پاسخ به:گفتند: «غاضریه» و گفتند: «نینوا»ست!
پنج شنبه 15 بهمن 1388 8:10 PM
بادها عطر خوش سیب تنش را بردند
زخمها لالۀ باغ بدنش را بردند
نیزهها بر عطشش قهقهه سر مىدادند
خندهها خطبه گرم دهنش را بردند
این عطش یوسف معصوم كدامین مصر است
كه روى نیزه بوى پیرهنش را بردند
تا كه معلوم نگردد ز كجا مىآید
اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند
دشنهها دور و بر پیكر او حلقه زدند
حلقهها نقش عقیق یمنش را بردند
چهرهها یا همه زردند وَ یا نیلى رنگ
شعلهها سبزى رنگ چمنش را بردند
بت پرستان ز هراس تبر ابراهیم
جمع گشته تبر بت شكنش را بردند
بادها سینه زنان زودتر از خواهر او
تا مدینه خبر سوختنش را بردند
یوسف، آهسته بگوئید نمیرد یعقوب
گرگها زوزه كشان پیرهنش را بردند
امیرالمومنین علی علیه السلام :
کسى کــه کردارش او را بــه جایى نرسانــد ، افتخارات خانــدانش
او را بــه جایى نخواهد رسانیــد. نهج البلاغه ، حکمت 23