0

گلگشتى در زيارت

 
mohamadaminsh
mohamadaminsh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 25772
محل سکونت : خوزستان

گلگشتى در زيارت
دوشنبه 8 فروردین 1390  5:09 PM




گلگشتى در زيارت

بازشناسى معنا و مفهوم زيارت

زيارت واژه‏اى است عربى كه در زبان فارسى نيز با همين ماده و شكل به كار مى‏رود. پژوهندگان واژه‏شناس، معناى حقيقى زيارت را با قيدهاى متفاوت چنين مى‏دانند:
1. «ديدار و ملاقات، به ديدار كسى رفتن»، «سر زدن، ديدن، ديدن كردن، ديدار»؛
2. حاضر شدن نزد مزور؛
3. به معنى قصد، چنان كه در دعا آمده است: «اللهُمّ اجْعَلْنى مِن زُوّارِكَ؛ پروردگارا مرا از زائرانت، يعنى از كسانى كه تو را قصد كرده‏اند، قرار بده».
4. [زيارت] در عرف، به ديدار كسى به جهت تكريم و تعظيم يا انس‏گيرى رفتن است.
5. «پس زيارت، حضورى است از روى قصد نزد زيارت شونده، با منظورهاى متفاوت و اين تفاوت نيز به خاطر تفاوتِ شأن و مقام زيارت شونده‏ها است».

براى نمونه، در زيارت جناب رسول الله صلى‏الله‏عليه‏و‏آله چهار هدف ياد شده است:

الف) براى يادكرد مرگ و آخرت؛
ب) به خاطر دعا براى آن حضرت؛
ج) براى متبرك شدن به وجود آن جناب كه از بزرگ‏ترين بركت‏ها است؛
د) براى اداى حق آن جناب صلى‏الله‏عليه‏و‏آله .
4. برخى از پژوهندگان درباره ارتباط ميان زائر و زيارت با عمره و عمارت، گزارشى داده‏اند كه از آن، معنى «آبادسازى» برمى‏آيد: «زائر با حضور در زيارتگاه، سبب آبادى و عمران آن مكان مى‏شود. ازاين‏رو، عمل زائر را از اين رهگذر، «عمره» مى‏نامند. از اين جهت، صاحب جواهر در ابتداى كتاب العمره، در تعريف عمره مى‏فرمايد:
و هى لغةً الزيارةُ اَخذا من العِمارة، لاِءَنَّ الزائرَ يَعْمُر الْمَكانَ بِزيارته.
عمره، در لغت زيارت را مى‏گويند و اين زيارت، از عمارت گرفته شده است؛ چون زائر، با زيارت خود آن مكان را آباد مى‏سازد.
البته از منظر ديگر نيز مى‏توان گفت، در واقع اين زائر است كه به سبب زيارتش آباد و جانش از ويرانى و خرابى خارج مى‏شود.

معناى اصطلاحى

زيارت، همواره بار دينى و مذهبى داشته و با قصد آيين‏گزار همراه بوده است. براى نمونه «زائر بيت‏الله، مسلمانى است كه بنا بر وجوب دينى يا از روى استحباب، به زيارت خانه خدا مى‏رود و حاجى مى‏شود... بيشتر مسلمانان به زيارت قبر پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و قبور ائمه عليهم‏السلام نيز مى‏روند و با خواندن زيارتنامه، اداى احترام مى‏كنند».

زيارت، حقيقتى اصيل

«زيارت، از جمله حقايق ارزشمند و حياتى است.» «زيارت، واقعيتى اصيل است»؛ يعنى زنده و عينى است و با موضوعى زنده و واقعى سروكار دارد و نيز با آثار عينى، رو در رو در خواهش‏ها و آرزوهاى زائر، كارگر است. به ديگر بيان، هر چند بر آن خرافه بسته‏اند، امرى جعلى و با اساس خرافى نيست و موضوع و آثار خيالى و ذهنى و سرگرم كننده ندارد.
استاد شهيد مطهرى، زيارت را فراتر از ارتباط ديدارى زنده‏هاى مادى مى‏داند و مى‏گويد:
در مذهب، با اولياء اللّه‏ از دنيا رفته نيز چنين عمل مى‏شود كه با زنده، بلكه زنده‏تر از زنده‏هاى معمولى؛ چون در آنِ واحد، هزارها نفر با او سخن مى‏گويند و درود مى‏فرستند و در عالم ضمير خود، يك ارتباط واقعى برقرار مى‏كنند.

پيام متن:

زيارت اصيل، برقرارى پيوند روحىِ زائر با زيارت شونده است.

اهميت نيت در زيارت

از نگاه دينى، كارهاى انسان باورمند به دو دسته رده‏بندى مى‏شود: الف) كارهاى عبادى؛ ب) كارهاى غيرعبادى.
از جمله تفاوت كارهاى عبادى با غيرعبادى در اين است كه عبادت، ارتباط ويژه با خداى سبحان و تنها براى اوست و در واقع، جز براى او، روا و پذيرفته نيست. بنابراين، عبادت بايد با قصد نزديك شدن به خداوند انجام شود؛ برخلاف كارهاى غيرعبادى كه اين مهم در آنها شرط نيست. نيت در عبادت، دمِش روح در كالبد عمل است؛ بال رهايى از ناسوت به لاهوت و از ملك به ملكوت است. زيارت نيز از سنخ عبادت دانسته شده است. ازاين‏رو، نيت بايد در سراسر عناصر زيارت، حضور و جريان داشته باشد.
«زيارت، نوعى عبادت و سبب تقرب به خداست. لازم است زائر نيت كند؛ چون روح عبادت نيت است و عبادت بدون نيت، جسد بى‏روح است. ازاين‏رو، علامه حلى در كتاب شريف تذكرة الفقها، در مقدمه بحث مزار مى‏فرمايد: «يَشْتِرَطُ فِى الزّياراتِ كُلِّها النّيَّةُ، لِأَنّها عِبادَةٌ؛ در همه زيارت‏ها (قربة الى اللّه‏) شرط است؛ زيرا زيارت، عبادت است».

پيام متن:

در زيارت، دل نيز بايد همراه باشد و همراهى دل زمانى فراهم است كه زيارت، تنها براى خدا باشد و بس.

آداب زيارت

پاى اين عنصر، به ترتيب از حقيقت ادب و آداب عرفى مى‏توان سخن گفت. مقصود از آداب در اينجا، همان شرايط ظاهرى يك كار است. ادب، جلال و شكوه و جمال و زيبايى است و جامه زيورين و آبروى آن به شمار مى‏آيد. ادب، بروزگاه ارزش يك كار و آيين پيوند دادن بيرون با درون و گذرگاه رسيدن به بارگاه باطن است. بدين ترتيب، ادب، راه يافتن به سرسراى يك عمل كامل خوانده مى‏شود.
آداب زيارت، درآمدى براى درك بايسته و شايسته خود زيارت و پيش‏آهنگ عجز و نياز زائر است.
آداب زيارت نيز گوناگون ياد شده است. برخى عبارتند از: غسل زيارت، ذكرهاى غسل زيارت، پوشيدن لباس تميز، اذن دخول، بوسيدن عتبه، آهسته سخن گفتن، تكبير، نزديك شدن به ضريح و بوسيدن آن، استقبال قبله حقيقى، خواندن زيارت مأثور، نماز زيارت، دعاى پس از نماز زيارت، تلاوت قرآن، تكريم حرم و خادمان آن، زيارت وداع و كمك به تهى‏دستان. البته برخى از آنها مانند غسل و پوشيدن لباس پاكيزه، بين بيشتر كارهاى عبادى، مشترك است و بعضى از آنها نيز به حالات و شرايط باطنى مربوط است، يعنى كار درونى و قلبى زائر در اين امر بسيار مؤثر است، مانند: خضوع و خشوع، حضور قلب، توبه و دگرگونى منش و روش.

پيام متن:

شأن والاى زيارت، اقتضا مى‏كند كه همراه با آدابى ويژه صورت پذيرد.

