سنگهای بزرگتر
یک شنبه 7 فروردین 1390 10:43 AM
استاد، گلدانی شيشه ای روی ميز گذاشت، بعد چند سنگ از داخل كيسه ای بيرون آورد كه هر كدام به اندازه يك پرتقال بودند و يكی يكی آنها را داخل گلدان انداخت.
وقتی گلدان تا لبه پر از سنگ شد، از شاگردانش پرسيد: «پرشده؟»
شاگردانش گفتند بله. اما استاد از كيسه ديگري٬ مقداری ريگ بيرون آورد، گلدان را كمی تكان داد و بعد توانست ريگها را هم در گلدان بريزد. دوباره پرسيد:
«پرشده؟»
شاگردان گفتند بله، اين بار ديگر پرشده. استاد كيسه ديگری را باز كرد و كمی خاك بيرون آورد و در گلدان ريخت. خاك، فضاي خالی ميان سنگها و ريگها را پر كرد و تا لبه گدان رسيد. استاد گفت: «بسيار خوب. حالا ديگر گلدان پر شده.
فكر می كنيد قصد داشتم چه چيزی را به شما بياموزم؟»
شاگردي گفت: «اين كه آدم هر چقدر گرفتار باشد، هميشه وقتي برای پرداختن به چيزي ديگر را هم دارد.»
استاد گفت: «اصلا اين طور نيست. اين نمايش نشان مي دهد كه اگر اول سنگهاي بزرگ را در گلدان نياندازيم، بعدا نمي توانيم. پس مسائل بزرگ در زندگي ما كدامند؟ برنامه هايی كه به تأخير میاندازيم؟ ماجراهايي كه به سراغشان نمی رويم؟ عشق هايی كه برای آنها نمی جنگيم؟ از خود بپرسيد سنگهای بزرگ زندگی تان كدامند كه آتش خداوند را در شما روشن نگاه مي دارند و بي درنگ آنها را در گلدان تصميم هاي خود بياندازيد وگرنه ديگر جايی برای آنها پيدا نخواهيد كرد.
وقتی نمی دانی به کدام بندر می روی هیچ بادی برای کشتی باد موافق نخواهد بود. (لوسیوس سنکا)
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.