0

خون گرم حيدر

 
ghezel
ghezel
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 2068
محل سکونت : گلستان

آچار فرانسه !!
جمعه 5 فروردین 1390  8:18 PM

جديدترين دانلودها

  • file icon سخنرانی امام خمینی(ره)-دلدادگان
    (کلیپ)
  • file icon سخنرانی مقام معظم رهبری-شهادت، برگ تاریخ ساز
    (مقام معظم رهبری)
  • file icon سخنرانی مقام معظم رهبری-فیلمسازان تصویرگران پشت جبهه ها
    (مقام معظم رهبری)
  • file icon آیه های حیات، متن وصیت نامه های شهدای مسجد بلال اهواز
    (زندگینامه شهدا)
  • file icon راهنمای مناطق عملیاتی جبهه های جنوب
    (راهیان نور)

فرم ورود کاربران

  • بازیابی گذرواژه
  • بازیابی شناسه
  • ایجاد یک حساب

آمار بازدیدکنندگان

4596 امروز mod_vvisit_counter
6838 دیروز mod_vvisit_counter
29057 این هفته mod_vvisit_counter
36469 هفته گذشته mod_vvisit_counter
130966 این ماه mod_vvisit_counter
295549 ماه گذشته mod_vvisit_counter
8697243 کل بازدیدها mod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 21 مهمان, 8 ربوت حاضر
امروز: 05 فروردين 1390
 
 
خاطرات > رزمندگان > آچار فرانسه !!

آچار فرانسه !! PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۳۳
اگر بگويم آچار فرانسه گردان بود اغراق نكرده ام. اگريك نفراو را نمي شناخت وبراي اولين بار او را مي ديد، خيال مي كرد، نيروي خدماتي گردان است. چون از آرايشگري گرفته تا مكانيكي خودروها و ... همه را او انجام مي داد. يك روز كه داشت پلاتين انگشت هاي دستش را با انبر دست در مي آورد، گفتم: «خليل! چرا دستات اين طوري شدند.» خنديد و گفت:
«عمليات والفجر 8 با يك عراقي گلاويز شدم و او 16 تير به شكم و دستانم زد.»گفتم: خودش چي شد؟ گفت:« با اين كه منو سخت مجروح كرده بود با هزاربدبختي با سرنيزه او را از پاي در آوردم.» گفتم: «چرا خودت پلاتين ها را در مي آوري؟!» گفت: «خوشم نمي آد وقتم را در بيمارستان هدر بدهم.»
شب عمليات كربلاي 4 مثل يك شير غران به دشمن هجوم برد. با اين كه دشمن از شروع عمليات با خبر بود، ولي او تا خاكريز سوم جزيره پيش رفت. وقتي او را ديدم دستانش باند پيچي شده بود. گفتم: «خليل چي شد؟» گفت: «دوباره تركش خوردند.»

شهيد خليل زالپولي راوي: سيد حشمت الله شهرزاد
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها