يكى از بسيجيان گردان حمزه از لشكر ثارالله تعريف مى كرد: پيرمرد ۸۶ ساله اى را ديدم كه از بلوچستان به جبهه آمده بود. با عصا در ميدان مين راه مى رفت و فرياد مى زد: هر كه دارد هوس كرببلا، بسم الله، او كمبود بينايى داشت، اما بصيرتش برايم معما بود.
گفتم: پيرمرد برگرد جهاد بر تو واجب نيست. گفت: هرگز بخيل مشو و سرانجام. در آن حال، زخمى شد. بعدها دانستم كه: پيرمرد: يك پسرش را هم قبلاً قربانى راه ثارالله كرده است.
خاطره از گل محمد پرده دار،