خشوع و حضور قلب هنگام زيارت

انسان، موجودى است آزاد با داشتن اختيار در گزينش‏هاى دلخواه. ازاين‏رو، حالات او گمارده خود اوست و بر همين پايه، درون‏گاه او؛ با فرودگاه فضيلت‏ها است يا انبارى انباشته از رذيلت‏ها.
رذيلت‏ها، شرايط باطنى انسان را به طرف سستى و نيستى مى‏برند؛ در حالى‏كه فضيلت‏ها، شرايط باطنى را رو به روال سامان‏دهى فرا مى‏خوانند. در واقع، دل انسان را به گستره عوالم وجود، گشاده و فراخ مى‏سازند و او را به عالم اكبر، رهنمون مى‏شوند.
مرحوم شهيد ثانى، پاى آداب زيارت نوشته است:
[كسى كه قصد زيارت دارد] اگر خشوع و نازك‏دلى يافت، وارد شود؛ در غير اين صورت، بهتر آن است كه زيارت را به زمان دل‏نازكى واگذارد. چون مهم‏ترين هدف در زيارت، حضور قلب براى دريافت رحمتى است كه از سوى پروردگار نازل مى‏شود:
فَإنْ وَجَدَ خُشوعا و رِقَّةً دَخَل، وَإلاّ فَالاَْفْضَلُ لَه تَحرّى زمانِ الرَّقَّةِ، لاِءَنَّ الْغَرَضَ الأهَمَّ حضورُ الْقَلْبِ لِتَلَقَّى الرَّحْمَةِ النّارِ زلَةِ مِنَ الرَّبِّ.
حال با خطاب به مولايمان حضرت مهدى(عج) ندا مى‏دهيم كه:
مهديا، پيش‏تر و بيشتر از زيارت، رضايتت را آرزو دارم كه بى‏زيارت مى‏توانم سربلند و دل‏آرام بگذرانم، ولى بى‏رضايت تو، روزگارى هر چند هزاران بار به زيارت كعبه و عتبات عاليات حضور يافته باشم، سرافكنده و بدفرجام خواهم بود.
اساسا زائر واقعى و بهره‏مند، كسى است كه جانش را سرشار از نيكى‏ها كرده و با جان‏بخشى به زندگى‏اش، ميان خود و زيارت شده سنخيت و هم‏سويى تمام را براى رسيدن به آرزوهايش پديد آورده باشد. بوعلى، ارتباط زائر با زيارت شده را به نوعى، پيش‏زمينه يارى‏جويى مى‏داند و مى‏گويد: «همانا جان زائر، از ارواح زيارت شده‏گان، خير را جلب و ضرر و اذيت را دفع مى‏كند».
كوتاهى و كم‏كارى زائر در اين مهم، جز او را محروم نمى‏سازد: گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست؟

پيام متن:

پيش از آنكه در پى زيارت امام باشيم، به جست‏وجوى رضايت امام باشيم.
وجود سلسله مراتب در زيارت شونده‏ها
مرتبه و كمال زيارت شونده، در تحرك حسى و حالت‏هاى باطنى زيارت كننده و نگه‏داشت حرمت و حريم او تأثير دارد؛ زيرا «هر چه زيارت شونده برتر و كامل‏تر باشد، قصد، جدى‏تر و درجه تكريم و تعظيم نيز برتر است كه شاهد آن، اظهار محبت و مودت قلبى و ابراز طاعت و پيروى در عمل است، آن گونه كه در زيارت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت گرامى آن حضرت مشاهده مى‏شود».
البته اين به معناى جواز ترك زيارت براى برخى از افراد نيست، بلكه به معناى مرتبه‏بندى بودن زيارت است. ازاين‏رو، اگر كسى به هر دليلى بر زيارت متعالى و رو در رو قدرت نداشت، نبايد خود را از مرتبه‏هاى پايين‏تر زيارت و از راه دور، محروم سازد. چنان‏كه پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:
كسى كه بعد از وفات من مرا زيارت كند، مانند آن است كه در زمان حيات من به سوى من شتافت. پس اگر نتوانست - دست كم از راه دور ـ بر من سلام كند، كه به من خواهد رسيد.
از امام صادق عليه‏السلام نيز نقل مى‏كنند كه فرمود:
كسى كه نتواند به ما بپيوندد، با دوستان شايسته ما بپيوندد و هر كه نتواند به ديدار ما آيد، با دوستان شايسته ما ديدار كند تا پاداش ديدار كردن ما براى او نوشته شود.

پيام متن:

زيارت حقيقى، همان برقرارى ارتباط قلبى با معصومين عليهم‏السلام است كه با سلامى از راه دور نيز ادا مى‏شود.

