پاسخ به:دلنوشته های راهیان نور
سه شنبه 2 فروردین 1390 11:20 PM
سلام مسافر سرزمين نور
چطوري؟! حال و احوال جاده چطور است؟! از كولهبارت چه خبر؟! چه ميدانم آبي، ناني، كاسهاي، شايد هم دلي! كبوترهاي دلت را هم آوردهاي؟! ميدانستم يادت نميرود! تو با مرامتر از اين حرفهايي..! حتماً تو هم مثل من نفست در شهرها گرفته، آمدهاي اين جا تا نفسي تازه كني، تا يك هواي پاك و خوشبو و خدايي بفرستي توي ريههات و دوباره جان بگيري ، اينجا انگار به آسمان نزديكتر است.
حتماً تو هم آمدهاي سر اين سفره دو سه تا ليوان آب خنك انسانبودن نوشجان كني و حال بيايي ، آن وقت برگردي در دل همان شهر! شهري كه عجيب منتظر آدمهايي است كه راه و رسم انسانزيستن را خوب بلد هستند ،جلوتر برو، دست را بگذار بر سينه و سلام كن، تو هم صاف و ساده سلام كن و بگو انسانات آرزوست!
بعد از اين گپ خودماني، اجازه بده كمي با هم جديتر سخن بگوييم، ما ميهمان چه كساني هستيم و به كجا ميرويم.
بي رودربايسي، اگر براي تفريح و وقتگذراني هم آمده باشيم، بگذار تا بدانيم، چه اتفاقي قرار است بيفتد.
اردوي راهيان نور از سويي مرحله آغازين حركت عاشقانه است و از سويي ديگر مرحله اوج و فناي تربيتشدگان مكتب عاشورايي است.
حضور در سرزمينهايي كه حماسههاي بزرگي در ابعاد مختلف مادي، معنوي و عشقي در آن رخ داده است، حتماً مؤثر است، اين سرزمينها چون ميزبان انسانهاي تحول يافته و عارفان فنايي بوده، خود مبدأ تحول و شكوفايي شده، آنچنانكه گرد و غبارش قلبهاي زنگارگرفته را صيقل ميهد و آيينهاي است تمامنما از حضور در محضر الهي.
دراين مسيرهيچكس نميتواند هادي باشد الا اينكه هدايتشده باشد.
هرچند ديدن مناظر مختلف مناطق جنگي مفيد است اما كافي نيست، پس گوشهايمان را از هميشه آمادهتر و شنواتر نماييم.
و حال كه قرار است پرچم انقلاب سرخ خميني را نسل به نسل، برفراز اين مرز و بوم برافراشته نگهداريم تا انشاءالله آن را تحويل صاحبش نماييم، ناگزيريم تجربيات انقلابي كه آسان به دست نيامده است را كسب كرده، به نسل بعديمان منتقل نماييم.
به اين ترتيب از هميشه محتاجتر به شهداء و يادگاران و همسنگران آنانيم و اگر اينان نتوانند تصوير صحيحي از رسالتي كه بر عهدهمان است ترسيم نمايند، بايد براي دلمان فكري كنيم.
دلنوشته اي ديگر براي زائرين
علي رضا رجبي
با تشکر