مُهر سازي
یک شنبه 7 فروردین 1390 1:11 PM
زمستان سال 64، قبل از عمليات والفجر 8 گردانهاي لشگر 27 حضرت رسول(ص) در اردوگاهي كنار رود كارون ميان نخلها مستقر بودند، صبح علي الطلوعبعد از نماز صبح ميرفتند براي دوي صبحگاهي و ورزش. بعد از صبحانه همكلاسهاي فشرده آمكوزش مقابله با گازهاي شيميايي و تاكتيك رزمي بر قراربود. چيزي به عمليات نمانده بود. البته هيچكدام از بچهها نميدانستند وليظواهر امكر اين گونه نشان ميداد.
فاصله زماني بين كلاسها، با بعد از ناهار كه فرصت استراحت بود، يا دم غروبكه كه بچهها ميرفتند تا براي نماز جماعت حاضر شوند، بهترين اوقاعتفراغت بود. اگر كسي ميخواست نامه بنويسد، يك تخته چوبي از جعبهمهمات زير دستش ميگذاشت و لابلاي نخلها، نامه يا وصيت نامه مينوشت.
بعضي وقتها بچهها ميان دو نخل طنابي ميبستند و با يك توپ پلاستيكيكه بچههاي تداركات از شهر خريده بودند، واليبال بازي ميكردند؛ با اين كهمحوطهاي را صاف ميكردند و گل كوچك ميزدند.
يكي از كارهاي جالب بچهها در اوقاعت فراغت، ساختن مُهر نماز بود.لايههاي قطور گل رُس كه در كنارههاي رود كارون بر اثر گرماي آفتاب تركخورده و قطعه قطعه شده بودند، مواد لازم را تأمين ميكردند. يك چاقويكوچك و يا سر نيزة اسلحه كلاشينفك هم لازم بود تا كارخانه مهرسازي! راهبيفتد. گلهاي سفت شده تكه تكه ميشدند و غالباً بصورت «قلب» يا «گرد» درميآمدند. بعد يكي از بچهها كه خط خوشي داشت روي سطح صاف آنمينوشت: «القلب حرم الله فلاتسكن في حرم الله غيرالله» قلب حريمخداست، پس در حريم خدا، غير خدا را سكنا مده».
كار كه آماده ميشد، سطحش زبر بود و نياز به جلاكاري داشت. بهترين وسيلهكمي آب بود كه به سطح مهر ميماليدند و سپس با فشار تمام مهر را بر رويپتوهاي پهن شده بر كف چادر ميكشيدند. با اين كار مهر بسيار براق و زيباميشد.
بهترين هديه نيروها به بچههاي گردان جديدي كه به اردوگاه ميآمد، يكقطعه مهر قلبي و آدرس گلهاي رس كنار رودخانه بود. يادش بخير بعضيهاروي مهرهايشان مينوشتند: «خاك مقدس خرمشهر».
حمید داودآبادی