نقش زمان در زيارت

سيد بن طاووس مى‏گويد:
اِنَّ لاِءوْقاتِ الْقَبُولِ اَسرارُ اللّه‏ جَلَّ جَلالُه ما تَعْرِفُ اِلاّ بِالْمَنْقُولِ.
همانا وقت‏هاى پذيرش، اسرارى دارد كه از آنِ خداوند است و جز با آيات و روايات شناخته نمى‏شود.
براى نمونه، از «عيد مبعث» ياد مى‏كنيم كه پربارترين زمانه توجه خداوند به بشر و جلوه سزاوارى انسان كامل، براى هم‏كلام شدن ذات اقدس يگانه به اوست.
تكيه قرآن كريم و سفارش پرمضمون امامان عصمت عليهم‏السلام به برخى از وقت‏ها، امرى راهبردى و پرقدر است. دو نمونه از آيه‏هاى موجود در اين باره چنين‏اند:
«وَاذْكُرُوا اللّه‏َ فى أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ؛ و خدا را در روزهايى معيّن ياد كنيد». (بقره: 203)
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّه‏ِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَاآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ.
و در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم [و به او فرموديم] كه قوم خود را از تاريكى‏ها به سوى روشنايى بيرون آور و روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن كه بدون شك، در اين [يادآورى]، براى هر شكيباىِ سپاسگزارى، عبرت‏هاست.
ماه‏هاى ذى‏قعده، ذى‏حجه، رجب، شعبان، رمضان، شب‏هاى قدر، شب‏ها و روزها و عصرهاى جمعه و هنگام غروب، همه از زمان‏هاى ويژه دانسته شده‏اند و ويژه‏تر از همه، گاه سحر است كه جناب رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نيز فرمود:
خَيْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللّه‏َ عَزَّ وَجَلَّ فِيهِ الاْءَسْحَارِ.
بهترين و سودمندترين زمانى كه خداى عزوجل را در آن بخوانيد، اوقات سحرى است.
هر چه مى‏خواهى خبر، وقت سحر
اين وقت‏هاى ياد شده، مناسبت‏هاى زمانى و مناسبت‏هاى زمانى، از والاترين مناسبت‏ها هستند و بى‏شك، براى چگونگى خواستن و احوال و حالات نمازگزار و دعا و زيارت كننده، بسيار تأثيرگذارند و فرصت تقرب در آن، فراهم‏تر است.
مرحوم شهيد ثانى، در اين باره مى‏نويسد: «زيارت از روى نيت در زمان‏هاى مشهور (مناسبت‏هاى ويژه)، مستحب است».
بر همين پايه، «خداوند متعال به لحاظ ظرفيت، شأنيت و به هر دليلى، به زمانى مانند ليلة القدر توجه دارد».
اگر زائرى بتواند همواره در خواستن، چه خواستن، چگونه خواستن و احوال خويش هوشمندانه و يك دله، مناسبت‏ها و اولويت‏هاى زمانى آن را با راستى و درستى بپايد، بى‏شك، دست به استجابت و تعالى و تقرب در پيشگاه پروردگار رسانده و از صراط احوال ناپايدار، گذشته و در بهشت حال و مقام ماندگار، آرام يافته است.

پيام متن:

از شيوه‏هاى پاس‏داشت حرمت زيارت، زمان‏شناسى آن است.

زيارت شونده و شرف‏بخشى او به مكان

همواره، اصالت با پاك‏گهرى انسان است. ازاين‏رو، ارجمندى مكان، شاخه‏اى از ارزشمندى انسان پاك نهاد به شمار مى‏آيد. مكان‏هاى خجسته، شرافت‏شان را وامدار ارج و آبروى كسانى هستند كه در آنجا قرار گرفته‏اند يا اثرى در آنجا از آنها به جاى مانده است، چنان كه گفته شده: «شَرفُ المَكانِ بِالْمَكين؛ شرف مكان، به كسى است كه در آنجاست.» بى‏شك، اثر مكان، از اثر وجودىِ مكين است كه در تار و پود مكان به جاى مانده و مثال انرژى مثبت، از آن ساطع مى‏شود و در روحيه و آرامش و خواهش ديگران اثر مى‏گذارد. خداوند متعال در قرآن كريم مى‏فرمايد: «لاَ أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَد؛ سوگند به اين شهر، در حالى‏كه تو در اين شهر جاى دارى». (بلد: 1 و 2)
علامه مجلسى رحمهم‏الله در تفسير دو آيه ياد شده مى‏نويسد:
خداى سبحان به مكه سوگند ياد كرده و سوگندش را به درآمدن رسولش صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در آن، مقيد فرموده است؛ تا افزونى فضيلت آن جناب را آشكار كرده باشد و تا آگهى دهد كه شرف مكان، به شرف اهل آن است.

پيام متن:

حتى مكان بى‏جان نيز، بر اثر هم‏جوارى با پاكان، شرف مى‏پذيرد.

پرهيز از زيارت جان‏هاى منفى

همان گونه كه زيارت جان‏هاى پاك، سازنده هست و بدان سفارش شده، زيارت جان‏هاى آلوده و ناپاك، زيان‏بار است و به وا نهادن آن سفارش مى‏شود. در اين باره اين روايت از امام صادق عليه‏السلام شنيدنى است:
اى فرزندم! چون خواستى زيارت كنى، به زيارت نيكان برو و از زيارت بدكاران پرهيز كن! زيرا آنان همانند صخره‏اى هستند كه آبى از دامن آنها نمى‏جوشد و چون درختى هستند كه برگ‏هايش سبز نمى‏شود و چون زمينى هستند كه گياهى در آن نمى‏رويد. على بن موسى عليه‏السلام فرمود: پدرم تا زمان مرگ اين سفارش را رها نكرد.

پيام متن:

زيارت شايستگان، آرى؛ زيارت ناشايستگان، نه.

نكته‏هايى از زيارت

1. دست‏يابى به حقيقت زيارت و شرط كمال آن، در گرو پشت پا زدن به همه رذيلت‏ها و روى آوردن به همه فضيلت‏ها و نيكى‏هاست و نيز به همگونى و همراهى فكر و خيال و قلب و زبان و عمل، با آموزه‏هاى شريعت بستگى دارد.
2. زيارت، شرك نيست. شهيد مطهرى در اين باره مى‏نويسد:
انبيا و اوليا راه‏هاى خدا هستند: «اَنْتُمُ السَبيلُ الاْءَعْظَمُ وَ الصِّراطُ الاَْقْوَمُ» و آنان نشانه‏هاى سير الى اللّه‏ هستند: «وَ اَعْلاما لِعِبادِهِ و منارا فى بِلادِهِ وَ اَدِلاّءَ عَلى صِراطِهِ.» هاديان و راهنمايان به سوى حق مى‏باشند: «... الدُّعاةُ اِلَى اللّه‏ِ وَ الاَْدِلاّءُ عَلى مَرْضاةِ اللّه‏.» پس مسئله اين نيست كه توسل و زيارت و خواندن اوليا شرك است، مسئله چيز ديگر است. اولاً بايد بدانيم انبيا و اوليا چنين صعودى در مراتب قرب الهى كرده‏اند كه از ناحيه حق تا اين حد مورد موهبت واقع شده باشند يا نه؟ از قرآن كريم استفاده مى‏شود كه خداوند به پاره‏اى از بندگان خود چنين مقامات و درجاتى عنايت كرده است.
3. «زيارت ائمه معصومين عليهم‏السلام در مقام «اولياء اللّه‏» و درخواست از آنان در جايگاه «شفيعان درگاه الهى» و «بندگان صالح پروردگار»، عين توحيد و يكتاپرستى و سبب پرورش روح تقوا و ايمان است».
«كسى كه كمترين آشنايى با مسائل روانى و روحيه الگوپذيرى انسان داشته باشد، صحّه خواهد گذاشت كه اگر زائرى با توجه و حضور قلب و با درك درست از محتواى بلند كلمه‏ها و جمله‏هاى متن زيارت‏ها در حرم آن بزرگواران حضور يابد، در هر جمله‏اى از اين زيارت‏ها يك درس مهم تربيتى و انسان‏ساز نهفته است».
4. زيارت، بخشى از نيازهاى روحى و زندگى معنوى و اجتماعى و نماى عشقى پايدار است.
5. در زيارت، تلقين و آموزه‏هايى است كه انسان زائر را از جهل و گمراهى مى‏رهاند و او را به زندگى شايسته فردى و اجتماعى رهنمون مى‏شود.
6. زيارت آن است كه در انديشه و عمل، كارگر بيفتد و زيست فردى و اجتماعى را محتوا ببخشد. شهيد ثانى، در مقام بيان يكى ديگر از آداب زيارت مى‏نويسد:
اَنْ يَكونَ الزّائرُ بعدَ الزِّيارَةِ خيرا مِنْ قَبْلِها؛ فَإِنَّها تَحُطُّ الاْءَوْزارَ إذا صادَفَتِ الُقَبُولَ.
زائر، بعد از زيارت، بهتر از پيش از زيارت باشد. پس همانا زيارت چون به درجه قبول رسد، سبب آمرزش گناهان و لغزش‏ها مى‏شود.
7. زيارت، آن است كه بهره حضور زائر را با محضر زيارت شونده درآميزد.
8. زيارت، آن است كه برات رضايت حق را به دست زائر هديه دهد.
9. زيارت، نفخه‏اى نو در كالبد زيستن و ترجمانى از «نَفَخْتُ فيهِ مِن روحى» است.
10. زيارت، يك كشش و نياز نفسانى است.
 
 

کریمی که جهان پاینده دارد               تواند حجتی را زنده دارد

 

دانلود پروژه و کارآموزی و کارافرینی

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها