0

خون گرم حيدر

 
ghezel
ghezel
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 2068
محل سکونت : گلستان

ناهار گرم
جمعه 5 فروردین 1390  8:16 PM

ناهار چلو مرغ بود. مثل هميشه آن را با ظرف آوردند و گذاشتند جلوى سنگر. همين كه برادر احمد كاشمرى با غذا فاصله گرفت و رفت، يك خمپاره ۸۱ خورد كنار ظرف غذا. مرغ ها پرواز كردند و برنج ها با ظرف آن ناپديد شدند حتى پيت هاى آب خوردن غيب شدند.
تا شب گرسنه مانديم. شب هم غذا نرسيد و صبح روز بعد، جايتان خالى، صبحانه  نان خشك داشتيم.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها