مستحب است».
بر همين پايه، «خداوند متعال به لحاظ ظرفيت، شأنيت و به هر دليلى، به زمانى مانند ليلة القدر توجه دارد».
اگر زائرى بتواند همواره در خواستن، چه خواستن، چگونه خواستن و احوال خويش هوشمندانه و يك دله، مناسبتها و اولويتهاى زمانى آن را با راستى و درستى بپايد، بىشك، دست به استجابت و تعالى و تقرب در پيشگاه پروردگار رسانده و از صراط احوال ناپايدار، گذشته و در بهشت حال و مقام ماندگار، آرام يافته است.
پيام متن:
از شيوههاى پاسداشت حرمت زيارت، زمانشناسى آن است.
زيارت شونده و شرفبخشى او به مكان
همواره، اصالت با پاكگهرى انسان است. ازاينرو، ارجمندى مكان، شاخهاى از ارزشمندى انسان پاك نهاد به شمار مىآيد. مكانهاى خجسته، شرافتشان را وامدار ارج و آبروى كسانى هستند كه در آنجا قرار گرفتهاند يا اثرى در آنجا از آنها به جاى مانده است، چنان كه گفته شده: «شَرفُ المَكانِ بِالْمَكين؛ شرف مكان، به كسى است كه در آنجاست.» بىشك، اثر مكان، از اثر وجودىِ مكين است كه در تار و پود مكان به جاى مانده و مثال انرژى مثبت، از آن ساطع مىشود و در روحيه و آرامش و خواهش ديگران اثر مىگذارد. خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد: «لاَ أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَد؛ سوگند به اين شهر، در حالىكه تو در اين شهر جاى دارى». (بلد: 1 و 2)
علامه مجلسى رحمهمالله در تفسير دو آيه ياد شده مىنويسد:
خداى سبحان به مكه سوگند ياد كرده و سوگندش را به درآمدن رسولش صلىاللهعليهوآله در آن، مقيد فرموده است؛ تا افزونى فضيلت آن جناب را آشكار كرده باشد و تا آگهى دهد كه شرف مكان، به شرف اهل آن است.
پيام متن:
حتى مكان بىجان نيز، بر اثر همجوارى با پاكان، شرف مىپذيرد.
پرهيز از زيارت جانهاى منفى
همان گونه كه زيارت جانهاى پاك، سازنده هست و بدان سفارش شده، زيارت جانهاى آلوده و ناپاك، زيانبار است و به وا نهادن آن سفارش مىشود. در اين باره اين روايت از امام صادق عليهالسلام شنيدنى است:
اى فرزندم! چون خواستى زيارت كنى، به زيارت نيكان برو و از زيارت بدكاران پرهيز كن! زيرا آنان همانند صخرهاى هستند كه آبى از دامن آنها نمىجوشد و چون درختى هستند كه برگهايش سبز نمىشود و چون زمينى هستند كه گياهى در آن نمىرويد. على بن موسى عليهالسلام فرمود: پدرم تا زمان مرگ اين سفارش را رها نكرد.
پيام متن:
زيارت شايستگان، آرى؛ زيارت ناشايستگان، نه.
نكتههايى از زيارت
1. دستيابى به حقيقت زيارت و شرط كمال آن، در گرو پشت پا زدن به همه رذيلتها و روى آوردن به همه فضيلتها و نيكىهاست و نيز به همگونى و همراهى فكر و خيال و قلب و زبان و عمل، با آموزههاى شريعت بستگى دارد.
2. زيارت، شرك نيست. شهيد مطهرى در اين باره مىنويسد:
انبيا و اوليا راههاى خدا هستند: «اَنْتُمُ السَبيلُ الاْءَعْظَمُ وَ الصِّراطُ الاَْقْوَمُ» و آنان نشانههاى سير الى اللّه هستند: «وَ اَعْلاما لِعِبادِهِ و منارا فى بِلادِهِ وَ اَدِلاّءَ عَلى صِراطِهِ.» هاديان و راهنمايان به سوى حق مىباشند: «... الدُّعاةُ اِلَى اللّهِ وَ الاَْدِلاّءُ عَلى مَرْضاةِ اللّه.» پس مسئله اين نيست كه توسل و زيارت و خواندن اوليا شرك است، مسئله چيز ديگر است. اولاً بايد بدانيم انبيا و اوليا چنين صعودى در مراتب قرب الهى كردهاند كه از ناحيه حق تا اين حد مورد موهبت واقع شده باشند يا نه؟ از قرآن كريم استفاده مىشود كه خداوند به پارهاى از بندگان خود چنين مقامات و درجاتى عنايت كرده است.
3. «زيارت ائمه معصومين عليهمالسلام در مقام «اولياء اللّه» و درخواست از آنان در جايگاه «شفيعان درگاه الهى» و «بندگان صالح پروردگار»، عين توحيد و يكتاپرستى و سبب پرورش روح تقوا و ايمان است».
«كسى كه كمترين آشنايى با مسائل روانى و روحيه الگوپذيرى انسان داشته باشد، صحّه خواهد گذاشت كه اگر زائرى با توجه و حضور قلب و با درك درست از محتواى بلند كلمهها و جملههاى متن زيارتها در حرم آن بزرگواران حضور يابد، در هر جملهاى از اين زيارتها يك درس مهم تربيتى و انسانساز نهفته است».
4. زيارت، بخشى از نيازهاى روحى و زندگى معنوى و اجتماعى و نماى عشقى پايدار است.
5. در زيارت، تلقين و آموزههايى است كه انسان زائر را از جهل و گمراهى مىرهاند و او را به زندگى شايسته فردى و اجتماعى رهنمون مىشود.
6. زيارت آن است كه در انديشه و عمل، كارگر بيفتد و زيست فردى و اجتماعى را محتوا ببخشد. شهيد ثانى، در مقام بيان يكى ديگر از آداب زيارت مىنويسد:
اَنْ يَكونَ الزّائرُ بعدَ الزِّيارَةِ خيرا مِنْ قَبْلِها؛ فَإِنَّها تَحُطُّ الاْءَوْزارَ إذا صادَفَتِ الُقَبُولَ.
زائر، بعد از زيارت، بهتر از پيش از زيارت باشد. پس همانا زيارت چون به درجه قبول رسد، سبب آمرزش گناهان و لغزشها مىشود.
7. زيارت، آن است كه بهره حضور زائر را با محضر زيارت شونده درآميزد.
8. زيارت، آن است كه برات رضايت حق را به دست زائر هديه دهد.
9. زيارت، نفخهاى نو در كالبد زيستن و ترجمانى از «نَفَخْتُ فيهِ مِن روحى» است.
10. زيارت، يك كشش و نياز نفسانى است. |
|
| |
کریمی که جهان پاینده دارد تواند حجتی را زنده دارد
دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی