دعاي توسل
یک شنبه 7 فروردین 1390 1:18 PM
چند روزي به آغاز عمليات والفجر 8 مانده بود. گردآنهادر اردوگاه كرخهچادر زده بودند. چادرها حال و صفايي خاص داشت. نيروهايي كه به شوقشركت در عمليات به گردان حمزه آمده بودند، سر از پا نميشناختند. شيارهاياردوگاه كرخه شاهد راز و نياز بچهها با معبود و معشوقشان بود.
چند روزي به آغاز عمليات والفجر 8 مانده بود. گردآنهادر اردوگاه كرخهچادر زده بودند. چادرها حال و صفايي خاص داشت. نيروهايي كه به شوقشركت در عمليات به گردان حمزه آمده بودند، سر از پا نميشناختند. شيارهاياردوگاه كرخه شاهد راز و نياز بچهها با معبود و معشوقشان بود.
يكي از شبها، در گردان دعاي توسل بر پا شد. «محسن گلستاني» كهمسئوليت يكي از دستهها را بر عهده داشت، پس از كمي صحبت در موردعمليات و لزوم آمادگي كامل روحي و جسمي، گفت: «امشب قرار است دعايتوسل را 14 نفر از بچه هايي كه سن و سالشان از بقيه پايينتر است بخوانندالبته با نيت توسل به چهارده معصوم و هر نفر يك معصوم را شفيع قراردهند.»
دعا شروع شد و به دنبال آن زمزمهها اوج گرفت و به ناله و اشتغاثه مبدلشد. شور و حال عجيبي بين بچهها افتاده بود.
آن شب گذشت تا بعد از پايان عمليات والفجر 8 هنگامي كه اساميشهداي گردان حمزه را آوردند، با تعجب ديديم در كنار اسم محسن گلستانياسامي 14 نفري كه آن شب دعاي توسل را خوانده بودند به چشم ميخورد. هر14 نفر به حق رسيده بودند.
حسين گلستاني